





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم از روزه گرفتن دو روز عید فطر و قربان و از اينكه کسی خود را طوری در لباس بپيچد كه دست هايش داخل آن بمانند و بيرون آوردن آنها مشكل باشد و از نشستن بر روی باسن و نهادن کف پا بر روی زمين و جمع کردن زانوها به طرف سينه در حالتی که تمام بدن را با يک لباس پوشيده باشد و همچنین از نماز خواندن بعد از نماز صبح و عصر نهی کرده است.
متفق علیهدر این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم از روزه گرفتن دو روز و پوشیدن دو لباس و از نماز خواندن در دو وقت نهی می کند. روزهایی که روزه گرفتن در آنها حرام است، روز عید فطر و عید قربان هستند. و حکمت تحریم روزه گرفتن آنها، عدم مناسبت روزه در روز خوردن و نوشیدن و شادی و سرور است. اما دو لباسی که از پوشیدن آنها نهی کرده است، یکی پوشیدن لباسی است که اگر کسی آن را بپوشد و بر روی باسنش بنشیند و زانوهایش را با دستانش به آغوش بگیرد یا با بستن پارچه ای به دور کمر و زانوانش آنها را به سینه اش بچسباند، شرمگاهش را نپوشاند. و دیگری پوشیدن لباسی است که هیچ منفذی نداشته باشد؛ و در روایت بخاری با این قید آمده است که: «شرمگاهش را نپوشاند». اما دو وقتی که نماز خواندن در آنها جایز نیست، نماز خواندن بعد از نماز صبح و عصر می باشد تا شباهت با کفاری صورت نگیرد که به هنگام طلوع و غروب خورشید به آن سجده می کنند؛ اما خواندن نماز فرض در این دو وقت جایز است.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که میگوید: «خلیلم مرا به سه چیز سفارش نمود: روزه گرفتن سه روز از هر ماه و دو رکعت نماز ضُحیٰ و اینکه پیش از خواب نماز وترم را ادا کنم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندابوهریره رضی الله عنه خبر میدهد که یار و محبوبش پیامبر صلی الله علیه وسلم او را به سه خصلت توصیه نموده است: نخست: روزه گرفتن سه روز از هر ماه. دوم: دو رکعت نماز ضحی در هر روز. سوم: ادای نماز وتر پیش از خواب؛ و این برای کسی است که بیم آن دارد آخر شب بیدار نشود.
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا أقْبَلَ اللَّيْلُ مِنْ ههُنَا، وَأدْبَرَ النَّهارُ مِنْ هَهُنَا، فَقَدْ أفْطَر الصَّائِمُ»: «هرگاه شب از اين سمت - يعنی از سوی مشرق - نمايان شد و روز از اين طرف - يعنی از سمتِ مغرب - رفت، روزه دار بايد افطار کند».
متفق علیهوقت روزه ی شرعی از طلوع فجر تا غروب خورشید می باشد؛ به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم به امتش بیان می کند که: هرگاه شب از سمت مشرق روی آورد و روز با غروب خورشید از طرف مغرب رفت، روزه دار وارد وقت افطار می شود که تاخیر کردن در آن شایسته نیست. بلکه تاخیر کردن در افطار کار نادرستی است و باید به محض وارد شدن وقت افطار، افطار کند تا مطابق با شریعت عمل نموده و اطاعت و فرمانبرداری کرده باشد؛ و تمایز موجود بین اوقات عبادت و سایر اوقات را رعایت کند؛ همچنین حق نفس را مد نظر داشته و آن را از حقش که بهره مندی از امور مباح است، محروم نگرداند. اما اینکه می فرماید: «فَقَدْ أفْطَر الصَّائِمُ» احتمال دو معنا را دارد: 1- یا به این معناست که با وارد شدن وقت افطار، حکما روزه اش باز می شود هرچند چیزی نخورد؛ و تشویق مذکور در برخی احادیث به معنای تشویق به افطار کردن به صورت حسی برای مطابقت با معنای شرعی آن می باشد. 2- یا اینکه به این معناست: وقت افطار وارد شده و به شتاب کردن در افطار در وقت خودش تشویق می کند. و این معنا به صواب نزدیک تر است چنانکه روایت احمد در مسند (19413) موید آن می باشد: «فَقَدْ حَلَّ الْإِفْطَارُ»: «افطار کردن حلال می شود».
