





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم در حجة الوداع، سوار بر شتر بيت را طواف كرد و به وسيله ی عصا حجر الاسود را استلام نمود.
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم در حجة الوداع که مردم زیادی گرد ایشان را گرفته بودند و عده ای صفت طواف ایشان را زیر نظر داشتند و برخی به شخص بزرگوار ایشان نگاه می کردند و ازدحام زیادی بود، بیت را طواف می کرد. و این از کمال رافت و مهربانی او نسبت به امتش بود که بر شتر سوار شد و با شتر طواف می کرد تا همگان در چشم او یکسان و همه مردم در دیدن ایشان با هم برابر باشند؛ و همراه ایشان عصایی با سری منحنی بود که با آن رکن را استلام می کرد و پس از آن عصا را می بوسید، چنانکه در روایت مسلم آمده است.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: هرگز نديدم پيامبر صلى الله عليه و سلم غير از رکن يمانی و رکن حجر الأسود به جای ديگری از بیت دست بکشد.
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم از چهار رکن بیت الله، تنها رکن یمانی و رکن حجر الاسود را لمس می کرد؛ بیت الله چهار رکن دارد که رکن شرقی دو فضیلت دارد: 1- بر قواعد ابراهیم می باشد. 2- و حجر الاسود در آن است. و رکن یمانی یک فضیلت دارد و آن اینکه بر قواعد ابراهیم می باشد. اما رکن شامی و عراقی چنین فضایلی ندارد زیرا تاسیس آنها خارج از قواعد ابراهیم است چنانکه از جهت آنها حجر خارج از کعبه می باشد؛ بنابراین لمس حجر الاسود و بوسیدن آن مشروع است اما در مورد رکن یمانی تنها لمس آن بدون بوسیدن مشروع می باشد؛ در حق دو رکن دیگر نه بوسیدن و نه لمس کردن مشروع نیست؛ و مبنای شریعت بر اتباع و پیروی است نه بر ایجاد و اختراع؛ و الله متعال در شریعتش حکمت ها و اسرار خود را دارد.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: وقتی پيامبر صلى الله عليه وسلم به محل قضای حاجت می رفت، من و پسر بچه ای همانند من، ظرف (کوچک) آب و چوب دستی برای پيامبر می برديم و ايشان با آب استنجاء می کرد.
متفق علیهانس بن مالک رضی الله عنه خدمتکار پیامبر صلی الله علیه وسلم ذکر می کند که وقتی ایشان به محل قضای حاجت وارد می شد، او و پسر بچه ای همراه او لوازم طهارت ایشان را که مقداری آب در پوستی کوچک بود و به وسیله ی آن پلیدی از بین می رفت، تهیه می دیدند؛ همچنین چیزی را که ایشان به وسیله ی آن از دید مردم پنهان می ماند، با خود به همراه داشتند؛ و آن عصای کوچکی بود که در طرفی از آن آهنی داشت و در زمین فرو می رفت و چیزی مانند ردا یا مثل آن بر روی آن انداخته می شد تا پوششی باشد در برابر دید رهگذران؛ همچنین هنگامی که می خواست نماز بخواند از آن به عنوان ستره استفاده می کرد.
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: روز عرفه با پيامبر صلى الله عليه وسلم از عرفات به راه افتادم. پيامبر صلى الله عليه وسلم از پُشت سرش سر و صدای زدن و راندن شترها را شنيد. با تاريانه اش به سوی آن مردم اشاره کرد و فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ، عَلَيكُم بِالسَّكِينَةِ، فَإِنَّ البِرَّ لَيسَ بِالإيضَاعِ»: «ای مردم، آرامش را حفظ کنيد؛ زيرا نيکی به عجله کردن - و تند راندن شترها - نيست».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم از عرفات به راه افتاد که صدای شدیدی از پشت سر شنید؛ و آن سر و صدای زدن و راندن شترها بود؛ این صحنه تصویری از عادت های مردم در زمان جاهلیت بود؛ آنها در روزگار جاهلیت هنگامی که از عرفات به راه می افتادند، به شدت سرعت می گرفتند تا قبل از تاریک شدن هوا به مقصد برسند؛ و به همین دلیل شترها را به شدت می زدند و می راندند؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم با شلاق خود به سوی آنها اشاره نموده و فرمود: ای مردم، آرامش خود را حفظ کنید که خیر و نیکی با شتاب و حرکت سریع به دست نمی آید.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: صحرانشينی آمد و در قسمتی از مسجد ادرار کرد که مردم او را منع و توبيخ کردند؛ اما پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم آنها را از اين کار نهی کرد و چون ادرارش تمام شد، دستور داد دلوی آب بر محل ادرار او بريزند.
