





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از زَهْدَم بن مُضَرِّب جَرْمی روايت است که می گوید: ما نزد ابوموسی اشعری بوديم که درخواست پهن شدن سفره نمود و سفره پهن شد و بر روی آن گوشت مرغ گذاشته بودند؛ در این میان يکی از مردان "بنی تَيْمِ الله" که با داشتن پوستی سرخ رنگ شبيه غیر عرب ها بود وارد شد؛ ابوموسی به او گفت: بيا جلو بخور؛ اما آن شخص در خوردن گوشت مرغ متردد شد؛ پس ابوموسی رضى الله عنه به او گفت: بيا جلو، زيرا من ديدم که رسول الله صلى الله عليه و سلم از آن می خورد.
متفق علیهزَهْدَم بن مُضَرِّب جَرْمی روایت می کند که وی به همراه عده ای نزد ابوموسی اشعری رضی الله عنه بودند که ایشان درخواست پهن شدن سفره می کند و سفره پهن می شود و گوشت مرغ بر آن گذاشته می شود. در این میان مردی از بَنِی تَيم الله وارد می شود که پوستی سرخ رنگ دارد و از این جهت شبیه غیر عرب ها می باشد و ابوموسی او را برای خوردن از گوشت مرغ دعوت می کند؛ اما او در خوردن گوشت مرغ تردید می کند و از خوردن آن ابا می ورزد؛ بنابراین ابوموسی رضی الله عنه برای او توضیح می دهد و می گوید: من رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که از آن می خورد.
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گويد: وقتی به عمر رضی الله عنه خبر رسيد که فلانی شراب فروخته است؛ گفت: الله او را بکشد. مگر نمی داند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: «قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ، حُرِّمَتْ عَلَيْهِمْ الشُّحُومُ، فَجَمَلُوهَا، فَبَاعُوهَا»: «الله يهود را لعنت کند؛ زيرا وقتی چربی برای آنان حرام شد، آن را آب کردند و فروختند».
متفق علیهبه عمر بن خطاب رضی الله عنه خبر رسید که مردی جهت بهره بردن از خمر و شراب، قصد حیله کردن دارد، نه از این جهت که آن را بنوشد بلکه برای اینکه آن را بفروشد و از درآمد آن استفاده کند. حال آنکه این حیله ای آشکار و حرام است. به همین دلیل عمر رضی الله عنه علیه وی دعایی کرد که رسول الله صلی الله علیه وسلم علیه یهودیانِ حیله کار نمود و گفت: الله او را بکشد؛ آیا نمی داند حیله کردن حرام است؟ چون فریب دادن الله و رسولش می باشد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الله یهود را لعنت کند که وقتی چربی برای آنها حرام شد، با حیله قصد استفاده از آن کردند و به این ترتیب چربی را از صفت آن خارج کرده و آبش نموده و سپس فروختند و درآمد حاصله از آن را خوردند و از روی فریب و حیله گفتند: چربی حرام شده بر ما را نمی خوریم. و به زعم خود با این کار الله را فریب دادند حال آنکه الله متعال به حساب آنها می رسد و از کردارشان آگاه است.
از عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «مَنْ حَلَفَ عَلَى يَمِينٍ وَهُوَ فِيهَا فَاجِرٌ لِيَقْتَطِعَ بِهَا مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، لَقِيَ اللَّهَ وَهُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانُ». قَالَ: فَقَالَ الْأَشْعَثُ: فِيَّ وَاللَّهِ كَانَ ذَلِكَ؛ كَانَ بَيْنِي وَبَيْنَ رَجُلٍ مِنَ الْيَهُودِ أَرْضٌ، فَجَحَدَنِي، فَقَدَّمْتُهُ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَلَكَ بَيِّنَةٌ؟» قُلْتُ: لَا. قَالَ: فَقَالَ لِلْيَهُودِيِّ: «احْلِفْ». قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِذَنْ يَحْلِفَ وَيَذْهَبَ بِمَالِي. فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا}. إِلَى آخِرِ الْآيَةِ. یعنی: «هر کس بر سوگندی در حالی که در آن دروغگوست، قسم بخورد تا با آن مال مرد مسلمانی را پایمال کند، الله را در حالی ملاقات خواهد کرد که بر او خشمگین است». [راوی] گفت: پس اشعث گفت: به خدا سوگند این دربارهٔ من بود؛ میان من و مردی از یهود، زمینی بود و او [مالکیت] مرا انکار کرد. پس او را نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بردم. رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم به من فرمودند: «آیا دلیلی داری؟». گفتم: نه. [راوی] گفت: پس به آن یهودی فرمودند: «قسم بخور». [اشعث] گفت: من گفتم: ای رسول خدا، در این صورت او قسم میخورد و مال مرا میبرد. پس خداوند متعال [این آیه را] نازل کرد: {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا} (همانا کسانی که پیمان خدا و سوگندهایشان را به بهایی اندک میفروشند) تا آخر آیه.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلیاللهعلیهوسلم دربارهٔ سوگند خوردن به خدا درحالیکه سوگندخورنده میداند در آن دروغگوست، تا با این سوگند مال دیگری را تصاحب کند، هشدار دادهاند؛ که [جزای او این است که] خدا را در حالی ملاقات خواهد کرد که بر او خشمگین است. پس اشعث بن قیس رضیاللهعنه خبر داد که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم این را زمانی فرمودند که میان او و مردی از یهود بر سر مالکیت زمینی اختلافی بود. پس برای داوری نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم رفتند و ایشان به اشعث فرمودند: تو باید دلیل بیاوری تا آنچه ادعا میکنی برایت ثابت شود، و اگر از آن عاجز بودی، برای تو جز سوگندِ طرف مقابلت که ادعا علیه اوست، چیزی نیست. پس اشعث گفت: ای رسول خدا، در این صورت آن مرد یهودی بدون پروا قسم میخورد و مال مرا میبرد. پس خداوند متعال در تأیید آن، این سخن خود را در قرآن نازل کرد: {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ} (همانا کسانی که میفروشند) و جایگزین میکنند {بِعَهْدِ اللَّهِ} (پیمان الله را)، و آن وصیت او به مؤمنان برای ادای امانت است {وَأَيْمَانِهِمْ} (و سوگندهایشان را) و قسم خوردنشان به نام او به دروغ {ثَمَنًا قَلِيلًا} (به بهایی اندک) از کالای بیارزش دنیا {أُولَئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ} (آنان در آخرت هیچ بهره و نصیبی ندارند) {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ} (و الله با آنان سخن نمیگوید)، سخنی که شادمانشان کند و سودشان رساند، بلکه بر آنان خشم گرفته است، {وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} (و در روز قیامت به آنان نگاه نمیکند)، نگاه رحمت و احسان، {وَلَا يُزَكِّيهِمْ} (و آنان را پاک نمیگرداند) با ثنای جمیل، و با آمرزش از گناهان و پلیدیها پاکشان نمیکند {وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} (و برای آنان عذابی دردناک است) و دردآور به سبب آنچه مرتکب شدهاند.
