





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم روز عاشورا را روزه گرفت و به گرفتن روزه آن روز امر نمود.
متفق علیهعلما اتفاق دارند که روزه ی روز عاشورا سنت است، نه واجب؛ اما در مورد حکمش در ابتدای اسلام، به هنگام مشروعیت یافتن آن پیش از رمضان اختلاف است، اینکه آیا روزه ی آن واجب بوده یا نه؟ با فرض صحت و درستی دیدگاهی که روزه ی این روز را در آن وقت واجب می داند، وجوب آن توسط احادیث صحیح نسخ شده است؛ از جمله: از عایشه رضی الله عنها روایت است که قریش در جاهلیت روز عاشورا را روزه می گرفت، سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز امر نمود که آن روز را روزه بگیرند تا اینکه روزه ی رمضان فرض شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ شَاءَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ شَاءَ أَفْطَرَ»: «هرکس می خواهد (عاشورا) را روزه بگیرد و هرکس نمی خواهد روزه نگیرد». به روایت بخاری (3/24؛ شماره: 1893) و مسلم (2/792؛ شماره: 1125)
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم در حال جنابت می خوابيد، بدون اينکه آبی را لمس کند.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم پس از همبستری می خوابید، بدون اینکه آبی به پوستش برسد، نه آب وضو و نه آب غسل و نه حتی آبی برای شستن شرمگاهش؛ زیرا کلمه «ماء: آب» بصورت نکره در سیاق نفی بکار رفته است و هر نوع استفاده از آب را شامل می شود. احتمال دوم: یعنی آب غسل با بدن ایشان تماس پیدا نمی کرد نه آب وضو؛ این احتمال موافق با احادیثی است که در بخاری و مسلم آمده و به صراحت بیان می دارد که رسول الله صلی الله علیه وسلم (پس از همبستری) برای خواب، خوردن، نوشیدن و همبستری، شرمگاهش را شسته و وضو می گرفت، از جمله حدیث ابن عمر می باشد که در آن آمده است: عمر به رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: یا رسول الله، آیا یکی از ما می تواند در حال جنابت بخوابد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «نعم، إذا توضَّأ»: «بله، در صورتی که وضو بگیرد». متفق علیه و از عمار بن یاسر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به فرد جنبی که می خواهد بخورد، بیاشامد یا بخوابد، اجازه داد که وضو بگیرد همچون وضویی که برای نماز می گیرد (و سپس این کارها را انجام دهد). احمد و ترمذی روایت کرده اند و ترمذی آن را صحیح دانسته است. اما عمومیت حدیث، چنین تأویل و تفسیری را نمی پذیرد و قول بهتر این است که گفته شود: رسول الله صلی الله علیه وسلم گاها پس از جنابت از هیچ آبی استفاده نمی کرد تا جواز این کار را صادر نماید و بر امتش آسان بگیرد، زیرا اگر بر گرفتن وضو پس از جنابت مواظبت می نمود، توهم وجوب آن به وجود می آمد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَقَفَتْ الْمَلَائِكَةُ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ يَكْتُبُونَ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ، وَمَثَلُ الْمُهَجِّرِ كَمَثَلِ الَّذِي يُهْدِي بَدَنَةً، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي بَقَرَةً، ثُمَّ كَبْشًا، ثُمَّ دَجَاجَةً، ثُمَّ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ طَوَوْا صُحُفَهُمْ، وَيَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»: «هنگامی که روز جمعه فرا می رسد، (تعدادی از) ملائکه بر دروازه ی مسجد مستقر می شوند و نام کسانی را که در اول وقت به مسجد می آيند، يکی پس از ديگری می نويسند؛ و مثال کسی که زود به مسجد می آيد، مانند کسی است که شتری قربانی می کند؛ و شخص بعدی، مانند کسی است که گاوی قربانی می نمايد؛ و کسی که بعد از او به مسجد می آيد، مانند کسی است که قوچی قربانی نمايد و فرد بعدی، مانند کسی است که مرغی را قربانی می کند و شخص آخر، مانند کسی است که تخم مرغی را در راه الله صدقه نمايد؛ و چون امام بيرون آيد، ملائکه دفترهای شان را در هم می پيچند و به خطبه گوش می دهند».
