





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از نوّاس بن سمعان رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که فرمود: «يُؤْتَى يَوْمَ القِيَامَةِ بِالقُرْآنِ وَأهْلِهِ الَّذينَ كَانُوا يَعْمَلُونَ بِهِ في الدُّنْيَا، تَقْدُمُه سورَةُ البَقَرَةِ وَآلِ عِمْرَانَ، تُحَاجَّانِ عَنْ صَاحِبِهِمَا»: «روز قيامت قرآن و اهل آن که در دنيا به آن عمل می کردند، آورده می شوند و سوره های "بقره" و "آل عمران"، پيشاپيشِ آن قرار دارند و از خوانندگان خويش دفاع می کنند».
به روایت مسلمدر این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم قرائت قرآن را مقید به عمل بدان ذکر می کند. چون کسانی که قرآن می خوانند به دو قسمت تقسیم می شوند: کسانی که به قرآن عمل نمی کنند و به اخبار آن ایمان نمی آورند و به احکام آن عمل نمی کنند؛ قرآن حجتی علیه اینان می باشد. و کسانی که به اخبار آن ایمان می آورند و آن را تصدیق نموده و به احکام آن عمل می کنند؛ قرآن برای اینان حجتی است که در روز قیامت از آنها دفاع می کند. و این یعنی مهمترین مساله در مورد قرآن عمل به آن می باشد؛ و این کلام الهی موید این مساله می باشد که می فرماید: «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» [ص: 29] «[ای محمد، این قرآن] کتابی است پر برکت که بر تو نازل کردیم تا [مردم] در آیاتش به دقت بیندیشند و خردمندان پند گیرند». «لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ» یعنی معانی آن را بفهمند؛ «وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» یعنی بدان عمل کنند. و از این جهت عمل بعد از تدبر ذکر شده، چون عمل بدون تدبر امکان ندارد؛ و با تدبر است که علم حاصل می شود و عمل، فرع علم می باشد. مهم این است که فایده ی نزول قرآن، تلاوت، عمل به آن، ایمان آوردن به اخبار آن، عمل به احکام آن، ادای اوامر و دوری از نواهی آن می باشد؛ و در این صورت است که قرآن در قیامت از اصحابش دفاع می کند.
از عبدالله بن ابی بکر بن حزم روایت است که می گوید: در نامه ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عمرو بن حزم نوشته بود، آمده بود: «أن لا يَمَسَّ القرآن إلا طَاهر»: «قرآن را جز شخص پاک لمس نکند».
به روایت مالک«در نامه ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عمرو بن حزم نوشته بود»؛ یعنی: وقتی عمرو بن حزم قاضی نجران بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم نامه ای طولانی برای او نوشت و در آن بسیاری از احکام شریعت، از جمله مسائل ارث، صدقات و دیه ها را مرقوم داشت. و این نامه ای مشهور است که مورد قبول امت قرار گرفته است. «قرآن را جز شخص پاک لمس نکند». در اینجا منظور از «مس»، لمس مستقیم قرآن با دست و بدون حائل و مانع است؛ از این رو: دست زدن به قرآن بطور غیر مستقیم و با مانع ایرادی ندارد، مثلا اگر آن را در کیسه و یا غلافی حمل نماید، یا صفحات آن را با چوب و یا مانند آن ورق بزند، از مصادیق نهی مذکور نخواهد بود، زیرا در این حالت لمسی وجود ندارد. و در اینجا منظور از قرآن، چیزی است که قرآن در آن نوشته شده است، مانند لوح ها، ورق ها، پوست ها و غیره. و در اینجا منظور کلام نیست، زیرا کلام را نمی توان لمس نمود، بلکه کلام شنیده می شود. «جز شخص پاک»؛ این لفظ میان چهار چیز مشترک است: اول: منظور از طاهر، شخص مسلمان است که در برابر غیر مسلمان قرار می گیرد، چنانکه الله متعال می فرماید: «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ». دوم: منظور طهارت از نجاست است، همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد گربه می فرماید: «إنَّها ليست بنجس»: «گربه نجس نیست». سوم: منظور، طهارت از جنابت است. چهارم: منظور از طاهر، شخصی است که وضو دارد. هریک از این معانی که در شریعت ذکر شده، می تواند مراد این حدیث باشد و ما دلیلی نداریم که یکی از این معانی را ترجیح دهد؛ بنابراین بهتر است آن را بر فهم صحابه حمل کنیم؛ و فهم صحابه می گوید، مراد از آن پاکی از بی وضویی است و این دیدگاه موافق با قول جمهور علما از جمله امامان چهارگانه و پیروان آنها می باشد و با احتیاط همراه بوده و از این جهت در اولویت می باشد.
