





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوقتاده انصاری رضی الله عنه روایت است که می گوید: «همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوی حنین خارج شدیم - و در ادامه داستانی را بیان می کند - پس رسول الله صلی الله علیه وسلم سه بار فرمود: «مَنْ قَتَلَ قَتِيلاً لَهُ عَلَيْهِ بَيِّنَةٌ فَلَهُ سَلَبُهُ»: «هرکس کافری را به قتل رسانده است و برای اين کارش گواه دارد، اموال مقتول از آنِ اوست».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه و سلم در روز حنین فرمود: هرکس کافری را کشته است و در این مورد شاهد یا دلیلی دارد، «فَلَهُ سَلَبُهُ»: لباس مقتول و سلاحش و چهارپایی که سوار بر آن می جنگیده، از آن اوست. ابوقتاده مردی از کفار را کشته بود و به اطرافیانش سه بار گفت: من مردی را کشتم؛ کسانی را که شاهد بودند قسم می دهم در این مورد برای من شهادت دهند.
از اسماء دختر ابوبکر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: «اسبی را در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم ذبح نموده و آن را خوردیم». و در روایتی آمده است: «و ما در مدینه بودیم».
متفق علیهاسماء دختر ابوبکر صدیق رضی الله عنهما خبر می دهد که آنها در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم اسبی را ذبخ نمودند و از آن خوردند؛ و این بیانگر جواز خوردن گوشت اسب می باشد؛ و نباید کسی به این دلیل که در آیه سوره ی نحل، ذکر اسب مقرون به الاغ و قاطر آمده، از خوردن آن منع کند؛ آنجا که می فرماید: (وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لا تَعْلَمُونَ) [النحل: 8] «و اسبان و قاطِران و خران را [نیز آفرید] تا بر آنها سوار شوید و [نیز برای تان مایۀ] تجمل [است] و چیزهایی می آفریند که نمی دانید».
از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گوید: «خواهرم نذر کرده بود پیاده و پای لخت [برای زیارت] به خانه ی کعبه برود؛ پس از من خواست تا در این مورد از رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال کنم؛ و من چنین کردم که رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخ فرمود: «لِتَمْشِ وَلْتَرْكَبْ»: «گاهی پیاده برود و گاهی سوار شود».
متفق علیهاین بخشی از طبیعت و سرشت انسان است که گاهی دست به کاری می زند و تصمیم به اقدامی می گیرد که به نوعی واجب نمودن امری سخت و دشوار بر خود می باشد؛ این درحالی است که شریعت ما پیام آور اعتدال و میانه روی و سخت نگرفتن بر نفس در عبادت می باشد تا اینکه مستمر و مداوم باشد؛ در این حدیث خواهر عقبة بن عامر از او می خواهد که از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد نذر وی مبنی بر پیاده رفتن و پای لخت برای زیارت خانه ی کعبه بپرسد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم که می داند این زن طاقت و توان پیاده رفتن تمام مسیر را ندارد، به وی دستور می دهد به اندازه ی توانش پیاده برود و چون از راه رفتن ناتوان شد، سوار شود.
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از خوردن گوشت خر اهلی نهی نموده و در مورد خوردن گوشت اسب اجازه داده است. و تنها در روایت مسلم آمده که می گوید: به هنگام فتح خیبر، گوشت اسب و خر وحشی می خوردیم و رسول الله صلی الله علیه وسلم از خوردن گوشت خر اهلی نهی نمود. از عبدالله بن ابی اوفی رضی الله عنه روایت است که می گوید: در زمان فتح خیبر با گرسنگی مواجه شدیم؛ در روز فتح خیبر به خرهای اهلی دست یافتیم و آنها را ذبح نمودیم؛ زمانی که دیگ های غذا از گوشت آنها می جوشید، منادی رسول الله صلی الله علیه وسلم ندا برآورد که دیگ ها را سرنگون کنید و چه بسا گفت: از گوشت الاغ ها(ی اهلی) چیزی نخورید. از ابو ثعلبه رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم از خوردن گوشت خرهای اهلی نهی کرد.
به روایت مسلم - متفق علیهجابر بن عبدالله رضی الله عنهما خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم از خوردن گوشت خر اهلی نهی نمود و به خوردن گوشت اسب و خر وحشی اجازه داد و آن را مباح شمرد؛ و عبدالله بن ابی اوفی رضی الله عنهما خبر می دهد که در ایام فتح خیبر با گرسنگی مواجه شدند و چون خیبر فتح شد از خرهای آن ذبح نمودند و گوشت آنها را طبخ نمودند اما رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را به سرنگون کردن دیگ ها و نخوردن از گوشت آنها امر نمود.