متفق علیهروز جمعه ملائکه بر دروازه مساجد(ی که نماز جمعه در آنها بر پا می شود) می ایستند و به ترتیب نام کسانی را که وارد مسجد می شوند یادداشت می کنند؛ پاداش کسی که از همه زودتر وارد مسجد شود، همچون پاداش کسی است که شتری را جهت تقرب به الله متعال ذبح نماید؛ پاداش نفر بعدی همچون پاداش کسی است که گاوی را جهت تقرب به الله متعال ذبح نماید؛ پاداش نفر سوم همانند کسی است که قوچی را جهت تقرب به الله متعال ذبح نماید؛ پاداش چهارمین نفر همانند فردی است که مرغی را جهت تقرب به الله متعال ذبح نماید و پاداش نفر بعدی همچون پاداش کسی است که تخم مرغی را جهت تقرب به الله متعال صدقه می دهد؛ و چون امام به مسجد آمده و بالای منبر بنشیند تا خطبه ایراد نماید، ملائکه دفترهایی را که در آنها اسامی شرکت کنندگان در نماز جمعه را به ترتیب می نوشتند، می بندند؛ و پاداش هریک از آنها بر اساس مراتب آنها در لیست تعیین می شود. پس از آن ملائکه نیز می نشینند و همراه مردم به خطبه گوش می دهند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قَرَأَ ابْنُ آدَمَ السَّجْدَةَ فَسَجَدَ اعْتَزَلَ الشَّيْطَانُ يَبْكِي، يَقُولُ: يَا وَيْلَهُ»: «هنگامی که فرزند آدم آيات سجده را تلاوت می نمايد و سجده می کند، شيطان به گوشه ای می خزد و شروع به گريه می کند و می گويد: وای بر او». و در روايتی آمده که می گوید: «يَا وَيْلِي»: «وای بر من». «أُمِرَ ابْنُ آدَمَ بِالسُّجُودِ فَسَجَدَ فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَأُمِرْتُ بِالسُّجُودِ فَأَبَيْتُ فَلِيَ النَّارُ»: «فرزند آدم دستور داده شد تا سجده کند، پس سجده کرد و به بهشت می رود. و من به سجده امر شدم و از سجده کردن ابا ورزیدم پس به جهنم می روم».
به روایت مسلموقتی فرزند آدم آیه ای از آیات سجده را می خواند که در آن به سجده کردن امر نموده و در راستای اجرای فرمان الله و بندگی او تعالی سجده می کند، شیطان از کنار او رفته و گریه می کند و بر کرامتی که از دست داده و لعنت و نومیدی که او را احاطه کرده و سبب آن حسادت کردن به جایگاهی بوده که برای فرزند آدم میسر شده، حسرت می خورد و می گوید: «وای بر من، فرزند آدم دستور داده شد تا سجده کند و سجده کرد و به بهشت می رود. و من به سجده امر شدم و از سجده کردن ابا ورزیدم» یعنی: وای بر من، هلاک شوم من که الله متعال فرزند آدم را فرمان سجده داد و او سجده کرد و فرمان پروردگارش را اطاعت نمود پس بهشت برای اوست؛ و مرا به سجده کردن امر نمود اما از روی تکبر خودداری نمودم، بنابراین برای من آتش است.