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ اللهَ يَرْفَعُ بِهَذَا الكِتَابِ أقْوَاماً وَيَضَعُ بِهِ آخرِينَ»: «الله با اين کتاب (=قرآن)، برخی از مردم را بلند و گروهی ديگر را خوار و زبون می کند».
به روایت مسلماز عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الله با اين کتاب (قرآن)، برخی از مردم را بلند نموده و گروهی ديگر را خوار و زبون می کند»؛ یعنی: عده ای از مردم به این قرآن روی آورده و آن را تلاوت نموده و می خوانند؛ الله متعال مرتبه ی برخی از آنان را در دنیا و آخرت بلند می گرداند و برخی را توسط قرآن در دنیا و آخرت خوار و زبون می نماید. هرکس به این قرآن عمل کند و اخبار آن را تصدیق کند و اوامر آن را اجرا نماید و از نواهی آن دوری کند و به روش آن اقتدا نموده و به اخلاق قرآنی که همه اش نیکوست، آراسته شود، الله متعال در دنیا و آخرت او را بلند می دارد؛ زیرا قرآن اصل و منبع و کل علم است و الله متعال می فرماید: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» [مجادله: 11] «الله مقام [و درجاتِ] کسانی از شما را که ایمان آورده اند و کسانی را که علم داده شده اند بالا می برد»؛ و در آخرت، به وسیله ی آن، مقام اقوامی را در بهشت های پر نعمت بالا می برد. اما کسانی که توسط قرآن خوار و زبون می شوند، گروهی هستند که قرآن را به خوبی قرائت می کنند، اما از آن روی گردانده و - پناه بر الله - اخبارش را تصدیق نمی کنند و با عناد و سرکشی به احکام آن عمل نکرده و اخبار آن، از جمله بیان داستان پیامبران گذشته، روز قیامت و امثال آن را انکار می کنند و - پناه بر الله - در آن تردید نموده و بدان ایمان نمی آورند. و چه بسا قرآن را تلاوت نموده و همزمان آن را انکار نمایند. و نه اوامر آن را اجرا نموده و نه از نواهی آن اجتناب می کنند. اینها کسانی هستند که الله متعال در دنیا و آخرت ایشان را خوار و زبون می دارد. والعیاذ بالله.