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَيْسَ فِيمَا دُونَ خَمْسِ أَوَاقٍ صَدَقَةٌ، وَلَيْسَ فِيمَا دُونَ خَمْسِ ذَوْدٍ صَدَقَةٌ، وَلَيْسَ فِيمَا دُونَ خَمْسة أَوْسُقٍ صَدَقَةٌ»: «بر مالی كه كمتر از پنج اوقيه باشد و بر شترانی که تعداد آنها کمتر از پنج نفر باشد و بر مالی که کمتر از پنج وسق باشد، زكاتی نیست».
متفق علیهزکات کمک و تسلای خاطری بین ثروتمند و فقیر می باشد؛ به همین دلیل از کسی گرفته نمی شود که مال و اموال اندکی دارد و ثروتمند شمرده نمی شود. شارع کمترین مقداری را که بر آن زکات تعلق می گیرد بیان می کند؛ اما کسی که اموالش کمتر از این مقدار باشد، فقیر محسوب شده و چیزی از وی گرفته نمی شود. به عنوان مثال کسی که نقره دارد، پرداخت زکات آنها بر وی واجب نیست مگر اینکه مقدار آنها به پنج اوقیه برسد؛ و هر اوقیه برابر با چهل درهم می باشد. بنابراین نصاب زکات وی دویست درهم است که از نظر وزنی برابر است با 590 گرم؛ و همچنین کسی که شتر دارد بر او زکات دادن واجب نیست تا اینکه صاحب پنج شتر و بیش از آن باشد؛ و اگر کمتر از این تعداد داشته باشد، پرداخت زکات بر او واجب نیست. و کسی که حبوبات و میوه و محصول دارد، زکات بر او واجب نمی شود مگر اینکه مقدار محصولات وی به پنج اوسق برسد؛ و «الوَسْقُ» برابر است با شصت صاع؛ بنابراین نصاب وی برابر است با سیصد صاع.
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که می گوید: گفتم: ای رسول خدا، من در جاهلیت نذر کرده بودم که شبی – و در روایتی: روزی – را در مسجدالحرام به اعتکاف بنشینم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَأَوْفِ بِنَذْرِكَ»: «پس به نذرت وفا کن».
متفق علیهعمر بن خطاب رضی الله عنه در جاهلیت نذر کرده بود که شبی را در مسجدالحرام به اعتکاف بنشیند؛ بنابراین از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد حکم نذری که در جاهلیت کرده، سوال می کند و رسول الله صلی الله علیه وسلم او را دستور می دهد تا به نذرش وفا کند.
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَصُومُوا، وَإِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا، فَإِنْ غُمَّ عَلَيْكُمْ فَاقْدُرُوا لَهُ»: «چون آن [یعنی هلال رمضان] را دیدید روزه شوید و چون آن [یعنی هلال شوال] را دیدید افطار کنید و در صورتی که (به سبب ابر) بر شما پنهان ماند مقدارش را [سی روز] در نظر بگیرید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه وسلم علامت وارد شدن و خارج شدن ماه رمضان را بیان نموده و فرمودند: «چون هلال رمضان را دیدید روزه بگیرید، پس اگر ابر یا هر مانعی باعث شد آن را نبینید ماه شعبان را سی روز در نظر بگیرید؛ و چون هلال شوال را دیدید افطار کنید و اگر به سبب ابر یا مانعی دیگر از دیدنش ناتوان شدید، ماه رمضان را سی روز در نظر بگیرید».
از ابوالحَوراء سعدی روایت است که میگوید: «به حسن بن علی رضی الله عنهما گفتم: از رسول الله صلی الله علیه وسلم چه به یاد داری؟ گفت: از رسول الله صلی الله علیه وسلم به یاد دارم که فرمود: «دَعْ مَا يَرِيبُكَ إِلَى مَا لاَ يَرِيبُكَ، فَإِنَّ الصِّدْقَ طُمَأْنِينَةٌ، وَإِنَّ الكَذِبَ رِيبَةٌ»: «آنچه تو را به شک میاندازد رها کن و چیزی را برگیر که تو را به شک نمیاندازد، زیرا راستی آرامش است و دروغ عامل تردید».
