





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه روایت است که گفت: نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم از مردی یاد شد که تمام شب را تا صبح میخوابد. ایشان فرمودند: «ذَاكَ رَجُلٌ بَالَ الشَّيْطَانُ فِي أُذُنَيْهِ، أَوْ قَالَ: فِي أُذُنِهِ»: «آن مردی است که شیطان در دو گوشش - یا در گوش او - ادرار کرده است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندنزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم از مردی یاد شد که تا صبح و هنگام طلوع خورشید خوابیده و برای نماز فرض برنخاسته است، پس ایشان صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «او مردی است که شیطان در گوشهایش ادرار کرده است».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَشْرٌ مِنَ الفِطْرَةِ: قَصُّ الشَّارِبِ، وَإعْفَاءُ اللِّحْيَةِ، وَالسِّوَاكُ، وَاسْتِنْشَاقُ المَاءِ، وَقَصُّ الأظْفَارِ، وَغَسْلُ البَرَاجِمِ، وَنَتف الإبْطِ، وَحَلْقُ العَانَةِ، وَانْتِقَاصُ المَاءِ»: «ده خصلت جزو فطرت است: کوتاه کردن سبيل، گذاشتن ريش، مسواک زدن، استنشاق آب (= به بينی کشيدنِ آب)، کوتاه کردن ناخن ها، شستن بند انگشتان و مفاصل، گرفتن موی زير بغل، تراشيدن موی زيرِ ناف و استنجا». راوی می گويد: دهمين مورد را فراموش کرده ام؛ شايد مضمضه و گرداندن آب در دهان باشد. وکیع یکی از راویان حدیث می گوید: «انْتِقَاص الماء» یعنی استنجا.
به روایت مسلمعایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم سنت های فطری را بیان داشتند. و «الفِطْرة» به معنای خلقتی است که الله متعال بندگانش را بر آن خلق نموده و سرشته است که با خیر و خوبی همراه است؛ و مراد از آن فطرت سالم می باشد چون فطرت های منحرف اعتباری ندارند. چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ، فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ أو يُنَصِّرَانِهِ أو يُمَجِّسَانِهِ»: «هر نوزادی بر فطرت سالم زاده می شود؛ اما پدر و مادرش او را يهودی يا نصرانی يا زرتشتی بار می آورند». اولین آنها «قَصُّ الشَارِب» کوتاه کردن سبيل می باشد چنانکه لب آشکار باشد؛ و این بخشی از نظافت و پرهیز از چیزهایی است که از بینی خارج می شود؛ وقتی موی سبیل با لب در تماس باشد، بخشی از آنچه خورده و نوشیده می شود در آن باقی می ماند، علاوه بر اینکه چهره ی ناخوشایندی از انسان نشان می دهد؛ اگرچه کسی که اهمیتی به این موارد نمی دهد آن را خوب و زیبا بداند. بنابراین شایسته ی هر مسلمانی است که سبیل خود را کوتاه کند یا بتراشد و بیش از چهل روز آن را رها نکند. به دلیل روایت مسلم از انس رضی الله عنه که می گوید: «برای ما درباره ی کوتاه کردن سبيل، گرفتن ناخن، کندن موی زير بغل و تراشيدن موی زير ناف، چهل روز وقت تعيين گرديد که نبايد بيش از این مدت آنها را رها کنیم». «وَإعْفَاءُ اللِّحْيَةِ»؛ «اللِّحْيَةِ» عبارت است از مویی که بر چانه و دو فک رشد می کند؛ و منظور از «إعْفَاء» رها کردن ریش تا انبوه شدن و نتراشیدن و کوتاه نکردن آن چه کم و چه زیاد می باشد. چون «إعْفَاء» ماخوذ از کثرت و فراوانی است. بنابراین باید ریش را زیاد و انبوه کرد. چنانکه الله متعال می فرماید: «حَتَّى عَفَواْ»: «تا افزون شدند». احادیث زیادی از رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد شده که با الفاظ متعدد به رها کردن ریش امر نموده است. چنانکه با الفاظ «وفروا»، «أرخوا»، «أعفوا» وارد شده است