متفق علیهجهل و خشونت از عادات بادیه نشینان بود و دلیل آن دوری از فراگیری آموزه هایی بود که الله متعال بر رسول الله صلی الله علیه وسلم نازل کرده بود. باری رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان اصحابش در مسجد نبوی بود که بادیه نشینی آمد و در گوشه ای از مسجد ادرار کرد، به این گمان که این مکان هم مثل بیابان است؛ این رفتار به دلیل حرمت زیاد مساجد، بر صحابه رضی الله عنهم گران تمام شد، لذا در حین ادرار کردن وی، او را نهیب زدند اما پیامبری که صاحب اخلاق نیک بود و با بشارت و آسان گیری مبعوث شده بود، آنها را از بازداشتن وی نهی کرد؛ چون به وضعیت بادیه نشینان واقف بود؛ و نمی خواست مکان زیادی از مسجد و نیز بدن یا لباس آن بادیه نشین آلوده شود و با قطع ادرارش دچار بیماری و مصیبت گردد؛ و این رفتار پیامبر باعث می شد بهتر پذیرای نصیحت و آموزش پیامبر صلی الله علیه وسلم شود؛ سپس به صحابه دستور داد تا با ریختن سطل آبی بر محل ادرار، مکان آلوده را پاک کنند.
از انس بن سیرین روایت است که می گوید: زمانی که انس از شام بازمی گشت به استقبالش رفتیم؛ او را در "عین تمر" درحالی ملاقات کردیم که سوار بر الاغی نماز می خواند و صورتش به سمت چپ قبله بود؛ پس به او گفتم: تو را درحالی دیدم که به سویی جز قبله نماز می خواندی؟ وی گفت: اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم را نمی دیدم که چنین می کند، این کار را نمی کردم.
متفق علیهانس بن مالک از شام باز می گشت که مردم به دلیل جایگاه والا و علم گسترده ای که داشت، به استقبال وی رفتند؛ همچنین در روایت مسلم چنین آمده است: (قدم الشام) اما معنایش این است که: او را در مسیر بازگشت از شام ملاقات نمودیم؛ و ذکر بازگشت وی به دلیل آگاهی از آن حذف شده است؛ زیرا آنها برای دیدار وی، هنگامی که از شام بازمی گشت، از بصره خارج شدند. راوی که یکی از استقبال کنندگان است، می گوید: او را درحالی دیده که سوار بر الاغ به گونه ای نماز می خوانده که قبله در سمت چپش قرار گرفته بود؛ پس در این مورد از وی سوال می کند؛ این است که انس به آنها خبر می دهد رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیده که چنین عمل کرده است و اگر این عمل را از پیامبر نمی دید، انجامش نمی داد.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: ام حبيبه رضى الله عنها هفت سال استحاضه شد؛ پس از رسول الله صلى الله عليه و سلم درباره ی حکم آن پرسيد؟ پيامبر صلى الله عليه و سلم به او فرمود: «تَغْتَسِلَ»: «غسل کن». عایشه رضی الله عنها می گوید: پس ام حبیبه برای هر نماز غسل می کرد.
متفق علیهزمانی که ام حبیبه از رسول الله صلی الله علیه سلم در مورد استحاضه ی دائمی پرسید که دچارش بود، ایشان به ام حبیبه امر نمود تا غسل کند؛ بنابراین ام حبیبه برای هر نماز غسل می کرد؛ و به همین ترتیب هفت سال استحاضه بود؛ استحاضه امری است که به ندرت در میان زنان رخ می دهد؛ اما اصل در زنان همان حیض یا عادت ماهیانه است که در روزهای معدودی از هر ماه رخ می دهد و با نشانه هایی همراه است که برای زنان شناخته شده است. این بود که ام حبیبه برای هر نماز به اختیار خود غسل می کرد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا يَبُولَنَّ أَحَدُكُمْ فِي الْمَاءِ الدَّائِمِ الَّذِي لا يَجْرِي، ثُمَّ يَغْتَسِلُ فِيهِ»: «در آب راكدی که جریان ندارد، ادرار نكنيد. چه بسا برای غسل و طهارت، بدان نياز پيدا كنيد». و در روایتی آمده است: «لا يَغْتَسِلْ أَحَدُكُمْ في الماءِ الدَّائِمِ وَهُوَ جُنُبٌ»: «هیچيک از شما در حال جنابت در آب راکد غسل نکند».