به روایت ترمذی و نسائی و احمدپیامبر صلی الله علیه وسلم به ترک اقوال و اعمالی امر میکند که نسبت به آنها شک و تردید دارید؛ اینکه آیا از آن نهی شده یا خیر؛ آیا حرام است یا حلال؛ و به انجام کاری امر میکند که شکی در آن نیست و از درستی و حلال بودن آن مطمئن هستید؛ زیرا دل به این کار آرام مییابد؛ و هرچه در آن شک باشد باعث اضطراب و ناآرامی دل میشود.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «صَلَاةُ الرَّجُلِ فِي جَمَاعَةٍ تَزِيدُ عَلَى صَلَاتِهِ فِي بَيْتِهِ وَصَلَاتِهِ فِي سُوقِهِ بِضْعًا وَعِشْرِينَ دَرَجَةً، وَذَلِكَ أَنَّ أَحَدَهُمْ إِذَا تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، ثُمَّ أَتَى الْمَسْجِدَ لَا يَنْهَزُهُ إِلَّا الصَّلَاةُ، لَا يُرِيدُ إِلَّا الصَّلَاةَ، فَلَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إِلَّا رُفِعَ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَحُطَّ عَنْهُ بِهَا خَطِيئَةٌ، حَتَّى يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، فَإِذَا دَخَلَ الْمَسْجِدَ كَانَ فِي الصَّلَاةِ مَا كَانَتِ الصَّلَاةُ هِيَ تَحْبِسُهُ، وَالْمَلَائِكَةُ يُصَلُّونَ عَلَى أَحَدِكُمْ مَا دَامَ فِي مَجْلِسِهِ الَّذِي صَلَّى فِيهِ، يَقُولُونَ: اللهُمَّ ارْحَمْهُ، اللهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، اللهُمَّ تُبْ عَلَيْهِ، مَا لَمْ يُؤْذِ فِيهِ، مَا لَمْ يُحْدِثْ فِيهِ»: «نماز مرد در جماعت بر نمازش در خانهاش و نمازش در (محل کارش در) بازار بیست و چند درجه برتری دارد، چنانکه اگر یکی از آنها خوب وضو بگیرد و سپس به مسجد بیاید و انگيزهای جز نماز بلندش نکرده باشد و قصدی جز نماز نداشته باشد، گامی برنمیدارد مگر آنکه با آن یک درجه بر درجات او افزوده میشود و یک گناه از او پاک میشود تا آنکه وارد مسجد شود؛ و چون وارد مسجد شد تا وقتی که در انتظار نماز است، در حال نماز خواهد بود؛ و تا وقتی که یکی از شما در جایی باشد که در آن نماز خوانده است ملائکه بر او درود میفرستند و میگویند: بارالها، او را مورد رحمت قرار ده، یا الله، او را بیامرز، بارالها، توبهاش را بپذیر؛ تا وقتی که در آن مجلس، آزار نرساند و وضویش باطل نشود».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که چون مسلمان در جماعت نماز بگزارد، این نمازش بیست و چند درجه بهتر از نمازش در خانهاش یا دکانش در بازار است. سپس به بیان سبب آن میپردازد که: وقتی مرد خوب، کامل و نیکو وضو بگیرد، سپس به سوی مسجد برود درحالیکه چیزی جز ارادهٔ نماز او را خارج نکرده باشد، هیچ گامی برنمیدارد مگر آنکه با آن درجهای بر درجات و منزلتش افزوده میشود و گناهی از گناهانش پاک میشود، پس چون به مسجد داخل شود و به انتظار نماز بنشیند، تا وقتی که در انتظار نماز است اجر و ثواب نماز به او میرسد و تا وقتی که در جایی باشد که آنجا نماز خوانده است، ملائکه برای او دعا میکنند و میگویند: «بارالها او را بیامرز، بارالها او را رحمت کن، بارالها بر او بازگرد» تا وقتی که وضویش را باطل نکرده باشد یا کاری نکرده باشد که باعث آزار مردم یا ملائکه شود.
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «ریختن خون هیچ فرد مسلمانی حلال نیست مگر به یکی از این سه دلیل: شخص همسرداری که زنا کند، و کشتن کسی در برابر کسی (قصاص)، و کسی که دین خود را رها کرده و از جماعت مسلمانان جدا شود.»
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه وسلم بیان کرد که خون مسلمان حرام است، مگر اینکه یکی از سه کار را انجام دهد: اول: کسی که مرتکب عمل زشت زنا شود، درحالیکه با عقد صحیح ازدواج کرده است؛ پس کشتن او با سنگسار حلال میشود. دوم: کسی که انسانی بیگناه را عمداً و به ناحق بکشد، با وجود شرایط (قصاص)، کشته میشود. سوم: کسی که از جماعت مسلمانان خارج شود؛ یا با ترک کامل دین اسلام از طریق ارتداد، یا با جدا شدن بدون ارتداد از طریق ترک بخشی از آن، مانند اهل بغی (شورشگران)، راهزنان و جنگجویان از خوارج و غیر ایشان.