





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ قَالَ: رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبًّا، وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا، وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولًا، وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ». یعنی: «هر کس بگوید: به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی شدم، بهشت بر او واجب میشود».
به روایت ابوداوودپیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که هر کس بگوید: «رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبًّا» (به الله به عنوان پروردگار راضی شدم) و معبود، پرورشدهنده، مالک، سرور و اصلاحگر، «وَبِالْإِسْلَامِ» (و به اسلام) با همهٔ احکامش از اوامر و نواهی «دِينًا» (به عنوان دین) و آیین و شریعت، از روی اعتقاد و فرمانبرداری، «وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولًا» (و به محمد به عنوان فرستاده) و پیامبر؛ با همهٔ آنچه با آن فرستاده شده و به ما ابلاغ کرده است، [کسی که چنین بگوید] بهشت بر او واجب میشود.
از عُبادة بن صامت رضی الله عنه - که در جنگ بدر حضور داشت و یکی از نقیبان در شب عقبه بود - روایت است: که رسول خدا صلی الله علیه و سلم در حالی که گروهی از اصحابشان اطرافشان بودند، فرمودند: «بَايِعُونِي عَلَى أَلَّا تُشْرِكُوا بِاللَّهِ شَيْئًا، وَلَا تَسْرِقُوا، وَلَا تَزْنُوا، وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ، وَلَا تَأْتُوا بِبُهْتَانٍ تَفْتَرُونَهُ بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَأَرْجُلِكُمْ، وَلَا تَعْصُوا فِي مَعْرُوفٍ، فَمَنْ وَفَى مِنْكُمْ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ، وَمَنْ أَصَابَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئًا فَعُوقِبَ فِي الدُّنْيَا فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ، وَمَنْ أَصَابَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئًا ثُمَّ سَتَرَهُ اللَّهُ فَهُوَ إِلَى اللَّهِ، إِنْ شَاءَ عَفَا عَنْهُ وَإِنْ شَاءَ عَاقَبَهُ» یعنی: «با من بیعت کنید بر اینکه چیزی را با الله شریک نگردانید، و دزدی نکنید، و زنا نکنید، و فرزندانتان را نکشید، و بهتانی را که میان دستها و پاهایتان به دروغ میسازید، نیاورید، و در کار نیک نافرمانی نکنید. پس هر کس از شما وفا کرد، پاداشش بر خداست، و هر کس چیزی از آن [گناهان] را مرتکب شد و در دنیا مجازات شد، پس آن کفارهای برای اوست. و هر کس چیزی از آن را مرتکب شد سپس خداوند او را پوشاند، پس کارش با خداست؛ اگر بخواهد از او درمیگذرد و اگر بخواهد او را مجازات میکند». پس ما بر آن [امور] با ایشان بیعت کردیم.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندعبادة بن صامت رضی الله عنه - که از شرکتکنندگان در غزوهٔ بزرگ بدر و از سران قومش بود که در شب عقبه در منا برای بیعت و یاری رسول خدا صلی الله علیه و سلم پیشگام شد - روایت کرده است که روزی، هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و سلم پیش از هجرت در مکه بودند، در میان اصحابشان نشسته بودند و از آنان خواستند که بر اموری با ایشان پیمان ببندند: اول: در عبادت الله چیزی را شریک نگردانند، هرچند اندک باشد. دوم: دزدی نکنند. سوم: مرتکب عمل زشت زنا نشوند. چهارم: فرزندانشان را نکشند؛ پسرانشان را از ترس فقر یا دخترانشان را از ترس ننگ. پنجم: دروغی را که میان دستها و پاهایشان میسازند، نیاورند، زیرا بیشتر کارها با این دو انجام میشود، هرچند سایر اعضا نیز مشارکت کنند. ششم: از پیامبر صلی الله علیه و سلم در کار نیک نافرمانی نکنند. پس هر کس از آنان بر پیمان ثابت قدم ماند و به آن پایبند بود، پاداشش بر خداست. و هر کس چیزی از آنچه ذکر شد - غیر از شرک - را انجام داد و در دنیا با برپایی حد بر او مجازات شد، پس آن کفارهای برای اوست و با آن، گناه ساقط شده است. و هر کس چیزی از آن را انجام داد سپس خداوند او را پوشاند، پس کارش با خداست؛ اگر بخواهد از او درمیگذرد و اگر بخواهد او را مجازات میکند. پس همهٔ حاضران بر آن [امور] با ایشان بیعت کردند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَدَأَ الْإِسْلَامُ غَرِيبًا، وَسَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ غَرِيبًا، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ». «اسلام غریبانه آغاز شد و به زودی همانگونه که آغاز شد، غریبانه بازخواهد گشت. پس خوشا به حال غریبان».