به روایت مسلم - متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم از ادرار کردن در آب راکدی که جریان ندارد نهی کردند؛ زیرا باعث نجاست آب و بیماری هایی می شود که ادرار، حامل آنان است و کسانی را که از این آب استفاده کنند، متضرر می کند؛ و چه بسا کسی که خود در چنین آبی ادرار کرده، از آن برای غسل استفاده کند؛ بنابراین نباید در آب پاک و راکدی ادرار کرد که ممکن است بدان نیاز پیدا شود یا از روی فراموشی از آن استفاده گردد و چیزی جز زیان به دنبال نداشته باشد. همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم از غسل نمودن فرد جنب در آب راکد نهی کرده است چون باعث آلودگی آب با پلیدی ها و کثیفی های جنابت می شود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اسْتوْصُوا بِالنِّساءِ خيْرًا، فإِنَّ المرْأَةَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلَع، وَإِنَّ أَعْوجَ ما في الضِّلعِ أَعْلاه، فَإِنْ ذَهبتَ تُقِيمُهُ كَسرْتَه، وإِنْ تركتَه، لَمْ يزلْ أَعوج، فاستوْصُوا بِالنِّسَاءِ»: «به وصيت من درباره ی خوش رفتاری با زنان توجه کنيد؛ زيرا زن از دنده ی پهلو آفريده شده و کج ترين بخش دنده، قسمتِ بالای آن است. اگر بخواهی راستش کنی، می شکند و اگر رهايش نمايی، همچنان کج باقی می ماند؛ پس سفارشم را درباره ی زنان رعايت کنيد». و در روایتی آمده است: «المرأة كالضِّلَعِ إنْ أقَمْتَهَا كَسَرْتَهَا، وَإن اسْتَمتَعْتَ بها، استمتعت وفيها عوَجٌ»: «زن مانند دنده ی پهلوست که اگر قصد راست کردن آن را داشته باشی، آن را می شکنی؛ و اگر بخواهی از او بهره مند شوی، بايد با کجی اش بسازی». و در روایتی آمده است: «إنَّ المَرأةَ خُلِقَت مِنْ ضِلَع، لَنْ تَسْتَقِيمَ لَكَ عَلَى طَريقة، فإن استمتعت بها استمتعت بها وفيها عوج، وإنْ ذَهَبْتَ تُقِيمُهَا كَسَرْتَها، وَكَسْرُهَا طَلاَقُهَا»: «زن مانند دنده ی پهلوست که اگر قصد راست کردن آن را داشته باشی، آن را می شکنی؛ و اگر بخواهی از او بهره مند شوی، بايد با کجی اش بسازی؛ و اگر بخواهی راستش کنی، می شکند و شکستنش طلاقِ اوست».
به روایت مسلم - هر دو روایت متفق علیه استابوهریره رضی الله خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در باب معاشرت با زنان فرمودند: «وصیتی که شما را به آن توصیه می کنم پذیرا باشید؛ اینکه با زنان به خوبی رفتار کنید زیرا توانایی زنان در حوزه ی عقل و دین و اندیشه و در تمام امور [نسبت به مردان] پایین تر است. چراکه آنها از دنده ی پهلو خلق شده اند. الله متعال آدم علیه الصلاة والسلام را بدون پدر و مادر و از خاک آفرید چنانکه به او گفت، باش پس شد؛ و چون الله متعال اراده نمود این مخلوق را از وی گسترش دهد، همسرش را از او و از دنده ی کجش آفرید؛ و به این ترتیب همسرش از دنده ی کج او آفریده شد؛ و چون بخواهی از دنده ی کج استفاده کنی، با همان کجی که دارد باید مورد استفاده قرار گیرد و اگر بخواهی راستش کنی، می شکند. زن نیز چنین است؛ اگر انسان بخواهد از او بهره مند شود باید با همان کجی که دارد، از او بهره مند گردد و به آنچه میسر شد رضایت دهد؛ و اگر بخواهد او را راست گرداند، راست نمی شود و به این هدف دست نمی یابد؛ و اگر در دین خود راست و استوار باشد، به سبب اقتضای سرشت و طبیعتی که دارد هرگز راست شدنی نیست؛ و در همه چیز در خدمت شوهرش نخواهد بود بلکه حتما با او مخالفت می کند و علاوه بر کوتاهی که در ذاتش می باشد، کوتاهی دارد؛ و اگر کسی بخواهد او را راست کند، باعث شکستنش می شود و شکستن او طلاق وی می باشد. به این معنا که اگر تلاش کنی او را طبق خواسته های خود تنظیم کنی، امکان آن وجود ندارد بلکه نتیجه ی چنین تلاشی، خستگی از زن و طلاق دادن او می باشد.