که همگی به گذاشتن ریش و انبوه کردن آن و تغییر ندادن آن دلالت دارند. بنابراین بر هیچ مسلمانی جایز نیست ریشش را بتراشد و اگر چنین کند با روش رسول الله صلی الله علیه وسلم مخالفت کرده است و از امر او نافرمانی نموده و دچار مشابهت با مشرکان شده است. «وَالسِّوَاكُ»؛ استفاده از سواک یا مسواک زدن از خصلت های فطری است که شریعت بدان تشویق می کند. باعث پاکیزگی دهان و رضایت پروردگار می شود، بنابراین استفاده از آن در هر وقتی جایز است هرچند به هنگام وضو و نماز و بیدار شدن از خواب و تغییر طعم دهان و زرد شدن دندان ها و موارد مشابه، تاکید استفاده از آن بیشتر است. «وَاسْتِنْشَاقُ المَاءِ»؛ استنشاق آب یا آب به بینی کشیدن از فطرت است؛ چون نظافت و از بین بردن پلیدی های درون بینی می باشد که سبب اذیت و آزار هستند. استنشاق در وضو و در غیر وضو می باشد؛ هرگاه نیاز به نظافت بینی باشد، مورد استفاده قرار گرفته و بینی نظافت می شود. و این در مورد افراد مختلف متفاوت می باشد؛ برخی فقط در وضو به آن نیاز دارند و برخی بیشتر به آن نیاز دارند. یکی دیگر از سنن فطری مضمضه است. دهان و بینی در معرض پلیدی های زیادی قرار دارند، لذا توجه به تمیزی و نظافت آنها بخشی از فطرت است. «وَقَصُّ الأظْفَارِ» کوتاه کردن ناخن ها نیز از خصلت های فطری می باشد. و مراد از آن ناخن های دست ها و پاها می باشد که باید کمتر از چهل روز کوتاه شوند. چنانکه در حدیث گذشت. «وَغَسْلُ البَرَاجِمِ» یعنی شستن مفاصل آشکار و نهان موجود در انگشت ها؛ چون محل جمع شدن پلیدی می باشند. و به دلیل فشردگی و تراکمی که دارند آب به آنها نمی رسد؛ اما چون دست کشیده شوند آب به آنها می رسد؛ و توجه به پاکیزگی آنها از فطرت است. و هر جایی از بدن که محل جمع شدن پلیدی چون عرق یا هر پلیدی دیگری باشد مانند سوراخ گوش و کش های ران و جاهایی که بیشتر پوشیده هستند، از این قبیل می باشند. «وَنَتف الإبْطِ» یکی دیگر از خصلت های فطری، کندن موهای زیر بغل از ریشه می باشد چون زیاد عرق می کند و مکان تجمع عرق و پلیدی ها می باشد و بوی بدن انسان با وجود آن تغییر می کند که نباید بیش از چهل روز رها شود. چنانکه در حدیث انس رضی الله عنه ذکر شد. بهتر این است که موهای زیر بغل کنده شود، اما اگر این کار سخت و دشوار باشد، تراشیدن یا استفاده از پمادهای مو بر اشکالی ندارد. چون هدف، از بین بردن آنها و نظافت این محل می باشد که در هر صورت حاصل می شود. «وَحَلْقُ العَانَةِ» یکی دیگر از خصلت های فطری از بین بردن موهای زیر ناف و اطراف شرمگاه مرد و زن می باشد؛ از بین بردن آنها می تواند با تراشیدن یا کندن یا کوتاه کردن یا استفاده از روش های جدید باشد. چون هدف تمیزی و نظافت این محل می باشد و نباید بیش از چهل روز رها شود. «وَانْتِقَاصُ المَاءِ» به استنجا تفسیر شده است. و روایت ابوداود و ابن ماجه از عمار بن یاسر رضی الله عنه این تفسیر را تایید می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مِنَ الْفِطْرَةِ، الْمَضْمَضَةُ، وَالِاسْتِنْشَاقُ، وَالِانْتِضَاحُ». و انتضاح به معنای پاشیدن آب به شرمگاه می باشد که همان معنای استنجا را می دهد. و استنجا از بین بردن نجاست خارج شده از دو راه دفع انسان به وسیله چیزی پاک مانند آب و سنگ و پارچه و دستمال و چیزهای مشابهی می باشد که خاصیت از بین بردن نجاست را داشته باشند. راوی می گويد: دهمين مورد را فراموش کرده ام؛ شايد مضمضه و گرداندن آب در دهان باشد. و این شک از سوی راوی می باشد. همه ی