به روایت مسلمپیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که اسلام در میان افراد اندکی از مردم و با کم بودن پیروانش، غریبانه آغاز شد، و به زودی با کم بودن کسانی که به آن عمل میکنند، همانگونه که آغاز شد، غریب خواهد شد. پس غبطه، شادی و روشنیِ چشم برای غریبان باد.
از سهل بن سعد رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «إِيَّاكُمْ وَمُحَقَّرَاتِ الذُّنُوبِ، فَإِنَّمَا مَثَلُ مُحَقَّرَاتِ الذُّنُوبِ كَقَوْمٍ نَزَلُوا فِي بَطْنِ وَادٍ، فَجَاءَ ذَا بِعُودٍ، وَجَاءَ ذَا بِعُودٍ، حَتَّى أَنْضَجُوا خُبْزَتَهُمْ، وَإِنَّ مُحَقَّرَاتِ الذُّنُوبِ مَتَى يُؤْخَذْ بِهَا صَاحِبُهَا تُهْلِكْهُ». یعنی: «از گناهانِ کوچک شمرده شده بپرهیزید. همانا مَثَلِ گناهانِ کوچک شمرده شده، مانند گروهی است که در دلِ درهای فرود آمدند، پس این یکی چوبی آورد و آن دیگری چوبی آورد، تا آنکه [با همان چوبها] نانشان را پختند. و همانا گناهانِ کوچک شمرده شده، هرگاه صاحبش به خاطر آنها مؤاخذه شود، او را هلاک میکنند».
به روایت احمدپیامبر صلی الله علیه و سلم از سهلانگاری در انجام گناهان صغیره و بسیار انجام دادن آنها هشدار دادهاند، زیرا آنها در مجموع خود هلاککننده هستند. و برای آن مثالی زدند از گروهی که در دل درهای فرود آمدند، پس هر یک از آنان چوب کوچکی آورد، تا آنکه با مجموع تکهچوبهایی که جمع کرده بودند، نانشان را پختند. و همانا گناهانِ کوچک شمرده شده، هرگاه صاحبش به خاطر آنها مؤاخذه شود و از آنها توبه نکرده باشد یا خداوند او را نیامرزیده باشد، او را هلاک میکنند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ». یعنی: «همانا مبعوث شده ام تا اخلاق شایسته را تكميل نمايم».
به روایت بخاری در «الأدب المفرد» و احمد و بیهقیپیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که خداوند عز و جل ایشان را تنها برای این فرستاده است که فضائل و نیکیهای اخلاق را کامل کنند؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم به عنوان تتمهٔ رسولان پیش از خود و کاملکنندهٔ اخلاق نیکوی عرب فرستاده شدند. آنان خیر را دوست داشتند و از شر بیزار بودند، و اهل مروت، کرم و شهامت بودند؛ پس پیامبر صلی الله علیه و سلم فرستاده شدند تا نقصهایی را که در اخلاقشان بود، مانند تفاخر به نسبها، و تکبر و تحقیر فقیر و غیره را کامل کنند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: يُؤْذِينِي ابْنُ آدَمَ يَسُبُّ الدَّهْرَ وَأَنَا الدَّهْرُ، بِيَدِي الْأَمْرُ أُقَلِّبُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ». یعنی: «خداوند عز و جل فرمود: فرزند آدم مرا میآزارد، [زیرا] دهر (روزگار) را دشنام میدهد در حالی که من دهر هستم. کارها به دست من است و من شب و روز را میگردانم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که خداوند متعال در حدیث قدسی میفرماید: انسانی که هنگام فرود آمدن مصیبتها و ناخوشایندیها، زمانه را دشنام میدهد و نکوهش میکند، مرا میآزارد و به من نقص نسبت میدهد؛ زیرا او سبحانه به تنهایی تدبیرگر و گردانندهٔ رویدادهاست؛ پس دشنام دادن به زمانه، دشنام دادن به خداوند عز و جل است. و زمانه تنها آفریدهای مسخر است که حوادث در آن به امر خداوند متعال جاری میشود.