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که می گوید: در زمان حيات رسول الله صلى الله عليه وسلم از هشام بن حكيم بن حزام تلاوت سوره فرقان را شنیدم. من به قرائتش گوش فرا دادم و متوجه شدم كه به صورت های مختلفی می خواند كه رسول الله صلى الله عليه وسلم برای من چنين نخوانده است. نزديک بود به او كه در حال نماز بود هجوم آورم، اما صبر كردم تا سلام داد. آنگاه ردایش را بر گردنش جمع نمودم و او را گرفتم و گفتم: چه كسی قرائت اين سوره را به تو ياد داده است؟ گفت: رسول الله صلى الله عليه وسلم برای من اينگونه خوانده است. به او گفتم: دروغ می گویی؛ به الله سوگند رسول الله صلی الله علیه وسلم همین سوره ای را که از تو شنیدم به من یاد داده است. پس او را نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم بردم و گفتم: ای رسول خدا، من از اين فرد شنيدم كه سوره فرقان را به گونه ای می خواند كه شما به من ياد نداده ايد و شما سوره ی فرقان را به من آموختید. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَرْسِلْه يا عمر، اقرأْ يا هشام»: «او را رها كن عمر. ای هشام، بخوان». او نيز آنگونه كه من از او شنيده بودم، خواند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «هكذا أُنْزِلَت»: «اينگونه نازل شده است». سپس فرمود: «اقرأْ يا عمر»: «ای عمر، تو بخوان». پس من همان قرائتی را خواندم كه به من آموزش داده بود. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «هكذا أُنْزِلَت»: «اينگونه نازل شده است». سپس فرمود: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ أُنْزِلَ عَلَى سَبْعَةِ أَحْرُفٍ، فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ»: «همانا اين قرآن بر هفت وجه نازل شده است. پس با هر قرائتی كه برای شما آسان تر است، بخوانيد».
متفق علیهعمر بن خطاب رضی الله عنه حکایت می کند که در زمان زنده بودن رسول الله صلی الله علیه وسلم، تلاوت سوره ی فرقان را از هشام بن حکیم رضی الله عنه شنیده است؛ اما آنچه هشام می خواند در بسیاری از الفاظ با آنچه عمر می خواند متفاوت بود. از آنجا که عمر رضی الله عنه این سوره را از رسول الله صلی الله علیه وسلم فراگرفته بود، گمان کرد که هشام اشتباه نموده است؛ وی از شدت عصبانیت نزدیک بود - با اینکه هشام مشغول نماز بود - به او حمله نموده و سرش را بگیرد. اما صبر می کند تا از نمازش فارغ شود. سپس ردایش را گرفته و در قسمت گردنش جمع می کند و به او می گوید: چه کسی این سوره را برای تو خوانده است؟ گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم برای من خوانده است. عمر گفت: دروغ می گویی. سوگند به الله که رسول الله صلی الله علیه وسلم این سوره را با قرائتی متفاوت از آنچه تو می خوانی برای من قرائت نموده است. عمر که در رابطه با دین الله بسیار سخت و محکم بود، او را گرفته و به سمت رسول الله صلی الله علیه وسلم برد. عمر گفت: یا رسول الله! من از این مرد تلاوت سوره فرقان را بگونه ای شنیدم که از شما نشنیده ام، در حالی که شما سوره قرآن را برای من تلاوت نموده اید. رسول الله صلی الله علیه وسلم به عمر دستور داد که هشام را رها کند، آنگاه به هشام دستور داد که سوره فرقان را بخواند، وقتی هشام سوره فرقان را خواند، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «همین گونه نازل شده است»، یعنی: این سوره به همان شکلی نازل شده که هشام قرائت کرد و او در خواندن این سوره آنگونه که عمر می پندارد، اشتباه نکرده است. سپس به عمر رضی الله عنه دستور داد که سوره فرقان را بخواند، ایشان خواند و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «همین گونه نازل شده است». یعنی: الله متعال این سوره را همچنانکه عمر خواند، نازل کرده است، همچنین آن را مطابق قرائتی که هشام خواند نیز نازل کرده است. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «این قرآن بر هفت وجه نازل شده است، پس هر یک از این وجوه را که برایتان آسانتر است تلاوت کنید». عمر و هشام رضی الله عنهما هر دو درست خواندند، زیرا قرآن بر بیش از یک وجه، بلکه بر هفت وجه نازل شده است. و آنچه هشام تلاوت کرد چیزی بیش از آنچه عمر تلاوت کرد، نبود و آیات بیشتری نداشت، بلکه تنها در حروف با یکدیگر اختلاف داشتند، از این رو پس از اینکه هر یک از آن دو، سوره را خواندند، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اینگونه نازل شده است. و این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «همانا اين قرآن بر هفت وجه نازل شده است. پس با هر قرائتی كه برای شما آسانتر است، بخوانيد»، توضیح مطلب است؛ یعنی: شما مجبور و مکلف به این نیستید که تنها بر یک وجه بخوانید، زیرا الله متعال مسیر را برای شما باز نموده و قرائت قرآن بر هفت وجه را برای شما آسان نموده است و این رحمت و فضل و بخشش الله متعال بر شماست. پس حمد و ستایش و منت از آن اوست. علما در تعیین این وجوه هفتگانه با یکدیگر به شدت اختلاف دارند. ظاهرا –والله اعلم- مقصود آن، وجوهی از وجوه زبان عرب است و قرآن در ابتدا برای آسان شدن بر مردم بر این وجوه نازل شد، زیرا عرب پراکنده، گوناگون و متعدد بودند و هر یک زبان خاص خود را داشتند و نزد این قبیله گویش و لغاتی بود که قبیله دیگر نداشت، اما وقتی اسلام میان آنها وحدت و یکپارچگی برقرار کرد و آنها را به یکدیگر پیوند داد و کینه و دشمنی و عداوت آنها توسط اسلام از بین رفت و هر یک زبان دیگری را می دانست، عثمان رضی الله عنه مردم را تنها بر یکی از این هفت حرف جمع کرد و باقی را سوزاند تا هیچ اختلافی در میان نباشد.
از عبدالعزیز بن رُفَیع روایت است که می گوید: من و شداد بن مَعْقِل نزد ابن عباس رضی الله عنهما رفتیم. شداد بن معقل به او گفت: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از خود چیزی بر جای گذاشت؟ وی گفت: جز آنچه در میان این دو جلد نگاشته شده (یعنی قرآن) چیزی بر جای نگذاشت. وی می گوید: همچنین نزد محمد بن حنفیه رفتیم و همان سؤال را از او پرسیدیم. وی گفت: جز آنچه در میان این دو جلد نگاشته شده (یعنی قرآن) چیزی بر جای نگذاشت.
به روایت بخاریدو تابعی بزرگوار و جلیل القدر به نام های عبدالعزیز بن رفیع و شداد بن معقل نزد ابن عباس رضی الله عنهما می روند؛ و شداد به ایشان می گوید: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از وفاتش چیزی بر جای گذاشت؟ ابن عباس رضی الله عنهما در پاسخ می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از وفاتش جز این قرآنی که میان دو جلد این مصحف قرار گرفته چیزی باقی نگذاشت. سپس آن دو نزد محمد بن حنفیه رفته و همین سؤال را از او می پرسند که او نیز همان پاسخ را می دهد. این حدیث خط بطلانی است بر مذهب رافضی ها که معتقدند بر امامت علی در قرآن تصریح شده است، اما صحابه آن را مخفی نموده اند. ابن عباس پسر عموی علی بن ابی طالب و محمد بن حنفیه پسر ایشان می باشند و این دو بیش از هر کسی نسبت به علی رضی الله عنه وفادار بوده و همراه ایشان بودند؛ و اگر چیزی که رافضی ها می گویند درست می بود، این دو بهتر از هرکس دیگری باید از آن مطلع می بودند و نمی توانستند آن را کتمان کنند. جالب اینجاست که از علی رضی الله عنه نیز همانند این روایت نقل شده است.