این موارد ظاهر انسان را کامل و پاکیزه و تمیز نموده و چیزهای مضر و پلید را از وی دور می کند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَعْقِدُ الشَّيْطَانُ عَلَى قَافِيَةِ رَأْسِ أَحَدِكُمْ إِذَا هُوَ نَامَ ثَلاَثَ عُقَدٍ يَضْرِبُ كُلَّ عُقْدَةٍ عَلَيْكَ لَيْلٌ طَوِيلٌ، فَارْقُدْ، فَإِنِ اسْتَيْقَظَ فَذَكَرَ اللَّهَ، انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ تَوَضَّأَ انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ صَلَّى انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَأَصْبَحَ نَشِيطًا طَيِّبَ النَّفْسِ، وَإِلَّا أَصْبَحَ خَبِيثَ النَّفْسِ كَسْلاَنَ»: «هريک از شما شب هنگام که میخوابد، شيطان سه گره بر پُشت سرِ او میزند و هنگامِ بستنِ هر گرهی [در گوش او میگويد] شبی دراز در پيش داری؛ پس بخواب. اگر شخص بيدار شود و ذکر و یاد الله کند، يک گره گشوده میشود و چون وضو بگيرد، گرهِ ديگری باز میشود و چنانچه نماز بخواند، همهٔ گرهها باز میشود و به این ترتیب صبح را با نشاط و سرِحال خواهد بود؛ وگرنه صبح را کسل و بیحال آغاز میکند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه وسلم درباره شیطان و درگیری او با کسی سخن میگوید که قصد ادای نماز شب یا نماز صبح را دارد. هرگاه مؤمن به بستر میرود، شیطان در پشت سرش سه گره میزند. و چون مؤمن از خواب بیدار شود و ذکر و یاد الله کند و به وسوسهٔ شیطان عمل نکند، یک گره باز میشود. و چون وضو بگیرد گره دیگر هم باز میشود. و چون برخیزد و نماز بخواند، گره سوم هم باز میشود و صبح را با نشاط و سرحال آغاز میکند؛ چون برای طاعتی که الله توفیقش را به او داده و بشارت وعدهٔ الهی مبنی بر ثواب و مغفرت و باز شدن گرههای شیطان مسرور و شادمان است؛ وگرنه صبح را بیحال و غمگین و با تنبلی در کارهای خیر و نیک آغاز مینماید، زیرا گره شیطان هنوز همراه اوست و از نزدیکی به الله دور و محروم شده است.
از مَعدان بن ابی طلحه یَعمَری روایت است که گفت: ثَوبان، بردهٔ آزاد شدهٔ رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ را دیدم و گفتم: مرا از عملی خبر بده که الله به وسیلهی آن مرا وارد بهشت نماید؟ یا آنکه گفتم: مرا از محبوبترین اعمال نزد الله خبر بده. پس او سکوت کرد؛ باز پرسیدم و سکوت کرد؛ چون برای بار سوم پرسیدم گفت: در این باره از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسیدم، ایشان فرمودند: «عَلَيْكَ بِكَثْرَةِ السُّجُودِ لِلَّهِ، فَإِنَّكَ لَا تَسْجُدُ لِلَّهِ سَجْدَةً، إِلَّا رَفَعَكَ اللهُ بِهَا دَرَجَةً، وَحَطَّ عَنْكَ بِهَا خَطِيئَةً»: «برای الله زیاد سجده کن؛ زیرا برای الله سجدهای نمیبری، مگر آنکه الله به وسیلهٔ آن درجهای بر درجات تو میافزاید و گناهی از گناهانت را پاک میکند». مَعدان میگوید: سپس ابودرداء را دیدم و از او پرسیدم که مانند سخن ثَوبان به من گفت.
به روایت مسلماز پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ عملی پرسیده میشود که سبب ورود به بهشت میگردد یا از اینکه محبوبترین اعمال نزد الله چیست؟ پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرماید: بر سجدهٔ زیاد در نماز پایبند باش، زیرا برای الله سجدهای بهجا نمیآوری مگر آنکه به سبب آن درجهای بر درجات تو میافزاید و گناهی را از تو میآمرزد.
از مادر مؤمنان عایشه رضیاللهعنها روایت است که: رسول الله صلیاللهعلیهوسلم در دههٔ پایانی چنان تلاشی میکرد که در غیر آن نمیکرد.