از عثمان شَحّام روایت است که گفت: من و فَرقَد سَبخی به سوی مسلم بن ابیبکره که در زمینش بود، رفتیم. پس بر او وارد شدیم و گفتیم: آیا از پدرت حدیثی دربارهٔ فتنهها شنیدهای؟ گفت: آری، از ابوبکره رضی الله عنه شنیدم که حدیث میگفت، که رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «إِنَّهَا سَتَكُونُ فِتَنٌ، أَلَا ثُمَّ تَكُونُ فِتْنَةٌ الْقَاعِدُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْمَاشِي فِيهَا، وَالْمَاشِي فِيهَا خَيْرٌ مِنَ السَّاعِي إِلَيْهَا، أَلَا فَإِذَا نَزَلَتْ أَوْ وَقَعَتْ فَمَنْ كَانَ لَهُ إِبِلٌ فَلْيَلْحَقْ بِإِبِلِهِ، وَمَنْ كَانَتْ لَهُ غَنَمٌ فَلْيَلْحَقْ بِغَنَمِهِ، وَمَنْ كَانَتْ لَهُ أَرْضٌ فَلْيَلْحَقْ بِأَرْضِهِ» یعنی: «همانا به زودی فتنههایی خواهد بود، هان! سپس فتنهای خواهد بود که نشسته در آن از راهرونده در آن بهتر است، و راهرونده در آن از شتابنده به سوی آن بهتر است. هان! پس هرگاه [فتنه] فرود آمد یا واقع شد، هر کس شتری دارد به شترانش بپیوندد، و هر کس گوسفندی دارد به گوسفندانش بپیوندد، و هر کس زمینی دارد به زمینش بپیوندد» [راوی] گفت: پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر کسی نه شتری، نه گوسفندی و نه زمینی داشت، چه؟ فرمودند: «يَعْمِدُ إِلَى سَيْفِهِ فَيَدُقُّ عَلَى حَدِّهِ بِحَجَرٍ، ثُمَّ لِيَنْجُ إِنِ اسْتَطَاعَ النَّجَاءَ، اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟» یعنی: «به سراغ شمشیرش برود و لبهٔ آن را با سنگی بکوبد [تا کند شود]، سپس اگر توانست، نجات یابد. خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟» [راوی] گفت: پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر به اجبار به یکی از دو صف یا یکی از دو گروه برده شوم و مردی با شمشیرش مرا بزند، یا تیری بیاید و مرا بکشد، چه؟ فرمودند: «يَبُوءُ بِإِثْمِهِ وَإِثْمِكَ، وَيَكُونُ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ» یعنی: «[قاتل] با گناه خود و گناه تو بازمیگردد و از اصحاب آتش خواهد بود».
به روایت مسلمعثمان شَحّام و فَرقَد سَبَخی از مسلم، پسرِ صحابیِ بزرگوار ابوبکره رضی الله عنه، پرسیدند: آیا از پدرش حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و سلم دربارهٔ فتنهها و جنگی که میان مسلمانان رخ میدهد، شنیده است؟ او گفت آری، پیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که پس از وفاتشان فتنههایی خواهد بود، و در این فتنهها، فردِ نشسته که از آن غافل است، از راهرونده در آن که به دنبال آن نمیرود و جستجویش نمیکند، بهتر است. و راهرونده در آن، از شتابنده به سوی آن که به دنبالش میرود و در آن مشارکت میکند، بهتر است. سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم کسی را که فتنه در زمانهاش فرود آید یا واقع شود، راهنمایی کردند که اگر پناهگاهی یافت، به آن پناه ببرد؛ پس هر کس شترانی در حال چرا دارد، به شترانش بپیوندد، و هر کس گوسفندانی در حال چرا دارد، به گوسفندانش بپیوندد، و هر کس زمین و مزرعهای دارد، به زمینش بپیوندد. پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر کسی پناهگاهی از شتر و گوسفند و زمین نداشت، چه؟ فرمودند: به سراغ سلاحش برود و آن را بکوبد و از کار بیندازد، سپس اگر توانست، با خود و فرزندانش فرار کند و نجات یابد. سپس ایشان صلی الله علیه و سلم سه بار [خدا را] گواه گرفتند و فرمودند: خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟ پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر مجبور شوم که با یکی از دو صف یا یکی از دو گروه مشارکت کنم و مردی با شمشیرش مرا بزند، یا تیری بیاید و مرا بکشد، چه؟ فرمودند: [قاتل] با گناه خود و گناه کسی که کشته، بازمیگردد و در روز قیامت از اصحاب آتش خواهد بود.