از رافع بن خَدیج رضیاللهعنه روایت است که گفت: ما همراه با پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در ذوالحلیفه بودیم که مردم دچار گرسنگی شدند. پس شتران و گوسفندانی [به عنوان غنیمت] به دست آوردند. [راوی] گفت: و پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در انتهای گروه [در حرکت] بودند. پس [مردم] شتاب کردند و [حیوانات را] ذبح نمودند و دیگها را برپا کردند. پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم دستور دادند دیگها واژگون کرده شوند. سپس [غنایم را] تقسیم کردند و ده گوسفند را معادل یک شتر قرار دادند. پس شتری از میان آنها رمید. به دنبالش رفتند اما آنان را خسته کرد [و نتوانستند بگیرندش]. و در میان گروه، اسبان اندکی بود. پس مردی از آنان تیری به سویش رها کرد و خداوند آن [شتر] را متوقف ساخت. سپس [پیامبر] فرمودند: «إِنَّ لِهَذِهِ الْبَهَائِمِ أَوَابِدَ كَأَوَابِدِ الْوَحْشِ، فَمَا غَلَبَكُمْ مِنْهَا فَاصْنَعُوا بِهِ هَكَذَا» یعنی: «همانا این چهارپایان [اهلی] نیز گاهی مانند حیوانات وحشی، رم میکنند. پس هر کدام از آنها که بر شما چیره شد [و رمید]، با آن چنین کنید». [رافع] گفت: من گفتم: ما امیدواریم - یا میترسیم - که فردا با دشمن روبرو شویم و کاردی همراه نداریم، آیا با [چوب] نی ذبح کنیم؟ فرمودند: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ، وَذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُلُوهُ، لَيْسَ السِّنَّ وَالظُّفُرَ، وَسَأُحَدِّثُكُمْ عَنْ ذَلِكَ: أَمَّا السِّنُّ فَعَظْمٌ، وَأَمَّا الظُّفُرُ فَمُدَى الْحَبَشَةِ» یعنی: «هر آنچه خون را جاری کند و نام الله بر آن ذکر شود، از آن بخورید، به جز دندان و ناخن. و به زودی شما را از [علت] آن آگاه خواهم کرد: اما دندان، استخوان است، و اما ناخن، کاردِ حبشیان است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندرافع بن خدیج رضی الله عنه خبر داده است که آنان همراه با پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در ذوالحلیفه بودند که مردم دچار گرسنگی شدند و از مشرکان شتران و گوسفندانی به غنیمت گرفته بودند. پس قبل از آنکه غنیمت تقسیم شود، شتاب کرده و از آنها ذبح کردند و دیگها را برپا نمودند، بدون آنکه از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم اجازه بگیرند. و ایشان صلیاللهعلیهوسلم در انتهای [قافلهٔ] مردم حرکت میکردند. پس هنگامی که [از این ماجرا] آگاه شدند، دستور به [واژگون کردن] دیگها دادند و دیگها با آنچه از آبگوشت در آنها بود، واژگون کرده شد. سپس ایشان غنیمت را میانشان تقسیم کردند و ده گوسفند را در مقابل یک شتر قرار دادند. پس شتری از میان آنها گریخت و آنان از رسیدن و گرفتن آن عاجز شدند و اسبان [نیز] اندک بود. پس مردی از آنان تیری به سویش انداخت و خداوند آن را برایشان متوقف ساخت. پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: این چهارپایان اهلی، طبایعی مانند طبایع حیوانات وحشی دارند. پس هر کدام از آنها که بر شما چیره شد [و رمید] و از گرفتن آن عاجز شدید، با آن چنین کنید. پس رافع گفت: ما امید داریم که فردا با دشمن روبرو شویم و میترسیم که ذبح کردن با لبهٔ سلاحهایمان به آنها آسیب رساند درحالیکه نیاز شدیدی به ذبح کردن داریم و کاردی همراه نداریم. آیا با چوبهای توخالیِ نی ذبح کنیم؟ پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: هر آنچه خون را جاری کند و به کثرت بریزد و نام خدا بر آن ذکر شود، از آن بخورید، غیر از دندان و ناخن. و به زودی شما را از [علت] آن آگاه خواهم کرد: اما دندان، استخوان است، و اما ناخن، [چون] کفار حبشه از آن [به عنوان کارد] استفاده میکنند.