از ام الموُمنين عايشه رضی الله عنها روايت است كه می گوید: حارث بن هشام از رسول الله صلى الله عليه وسلم پرسيد: يا رسول الله، چگونه وحی بر شما نازل می شود؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَحْيَانًا يَأْتِينِي مِثلَ صَلْصَلَة الْجَرَسِ، وَهُوَ أَشَدُّهُ عَلَيَّ، فيَفْصِمُ عَنِّي وَقَدْ وَعَيْتُ عَنْهُ مَا قَالَ، وَأَحْيَانًا يَتَمثَّلُ لِيَ الْمَلَكُ رَجُلاً فَيُكَلِّمُنِي فَأَعِي مَا يَقُولُ»: «گاهی مانند صدای زنگ (يعنی بصورت زمزمه) نازل می شود و اين سخت ترين نوع آن است. و پس از فراگرفتن وحی، اين كيفيت خاتمه پيدا می كند. گاهی هم مَلَک وحی بصورت انسان می آيد و با من سخن می گويد و آنچه می گوید حفظ می كنم». عايشه رضی الله عنها می گويد: در روزی بسیار سرد، شاهد نزول وحی بر رسول الله صلى الله عليه وسلم بودم. وقتی وحی تمام شد، پيشانی رسول الله صلى الله عليه وسلم خيس عرق بود و از آن عرق می چكيد.
متفق علیهحارث بن هشام در رابطه با کیفیت و چگونگی نزول وحی از رسول الله صلی الله علیه وسلم سؤال می کند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم به او خبر می دهد که گاه ملک - یعنی جبریل - درحالی وحی را برای ایشان می آورد که صدایش در قوت و قدرت شبیه صدای زنگ است و این شدیدترین و سخت ترین حالت برای ایشان بوده است. و در آن لحظه سختی و شدت ایشان را فرا گرفته و سپس از ایشان دور می شود و چیزهایی را که ملک می گوید، فهمیده و حفظ می نماید. نزول وحی با این صدای سخت و شدید به این خاطر است که ایشان را از امور دنیا باز دارد و حواسش را کاملا متوجه آن صدا نماید. و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز بخوبی وحی را می فهمد، زیرا گوش و قلبش تنها آن صدا را شنیده و درک می کنند. به علاوه رسول الله صلی الله علیه وسلم به او خبر می دهد که گاهی جبریل به شکل یک مرد، همچون دحیه کلبی یا دیگران نزد ایشان می آید و وحی را به ایشان می رساند و ایشان سخن او را فهمیده و حفظ می کند. عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم را هنگام نزول وحی، آن هم در روزی بسیار سرد دیده که از شدت و سختی نزول آن، در همان سرمای شدید، پیشانی اش غرق در عرق می شد.
از عبادة بن صامت رضی الله عنه روایت است که می گوید: وقتی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم وحی نازل می شد، دچار سختی و مشقت می شد و چهره اش دگرگون می گشت.
به روایت مسلموقتی وحی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم نازل می شد، دچار سختی و مشقت می شد و چهره اش دگرگون می گشت؛ زیرا نزول وحی بسیار بر ایشان سنگین بوده و دریافت آن بسیار سخت و دشوار بود. و رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسئله وحی اهتمام و توجه زیادی داشت. ایشان به حقوق بندگی و شکر و سپاس از پروردگار توجه ویژه ای داشته و امر و خبر الله متعال را بسیار بزرگ می داشت.
ابن عباس رضی الله عنهما در مورد آيه ی «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ» [قیامت: 16] می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم هنگام نزول وحی، مشقت فراوانی را متحمل می شد؛ و لب هايش را تكان می داد. ابن عباس رضی الله عنهما به من گفت: من نيز لب هايم را همانطور كه رسول الله صلى الله عليه وسلم تكان می داد، تكان می دهم (تا به شما نشان دهم كه رسول الله صلى الله عليه وسلم چگونه لب هايش را تكان می داد). سعید می گوید: من هم همانطور که ابن عباس لب هایش را تکان می داد، برای شما تکان می دهم. آنگاه الله متعال اين آيات را نازل فرمود: «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ»: «(ای محمد، هنگام نزول قرآن) شتابزده لب هايت را (برای فراگرفتن آن) تكان مده، زيرا جمع آوری قرآن و حفاظت و ياد دادن آن، بعهده ما است».ابن عباس رضی الله عنهما در تفسير اين آيات می گويد: «حفظ قرآن در سينه ات و خواندن آن از سوی تو به عهده ی ماست». «فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ»: «پس هنگامی كه ما قرآن را خوانديم، (بعد) تو خواندن آن را پيروی كن». ابن عباس رضی الله عنهما در تفسير اين آيه می گويد: «پس سکوت کن و به آن گوش فرا ده. در پايان، اين به عهده ی ماست که توانایی خواندن آن را به شما عنايت نماييم». می گوید: «بعد از نزول اين آيات، هرگاه جبريل وحی می آورد، رسول الله صلى الله عليه وسلم نخست گوش فرا می داد و پس از بازگشت جبريل، آيات را آنگونه كه نازل شده بود، تلاوت می كرد».