به روایت مسلمهرگاه دههٔ پایانی رمضان فرا میرسید، پیامبر صلیاللهعلیهوسلم برای عبادت و طاعت در این دهه تلاش بسیار میکرد و در انجام انواع خیرات و نیکیها و عبادات گوناگون بیش از دیگر اوقات تلاش میکرد؛ و این به سبب عظمت و فضیلت این شبها و برای کسب و درک شب قدر بود.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: ما مسواک و آبِ وضوی رسول الله صلى الله عليه وسلم را آماده می کرديم و ايشان در پاسی از شب که الله می خواست، برمی خاست و مسواک می زد و وضو می گرفت و نماز می خواند.
به روایت مسلمعایشه رضی الله عنها خبر می دهد که ایشان مسواک و آب وضوی رسول الله صلی الله علیه وسلم را آماده می کرد؛ و هرگاه الله متعال می خواست او را از خواب شبانه بیدار می کرد؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم بیدار می شد شروع به سواک زدن می کرد تا بوی دهان که معمولا در اثر خواب ایجاد می شود، از بین ببرد؛ سپس وضو می گرفت و نماز شب می خواند.
از ابو عَبس، عبدالرحمن بن جَبر رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «مَا اغْبَرَّتْ قَدَمَا عَبْدٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَمَسَّهُ النَّارُ»: «قدمهای هیچ بندهای در راه الله غبارآلود نمیشود مگر اینکه آتش دوزخ آن را لمس نمیکند».
به روایت بخاریپیامبر صلیاللهعلیهوسلم بشارت دادهاند که هرکس پاهایش در مسیر جهاد فی سبیل الله غبارآلود شود، آتش به آنها نخواهد رسید.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَا يَجِدُ الشَّهِيدُ مِنْ مَسِّ القَتْلِ إِلاَّ كَمَا يَجِدُ أَحَدُكُمْ مِنْ مَسِّ القَرْصَةِ»: «شهيد هنگام کشته شدن دردی احساس نمی کند مگر به اندازه ی دردی که يکی از شما از نيشگونِ [مورچه يا نيشِ پشه] حس می نمايد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت احمد - به روایت دارمیزمانی که انسان در راه الله شهید شود، دردی که از کشته شدن در این راه احساس می کند، همچون دردی است که یکی از ما در اثر گزیدن مورچه احساس می کنیم. به عبارت دیگر شهید رنج و سختی های مرگ و سکرات آن را نمی بیند بر خلاف دیگران؛ بلکه بیشترین رنجی که هنگام مرگ می بیند همان دردی است که ما به هنگام گزیدن مورچه احساس می کنیم. و این فضل الله متعال بر شهید است؛ چون روح خود را در راه الله نثار کرده، الله متعال درد و رنج کشته شدن را بر وی آسان می گرداند. در روایت دارمی به جای «مَسِّ القتل»، «من ألم القتل» و به جای «قرصة النملة»، «من ألم القرصة» آمده است.
از ابوقتاده رضیاللهعنه روایت است که او در جستجوی یکی از بدهکارانش بود، اما آن مرد از او پنهان میشد. سپس [روزی] او را یافت. [مرد بدهکار] گفت: «من تنگدستم.» [ابوقتاده] گفت: «آیا به خدا سوگند [راست میگویی]؟» گفت: «به خدا سوگند.» [ابوقتاده] گفت: «پس [حرفت را پذیرفتم]، زیرا من از رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم شنیدم که میفرمودند: «هرکس از این خوشحال میشود که الله متعال او را از غم و اندوههای روز قیامت نجات دهد، باید به تنگدست مهلت دهد یا از او بگذرد».
به روایت مسلمابوقتاده انصاری رضیاللعنه در جستجوی یکی از بدهکارانش بود که از او پنهان میشد. پس او را یافت. آن مرد بدهکار گفت: من تنگدستم و مالی ندارم که بدهی تو را بپردازم. پس ابوقتاده رضیاللهعنه او را به خدا سوگند داد که آیا [راست میگوید که] مالی نزد خود ندارد؟ پس [آن مرد] به خدا سوگند خورد که در آنچه میگوید، راستگو است. پس ابوقتاده رضیاللهعنه گفت که از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم شنیده است که میفرمودند: هر کس که شادمان و خوشحال میشود از اینکه خداوند او را از سختیها، دشواریها و هراسهای روز قیامت نجات دهد، پس باید به تنگدستی مهلت دهد؛ به این صورت که مهلت مطالبهٔ بدهی را تمدید کرده و به تأخیر اندازد، یا اینکه بخشی از بدهی یا تمام آن را ببخشد.