از ابوسعید خُدری ـ رضی الله عنه ـ - که همراه با پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در دوازده غزوه شرکت کرده بود - روایت است که گفت: چهار چیز از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم که مرا خوشحال و شگفتزده نمود؛ فرمودند: «لاَ تُسَافِرِ المَرْأَةُ مَسِيرَةَ يَوْمَيْنِ إِلَّا وَمَعَهَا زَوْجُهَا أَوْ ذُو مَحْرَمٍ، وَلاَ صَوْمَ فِي يَوْمَيْنِ: الفِطْرِ وَالأَضْحَى، وَلاَ صَلاَةَ بَعْدَ الصُّبْحِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ، وَلاَ بَعْدَ العَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ، وَلاَ تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَّا إِلَى ثَلاَثَةِ مَسَاجِدَ: مَسْجِدِ الحَرَامِ، وَمَسْجِدِ الأَقْصَى، وَمَسْجِدِي هَذَا»: «زن مسیر دو روز را به سفر نمیرود مگر آنکه همسرش یا محرمی همراه او باشد؛ و در دو روز، روزه روا نیست: فطر و قربان؛ و پس از [نماز] صبح، نمازی نیست تا آنکه خورشید طلوع کند و پس از [نماز] عصر، تا آنکه خورشید غروب کند؛ و بار سفر بسته نمیشود مگر به سوی سه مسجد: مسجد الحرام و مسجد الاقصی و این مسجد من».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از چهار امر نهی کردند: نخست: منع زن از سفری که مسافت آن مسیر دو روز باشد، بدون همسر یا یکی از محارمش؛ و منظور از محرم کسی است که ازدواج با او تا ابد حرام است، مانند پسر یا پدر یا برادرزاده یا خواهرزاده و عمو و دایی و مانند آنها. دوم: نهی از روزه در روز عید فطر یا قربان، چه این روزه نذری باشد یا روزهٔ تطوع یا روزهٔ کفاره. سوم: نهی از نماز نفلی پس از نماز عصر تا آنکه خورشید غروب کند و پس از نماز صبح تا آنکه خورشید طلوع کند. چهارم: نهی از سفر به جایی از روی اعتقاد به فضیلت آن یا اعتقاد به چند برابر شدن ثواب جز در مورد مساجد سهگانه. بنابراین به قصد نماز خواندن در جایی بار سفر بسته نمیشود مگر به این سه مسجد؛ زیرا اجر و پاداش چند برابر نمیشود مگر در مسجد الحرام و مسجد نبوی و مسجد الاقصی.
از عُقبة بن عامر جُهَنی رضیاللهعنه روایت است که گفت: سه زمان بود که رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم ما را از نماز خواندن یا به خاک سپردن مردگانمان در آنها نهی میکردند: هنگامی که خورشید در حال طلوع است تا آنکه بالا بیاید، و هنگامی که [خورشید در وسط آسمان] به هنگام ظهر میایستد تا آنکه [از وسط آسمان] مایل شود، و هنگامی که خورشید برای غروب تمایل پیدا میکند تا آنکه غروب کند.
به روایت مسلمپیامبر صلیاللهعلیهوسلم از سه وقت در روز نهی کردهاند که در آنها نماز مستحبی خوانده شود یا مردگان به خاک سپرده شوند: وقت اول: هنگامی که خورشید در حال طلوع است، یعنی از ابتدای طلوعش تا زمانی که به اندازهٔ یک نیزه بالا بیاید، که این زمان تقریباً یک ربع ساعت تخمین زده میشود. وقت دوم: هنگامی که خورشید در وسط آسمان قرار میگیرد، به طوری که هیچ سایهای از سمت مشرق یا مغرب برای آن وجود ندارد، تا زمانی که از وسط آسمان زوال یابد و سایه از سمت مشرق پدیدار شود، یعنی زمانی که وقت نماز ظهر آغاز میشود. و این زمان کوتاهی است؛ که تقریباً به اندازهٔ پنج دقیقه است. وقت سوم: هنگامی که خورشید برای غروب تمایل پیدا کرده و شروع به غروب میکند تا زمانی که غروب کند.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا يَقْبَلُ اللَّهُ صَلَاةَ حَائِضٍ إِلَّا بِخِمَارٍ»: «الله نماز زن حایض (زنی که حیض می شود) را نمی پذيرد؛ مگر آن که روسری داشته باشد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدزن عاقل و بالغ اجازه ندارد بدون روسری و با سر و گردن برهنه نماز بخواند؛ و اگر به این صورت نماز بخواند، نمازش باطل است، زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الله نمی پذیرد» و منظور از نفی قبول در اینجا، نفی صحت و درستی است. منظور از زن حائض، زن بالغی است که با یکی از نشانه های بلوغ به سن حیض رسیده است. سن بلوغ با ظهور نشانه های آن مشخص می شود که عبارتند از: حیض شدن، یا نزول منی (احتلام)، روییدن موهای زیر ناف، یا پایان یافتن پانزده سال قمری. در اینجا عبارت حیض آمده، زیرا این حکم مختص زنان است و غالبا زنان با حیض بالغ می شوند. و در اینجا منظور از حائض این نیست که آنکه دچار حیض است، در مدت عادتش اینگونه نماز بخواند، زیرا زنان در مدت عادت ماهانه از خواندن نماز منع شده اند؛ و این مسئله هم در سنت ثابت است و هم به اجماع علما رسیده است.