متفق علیهابن عباس رضی الله عنهما خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم هنگام نزول وحی از تلاش و همت زیادش برای فراگیری آن بسیار رنج می دید، او پیش از اینکه جبریل وحی را به اتمام برساند، چیزهایی را که می شنید، تکرار می کرد و لب هایش را تکان می داد، از ترس اینکه مبادا پیش از اینکه وحی را حفظ نماید، جبریل او را ترک کند. ابن عباس رضی الله عنهما چگونگی تکان خوردن لب های رسول الله صلی الله علیه وسلم را به شاگردش سعید بن جبیر نشان می داد؛ و این نشان می دهد که ابن عباس رضی الله عنهما شاهد این حالت رسول الله صل الله علیه وسلم بوده است. سعید نیز همین حالت را برای شاگردانش نشان می داد. از این رو الله متعال این آیه را نازل فرمود: «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ» یعنی: برای دریافت سریع وحی، زبانت را حرکت مده، زیرا جمع آوری و گرد آوردن وحی در سینه تو به عهده ماست. سپس فرمود: «فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ» یعنی: تا وقتی جبریل از خواندن فارغ می شود، ساکت بمان و فقط گوش کن. سپس این بر عهده ماست که تو وحی را آنگونه که نازل شده قرائت کنی. وی می گوید: پس از آن هرگاه جبریل بر رسول الله صلی الله علیه وسلم وحی می آورد، ایشان گوش می داد و چون جبریل می رفت، رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را همانگونه که جبریل برای او خوانده بود، قرائت می کرد.
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بِئْسَ مَا لأَحَدِهِمْ أَنْ يَقُولَ: نَسِيتُ آيَةَ كَيْتَ وَكَيْتَ، بَلْ نُسِّيَ، وَاسْتَذْكِرُوا الْقُرْآنَ، فَإِنَّهُ أَشَدُّ تَفَصِّيًا مِنْ صُدُورِ الرِّجَالِ مِنَ النَّعَمِ»: «چقدر بد است برای كسی كه می گويد: فلان و فلان آيه را فراموش كرده ام. بلكه فراموش می شود. قرآن را زياد تلاوت كنيد زيرا قرآن، سريع تر از فرار كردن شتر، از سينه ی مردم می گريزد».
متفق علیهدر این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی را که می گوید: فلان و فلان آیه را فراموش کردم، نکوهش می کند، زیرا این سخن نشان از تساهل و غفلت در مراقبت از حفظ قرآن دارد؛ بلکه وی دچار فراموشی شده است، یعنی: بخاطر تساهل و کوتاهی در تکرار قرآن، با فراموشی آن مجازات شده است. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم به مواظبت و استمرار بر تلاوت و تکرار و مدارسه ی قرآن فرمان می دهد؛ زیرا قرآن زودتر از شتر، از سینه های مردم می رود. دلیل ذکر شتر این است که شتر بیش از تمام حیوانات اهلی، اهل فرار و گریز است و دست یافتن به شتر پس از فرار کردن آن بسیار مشکل است.