از عبدالرحمن بن سمرة رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «يَا عَبْدَ الرَّحْمَنِ بنَ سمُرَةَ لاَ تَسْأَلِ الإِمَارَةَ، فَإِنَّكَ إِنْ أُعْطِيتَهَا عَنْ مَسْأَلَةٍ، وُكِلْتَ إِلَيْهَا وَإِنْ أُعْطِيتَهَا عَنْ غَيْرِ مَسْأَلَةٍ أُعِنْتَ عَلَيْهَا وإذَا حَلَفْتَ عَلى يَمِينٍ، فَرَأَيت غَيرها خَيرًا مِنهَا، فَكَفِّرْ عَن يَمينِكَ وَأْتِ الَّذي هُو خيرٌ»: «ای عبدالرحمن بن سمره، هيچگاه خواستارِ امارت نباش؛ زيرا اگر بدون درخواست آن به امارت برسی، در امارت و فرماندهی از سوی الله ياری می شوی و اگر به درخواست خود به امارت برسی، با آن تنها می مانی - و از کمک و ياریِ الله عز وجل محروم می گردی .- و هرگاه بر انجامِ کاری سوگند خوردی و سپس خلافِ آن کار را بهتر دانستی، همان کار بهتر را انجام بده و کفّاره ی سوگندت را ادا کن».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم از درخواست امارت نهی کرده است زیرا هرکس با درخواست خود به آن دست یابد، به دلیل اشتیاق وی به دنیا و ترجیح آن به آخرت، رها شده و یاری نمی شود؛ این درحالی است که به هرکس بدون خواست وی امارت داده شود، الله متعال او را در این زمینه یاری می کند؛ و سوگند خوردن برای کاری، مانع خیر و خوبی نمی شود؛ با این توضیح که: چنانچه کسی که سوگند خورده، خیر و خوبی را در امری جز آنچه برای آن قسم یاد کرده ببیند، می تواند با کفاره دادن، از سوگندی که خورده رها شده و برای آن خیر اقدام کند.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: زمانی که مردم در قبا و در حال خواندن نماز صبح [رو به بیت المقدس] بودند فردی نزد آنها رفته و گفت: دیشب بر پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن نازل شده و امر شده که رو به قبله [کعبه] کند، پس چنین کنید. این درحالی بود که روی آنها به سوی شام بود، پس رو به کعبه چرخیدند.
متفق علیهیکی از صحابه به سوی مسجد قبا رفت و متوجه شد که خبر نسخ قبله به اهالی قبا نرسیده است و همواره رو به قبله ی اول نماز می خوانند؛ پس آنها را از تغییر قبله به سوی کعبه خبر داد و اینکه در این مورد بر رسول الله صلی الله علیه وسلم قرآن نازل شده است؛ - اشاره به این آیه دارد که می فرماید: «قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ» [البقرة: 144] «[ای پیامبر،] به راستی که ما گرداندنِ رویت به [سوی] آسمان را [که در انتظار وحی الهی برای تغییر قبله هستی] می بینیم. اکنون تو را به [سوی] قبله ای بازمی گردانیم که به آن راضی شوی؛ پس روی خود را به سوی مسجدالحرام کن و [شما نیز ای مؤمنان، برای ادای نماز] هر جا بودید، روی خود را به سوی آن بگردانید. کسانی که کتاب [آسمانی] به آنها داده شد، به خوبی می دانند که این [تغییر قبله، فرمانی] حق [و] از جانب پروردگارشان است؛ و الله از آنچه می کنند غافل نیست». و به آنها خبر داد که رسول الله صلی الله علیه وسلم رو به کعبه نموده است؛ بنابراین بنا بر فقه و فهمی که از آن برخوردار بودند درحالی که رو به بیت المقدس - قبله ی اول - بودند، رو به سوی قبله ی دوم یعنی کعبه چرخیدند.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ بِلالاً يُؤَذِّن بِلَيلٍ، فَكُلُوا واشرَبُوا حتَّى تَسمَعُوا أَذَان ابنِ أُمِّ مَكتُوم»: «بلال زمانی اذان می گويد كه هنوز شب است (قبل از طلوع فجر). بنابراين شما پس از اذان بلال بخوريد و بياشاميد تا اينكه عبد الله ابن ام مكتوم اذان گويد».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم دو موذن داشت؛ عبدالله بن ام مکتوم که کور بود و بلال بن رباح رضی الله عنهما؛ بلال برای نماز صبح قبل از طلوع فجر اذان می گفت؛ زیرا وقت خواب است و مردم قبل از وارد شدن وقت نماز، نیاز به آمادگی برای آن دارند؛ از اینرو رسول الله صلی الله علیه وسلم اصحابش را متوجه می کند که بلال رضی الله عنه وقتی اذان می گوید که شب است (قبل از طلوع فجر)؛ و آنها را امر می کند که پس از اذان بلال تا طلوع فجر و شنیدن اذان موذن دوم یعنی ابن ام مکتوم رضی الله عنه بخورند و بیاشامند؛ زیرا وی با طلوع فجر دوم اذان می گوید؛ و این برای کسانی است که قصد روزه گرفتن دارند؛ اینان با شنیدن اذان موذن دوم باید دست از خوردن و آشامیدن بکشند چون وقت نماز وارد شده است. اذان اول مذکور، مخصوص این وقت می باشد و در سایر اوقات اذان دادن قبل از وارد شدن وقت جایز نیست؛ و در این مورد که اذان اول برای نماز صبح کفایت می کند یا اینکه باید اذان دوم به سبب وارد شدن وقت داده شود، اختلاف شده است؛ دیدگاه جمهور علما این است که اذان اول مشروع است و به آن کفایت نمی شود.