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که گفت: پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «لاَ يُصَلِّي أَحَدُكُمْ فِي الثَّوْبِ الوَاحِدِ لَيْسَ عَلَى عَاتِقَيْهِ شَيْءٌ». «هیچ یک از شما با یک جامهٔ تنها نماز نخواند، در حالی که بر روی شانههایش چیزی نباشد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلیاللهعلیهوسلم کسی را که با یک جامهٔ تنها نماز میخواند، از اینکه شانههایش - یعنی ما بین کتف و گردن - را برهنه بگذارد به طوری که چیزی برای پوشاندن روی آنها قرار ندهد، نهی کردند؛ زیرا شانهها اگرچه عورت محسوب نمیشوند، اما پوشاندن آنها برای پوشاندن عورت مناسبتر است و به بزرگداشت و تعظیم خداوند متعال هنگام ایستادن در برابر او در نماز، نزدیکتر است.
از جابر رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم سوار بر شترش نماز می خواند و شتر رو به هر سو می کرد؛ و چون می خواست نماز فرض بخواند، از شترش پایین آمده و رو به قبله می نمود.
به روایت بخاریرسول الله صلی الله علیه وسلم در وقت سفر خود را به مشقت نمی انداخت که از پشت شترش پایین آمده و بر روی زمین نماز نفل بخواند، بلکه بر پشت آن نماز می گزارد؛ مؤید این مطلب، حدیثی است که ابن عمر و دیگران از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده اند مبنی بر اینکه ایشان در سفر بر پشت شترش و هر سو که شتر رو می کرد، نماز می گزارد. به روایت بخاری. وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم بر پشت شتر بود، به همان جهتی که شترش می رفت، نمازش را می گزارد، تفاوتی نداشت که روی شتر در جهت قبله بود یا نه. اما هنگام نمازهای فرض، یعنی نمازهای پنج گانه، از مرکبش پایین می آمد و رو به قبله، بر زمین نماز می خواند. و در حدیث ابن عمر رضی الله عنهما آمده است: «این کار را - یعنی نماز خواندن بر پشت مرکب را - در رابطه با نمازهای فرض انجام نمی داد». متفق علیه نماز فرض باید بر روی زمین ادا شود، مگر اینکه عذری شرعی وجود داشته باشد، مانند باران یا ترس از دشمن؛ در این صورت می توان بر روی مرکب نیز آن را ادا نمود، یا چنانچه فردی مریض باشد می تواند نمازش را نشسته و بر روی رخت خوابش نیز ادا کند، به ویژه اگر ترس خارج شدن وقت نماز باشد. دلایلی که به تخفیف و آسانگیری این دین و رفع حرج و سختی از این امت اشاره دارد، بر این مطلب دلالت می کند، از جمله این آیه که می فرماید: «لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا» [بقره: 286] «الله به هیچکس جز به اندازۀ توانش تکلیف نمی کند». و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذا أَمَرْتُكُمْ بأَمْرٍ فَأْتُوا مِنْهُ ما اسْتَطَعْتُمْ»: «چون شما را به انجام کاری دستور دادم، تا آنجا که می توانيد به آن عمل کنيد».