از ابوبُرده انصاری رضی الله عنه روایت است که از رسول خدا صلی الله علیه و سلم شنید که میفرمود: «لَا يُجْلَدُ أَحَدٌ فَوْقَ عَشَرَةِ أَسْوَاطٍ إِلَّا فِي حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ». «هیچکس بیش از ده تازیانه زده نمیشود، مگر در [مجازات] حدی از حدود الله».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه و سلم نهی کردند از اینکه به کسی بیش از ده تازیانه زده شود، مگر در [مورد] گناهان. و منظور، گناهانی نیست که شارع برای آنها تعداد مشخصی تازیانه یا ضربه یا مجازات خاصی تعیین کرده است. و منظور این است که در تنبیه تأدیبی، مانند زدن همسر و فرزند، بیش از ده تازیانه زده نشود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَوْ أَنَّ امْرَأً اطَّلَعَ عَلَيْكَ بِغَيْرِ إِذْنكَ، فَخَذَفْتَهُ بِعَصَاةٍ، فَفَقَأْتَ عَيْنَهُ: ما كان عَلَيْكَ جُنَاحٌ»: «اگر کسی بدون اجازه ات سرک کشید و به داخل خانه ات نگاه کرد و تو سنگ ریزه ای به سوی او پرتاب کردی و سبب کور شدن چشمش شدی، گناهی بر تو نیست».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که اگر کسی بدون اجازه ی دیگری از پشت درِ خانه اش یا از بالای دیوارش یا به هر طریق دیگری او را بِپاید و سرک بکشد و صاحب خانه با پرتاب سنگ ریزه ای سبب کور شدن چشم آن شخص گردد یا آهنی در چشم او فرو کند، گناه و قصاصی ندارد، چون تعدی و تجاوز از سوی کسی بوده که سرک می کشیده و با این عمل جنایتکار بوده است.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَا مِنْ مَكْلُومٍ يُكْلَم في سَبيِلِ الله، إِلاَّ جَاءَ يَومَ القِيَامةِ، وَكَلْمُهُ يَدْمَى: اللَّوْنُ لَوْنُ دَمٍ، وَالرِّيحُ ريحُ المِسك»: «کسی نیست که در راه الله زخمی بردارد مگر اینکه روز قیامت درحالی می آيد که از زخمش خون جاری است؛ رنگش، رنگ خون است و بويش بوی مشک».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم فضل جهاد در راه الله را بیان می کند و اینکه مجاهد به چه مرتبه ای می رسد؛ و این پاداش نیکوی او می باشد؛ و مژده می دهد کسی که در راه الله زخمی می شود و در اثر آن کشته می شود یا بهبودی خود را به دست می آورد، روز قیامت با همان یادگار جهاد و بلا و مصیبتی که در جهاد دیده، در بین مردم حاضر می شود؛ با همان زخمی که در جهاد برداشته، درحالی که زخمش تازه است می آید اما این بار رنگ زخمش رنگ خون است و بوی مشک از آن به مشام می رسد.
از ابن عمر رضی الله عنهما از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمودند: «مَنِ اقْتَنَى كَلْبًا إِلَّا كَلْبَ ضَارٍ أَوْ مَاشِيَةٍ نَقَصَ مِنْ عَمَلِهِ كُلَّ يَوْمٍ قِيرَاطَانِ»، یعنی: «هر کس سگی را نگه دارد، مگر سگ شکاری یا [سگ گلهٔ] دام، هر روز دو قیراط از عملش کاسته میشود». سالم گفت: و ابوهریره میگفت: «یا سگِ کشاورزی»، و او خود صاحب زمین کشاورزی بود.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه و سلم از نگهداری سگ برحذر داشتهاند، مگر برای نیاز شکار، یا نگهبانی از دام و زراعت. و هر کس آن را برای غیر از این موارد نگه دارد، هر روز دو قیراط از ثواب عملش کاسته میشود؛ و آن مقداری است که نزد خداوند متعال معلوم است.
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ حَلَفَ عَلَى يَمِينٍ صَبْرٍ يَقْتَطِعَ بِهَا مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، وَهُوَ فِيهَا فَاجِرٌ، لَقِيَ اللَّهَ وَهُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانٌ»: «هركس با سوگند دروغ خود را وادار به تصاحب مال مسلمانی کند، درحالی الله متعال را ملاقات می کند كه از او خشمگين است». و این آیه نازل شد: «إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» [آل عمران: 77] «کسانی که پیمان الله [درباره ی اجرای احکام] و سوگندهای خود [درباره ی پیروی از محمد] را به بهای ناچیزی می فروشند، یقیناً بهره ای در آخرت نخواهند داشت و الله روز قیامت با آنان سخن نمی گوید و به آنان نمی نگرد و آنها را [از گناه] پاک نمی سازد و عذاب دردناکی [در پیش] دارند».
متفق علیهاین حدیث با وعید شدیدی برای کسانی همراه است که مال دیگران را به ناحق و با سوگند دروغ تصاحب می کنند؛ سوگند دروغی که سراسر گناه و معصیت است. چنین کسانی الله متعال را درحالی ملاقات می کنند که بر آنها خشمگین است. و هرکس الله متعال از او خشمگین باشد، هلاک و نابود می گردد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیه را تلاوت می کند که مصداق این وعید شدید و تاکیدی بر آن در قرآن کریم می باشد.