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب گرامی ایشان (به منظور عمره) وارد مکه شدند، مشرکان گفتند: کسانی نزد شما خواهند آمد که تب يثرب آنها را ضعيف و درمانده کرده است؛ آنگاه پيامبر صلى الله عليه و سلم به مسلمانان دستور داد تا سه دور اول طواف را با حالتی نيم خيز طواف کنند و ميان دو رکن يمانی و حجر الاسود راه بروند. و شفقت و رحمت پيامبر صلى الله عليه و سلم به اصحابش باعث شد تا از طواف کردن به حالت نيم خيز در تمام دورها باز دارد.
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم در سال ششم هجری برای گزاردن عمره به همراه تعداد زیادی از اصحاب به مکه آمد که کفار قریش برای جنگ با ایشان و بازداشتن پیامبر و صحابه از ادای عمره خارج شدند؛ در نهایت میان دو طرف صلح برقرار شد؛ یکی از بندهای صلح نامه این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش در این سال بازگردند و سال بعد برای ادای عمره آمده و سه روز در مکه حضور داشته باشند؛ پس رسول الله و صحابه در سال هفتم هجری جهت عمرة القضا به مکه آمدند. این بود که مشرکان جهت آرام کردن خود و از روی دشمنی و کینه ای که داشتند به یکدیگر گفتند: کسانی نزد شما خواهند آمد که تب يثرب آنها را ضعيف و درمانده کرده است. زمانی که این خبر به رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید، تصمیم گرفت به آنها پاسخ گفته و آنان را به خشم آورد؛ بنابراین به اصحابش دستور داد تا با سرعت طواف کنند و تنها در بین رکن یمانی و رکنی که در آن حجر الاسود قرار دارد، راه بروند؛ و این از روی مهربانی و شفقت پیامبر نسبت به آنها بود. چون مشرکان آنها را در بین این دو رکن نمی دیدند؛ مشرکانی که در کوه قیقعان مستقر شده بودند تا مسلمانان را درحال طواف ببینند؛ اما این رفتار مسلمانان آنان را چنان خشمگین کرد که گفتند: حرکت آنها همچون آهو است؛ از آن زمان این کیفیت در طواف، به سنتی برای طواف کنندگان تبدیل شد تا یادآور وضعیت سلف و گذشتگان مان و اقتدا به آنها در موضع گیری ها نیکوی شان و صبر و استقامت والای شان و اعمال گرانقدری باشد که جهت نصرت و یاری دین و اعلای کلمه ی الله از انجام آنها دریغ نکردند؛ الله متعال پیروی از آنها و دنبال کردن راه و روش آنها را روزی مان گرداند. راه رفتن بین دو رکن و ترک به اصطلاح رمل، منسوخ می باشد؛ و دلیل آن نهی رسول الله از این مساله در حجة الوداع است؛ چنانکه امام مسلم از جابر و عبدالله بن عمر رضی الله عنهم روایت کرده که می گویند: رسول الله صلی الله علیه وسلم سه بار از حجر تا حجر با سرعت و چهار بار را به صورت عادی راه می رفت.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: روزی از پشت بام خانه ی حفصه (خواهرم) بالا رفتم و پيامبر صلى الله عليه و سلم را ديدم که رو به شام و پشت به کعبه قضای حاجت می کند. و در روایتی آمده است: رو به بیت المقدس.
متفق علیهابن عمر رضی الله عنهما ذکر می کند که روزی به خانه خواهرش حفصه همسر رسول الله صلی الله علیه وسلم و به پشت بام خانه اش رفته است که رسول الله صلی الله علیه وسلم را درحالی دیده که رو به شام و پشت به قلبه مشغول قضای حاجت بوده است. ابن عمر رضی الله عنه این مساله را در رد کسانی ذکر می کند که می گویند: نباید به هنگام قضای حاجت رو به بیت المقدس کرد؛ و از این جهت است که مولف به روایت دوم اشاره می کند که در آن رو به بیت المقدس آمده است؛ بنابراین چون به هنگام قضای حاجت در داخل ساختمان رو به قبله شود، اشکالی ندارد.