Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way






























Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در بهشت درختانی است که آنکه بر اسپ تیزرو سوار و آماده شده برای منافسه و رقابت است، نمی تواند با اسپش امتداد شاخه هایش را در مدت صد سال طی نماید.
پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در بهشت جایی است که در آن جمع می شوند، و در آنجا خرید و فروش نمی شود و هر چه بخواهند از آنجا می گیرند، و هر هفت روز به آنجامی آیند، و باد شمال بر چهرهها و لباسهایشان میوزد و بر جمال و زیبایی شان میافزاید، سپس به سوی خانواده های خود باز می گردند در حالی که بر جمال و زیبایی شان افزوده می باشد، خانواده هایشان برای آنان می گویند: به الله سوگند پس از ما بر جمال و زیبایی شما افزوده شده، پس آنان می گویند: به الله سوگند پس از ما بر جمال و زیبایی شما نیز افزوده شده است.
هشام بن حکیم بن حزام رضی الله عنهما در شام از کنار کشاورزانی غیر عرب می گذرد، که در زیر آفتاب نگه داشته شده اند، از آنان سبب شکنجه را جویا شد؟ و خبر می دهد که سبب این برخورد این است که آنها جزیه ای را که بر آنان تعیین شده نپرداخته اند. هشام رضی الله عنه گفت: گواهی می دهم از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود: هرکس مردمی را در دنیا شکنجه کند و عذاب دهد که مستحق آن نیستند، الله متعال در قیامت او را عذاب می دهد.
جریر بن عبدالله رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید که مردی ناگهان و بدون قصد به زن بیگانه -اجنبی- نگاه کند؟ پس وی صلی الله علیه وسلم دستور دادند که به محض اینکه متوجه شد روی خود را به طرف دیگر بگرداند و گناهی بر او نیست.
در این حدیث ابن عمر رضی الله عنهما خبر می دهد که رسول الله صلى الله عليه وسلم بعد از رجم ماعز بن مالک اسلمی رضی الله عنه در حد زنا برخاست و در میان مردم به ایراد سخن پرداخت و فرمودند: از ارتکاب این عمل زشت و ناپسند زنا برحذر داشت؛ و بیان داشت که هرکس مرتکب این کار ناپسند و قبیح که الله متعال از آن نهی نموده گردید، باید دو کار را انجام دهد: اول: گناه خود را بپوشاند چنانچه الله متعال او را پوشانیده است و کسی را از گناه خود مطلع نکند. دوم: بلافاصله به الله متعال توبه کند و بر آن اصرار نورزد، و هرکس گناه و نافرمانی را که مرتکب شده، آشکار کند، با توجه به گناهی که مرتکب شده، حد و مجازات شرعی مربوط به آن در قرآن بر وی اجرا می شود.
پیامبر صلى الله عليه وسلم در قبهای در مسجد، به قصد عبادت و تقرّب به الله متعال، معتکف بودند، ایشان شنیدند که اصحاب، قرآن کریم را به صدای بلند میخوانند و با این کار، یکدیگر را میآزارند. پس پرده را کنار زدند و عاملان این کار را مورد عتاب و نکوهش قرار دادند و فرمودند: همهی شما با قرائت قرآن کریم، با پروردگار خود راز و نیاز میکنید، پس نباید بعضی از شما بعضی دیگر را آزار دهد و نباید در قرائت یا در نماز، صدای خود را بر دیگری بلند کند.
پیامبر صلی الله علیه وسلم به مردان راهنمایی می کند که لباس با رنگ سفید بپوشند و مردگان را در آن کفن کنند؛ چون لباس با رنگ سفید یکی از بهترین لباس هاست.
پیامبر ﷺ در یکی از غزوات همراه اصحاب مهاجر و انصار خود بودند، مردی از مهاجرین، پشت مردی از انصار را با دستش زد. انصاری فریاد زد: ای انصار! مرا یاری کنید، و مهاجری گفت: ای مهاجرین! مرا یاری نمایید، رسول الله ﷺ این صدا را شنید و پرسید: این چیست؟ به ایشان گفتند: مردی از مهاجرین، پشت مردی از انصار را زد، انصاری گفت: ای انصار مرا یاری کنید! و مهاجری گفت: ای مهاجرین مرا یاری کنید. پس پیامبر ﷺ فرمود: این عادت جاهلی را رها کنید که زشت، مکروه و آزاردهنده است؛ یعنی وقت فردی بر حریفش غلبه مییابد، قوم خود را فرامیخواند و آنها—از روی جهل و تعصب—به یاری او میشتابند، خواه ستمکار باشد یا ستمدیده. جابر رضی الله عنه فرمود: انصار زمانی که پیامبر ﷺ به مدینه هجرت کردند بیشتر بودند، سپس مهاجرین بعداً زیاد شدند. عبدالله بن ابی بن سلول، سرکرده منافقان گفت: آیا واقعاً کار به اینجا کشیده؟! به الله سوگند اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً عزیزان—یعنی خود و همراهانش—ذلیلان—یعنی پیامبر ﷺ و یارانش—را از مدینه بیرون خواهند کرد. عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت: ای رسول الله! اجازه دهید گردن این منافق را بزنم، پیامبر ﷺ فرمود: او را رها کن! مبادا مردم بگویند که محمد اصحاب خود را—ولو در ظاهر—میکشد.
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه ذکر کرده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر حصیر کوچکی که از برخی گیاه بافته شده بود خوابید، پس برخاست حصیر بر پوست پهلویش اثر گذاشته بود، گفتیم: اى رسول الله، اگر براى تو بستر نرمى درست مى كرديم، بهتر از اين بود كه بر اين حصير خشن بخوابی، آنگاه او صلی الله عليه وسلم فرمود: من با دنیا علاقه و محبت ندارم تا که این چنین فرشی را آرزو کنم، پس من مانند سواری در این دنیا هستم که زیر سایۀ درختی بنشیند سپس برود و آن را ترک نماید.