





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از حَمْنَة بنت جحش رضی الله عنها روایت است که می گوید: من زنی بودم که پيوسته استحاضه می شدم و هميشه در حال خونريزی بسيار سخت و طاقت فرسا به سر می بردم. از اين رو نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم تا ايشان را در جريان گذاشته و در این مورد از ایشان سوال کنم. و ايشان را در منزل خواهرم ام المؤمنين زينب دختر جحش يافتم. گفتم: یا رسول الله، من زنی هستم که هميشه در حال خونريزی بسيار سخت و طاقت فرسا هستم و پاک نمی شوم. نظرتان در این مورد چیست؟ براستی مرا از نمازخواندن و روزه گرفتن باز داشته است؟ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أنْعَتُ لكِ الكُرسُفَ، فإِنَّه يُذْهِبُ الدَّمَ»: «من تو را به استعمال پاره ای پنبه سفارش می کنم (تا بدان فرج خويش را ببندی) چرا که پنبه، خون را از بین می برد». حمنه گفت: خون بيشتر از آن است که پنبه جلوی آن را بگيرد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فاتَّخِذِي ثوبا»: «از پارچه ای استفاده کن». گفت: خون بيشتر از آن است (و اين کار سودی ندارد). رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «سَآمُرُك بأمْرَين أيهما فَعَلْتِ أجْزَأَ عَنْكِ من الآخر، وإن قَوِيتِ عليهما فأنتِ أعْلَم»: «تو را به دو امر فرمان می دهم که هر کدام از آن دو را انجام دهی، تو را از ديگری کفايت می کند؛ و اگر توانایی انجام هر دو را داشته باشی، تو خود بهتر می دانی کدامیک را انتخاب کنی». آنگاه به او فرمود: «إنما هذه رَكْضَةٌ من رَكَضَات الشيطان فَتَحَيَّضِي ستَّة أيام أو سبعة أيَّام في عِلْم الله، ثم اغْتَسِلِي حتى إذا رأيت أنك قد طَهُرْتِ، واسْتَنْقَأْتِ فصلِّي ثلاثا وعشرين ليلة أو أربعا وعشرين ليلة وأيامها وصومي، فإن ذلك يُجْزِيكِ، وكذلك فافْعَلي في كل شهر كما تحيض النساء، وكما يَطْهُرْن مِيقَاتُ حَيْضِهِنَّ وَطُهْرِهِنَّ، وإن قَوِيت على أن تُؤَخِّري الظهر وتُعَجَلِّي العصر فَتَغْتَسِلِينَ وَتَجْمَعِينَ بين الصلاتين الظهر والعصر، وتُؤَخِّرِين المغرب وتُعَجِّلين العشاء، ثم تَغْتَسِلِينَ وَتَجْمَعِينَ بين الصلاتين فافْعَلي، وَتَغْتَسِلِينَ مع الفجر فافْعَلي، وصُومي إن قَدِرت على ذلك»: «بی گمان خون استحاضه، ضربه ای از ضربات شيطان است و تو شش يا هفت روز را (مطابق حکم و شریعت الله) حيض و قاعدگی ماهيانه حساب کن، آنگاه وقتی دانستی از قاعدگی ماهيانه پاک شدی، غسل کن و خون حيض را از بدن و لباست پاک کن، سپس بيست و سه يا بيست و چهار شبانه روز نماز بخوان و روزه بگير، اين تو را کفايت می کند. و در هر ماه اين چنين عمل کن، همان طور که زنان در اوقات مشخصی از ماه، حيض و پاک می شوند. و اگر بتوانی نماز ظهر را به تأخير انداخته و در نماز عصر تعجیل کنی، سپس برای هر دو يک غسل کنی و بين هر دو نماز جمع کنی و نماز مغرب را نيز به تأخير بیندازی و در نماز عشاء تعجیل کنی و برای هر دو يک غسل کنی و ميان هر دو نماز (مغرب و عشا) جمع کنی، اين کار را بکن؛ و نيز اگر بتوانی برای نماز صبح نيز غسل کنی، اين کار را بکن و و اگر می توانی در مدت استحاضه روزه ات را بگير». ایشان فرمود: «وهذا أَعْجَبُ الْأَمْرَيْنِ إليَّ»: «اين کار بهترين و پسنديده ترين دو روش، نزد من است».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدمعنی حدیث حمنه بنت جحش رضی الله عنها: "من زنی بودم که پيوسته استحاضه می شدم"؛ یعنی: پیوسته و به شدت و مدت طولانی از وی خون خارج می شد. "بنابراین نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم تا ايشان را در جريان گذاشته و در این مورد از ایشان سوال کنم". وی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت تا حکم شرعی مسئله را از ایشان بپرسد و اینکه چه باید بکند؟. "یا رسول الله، من زنی هستم که هميشه در حال خونريزی بسيار سخت و طاقت فرسا هستم و پاک نمی شوم. نظرتان در این مورد چیست؟ براستی مرا از نمازخواندن و روزه گرفتن باز داشته است؟" یعنی: خونریزی، او را از نماز خواندن و روزه گرفتن بازداشته بود، چون گمان می کرد این خون، خون حیض است. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان نمود که این خون در اثر ضربه ی شیطان است و خون حیض نیست. و فرمود: "من تو را به استعمال پاره ای پنبه سفارش می کنم (تا بدان فرج خود را ببندی) چرا که پنبه، خون را از بین می برد". یعنی: پنبه را محکم در فرج خود قرار داده و ببند تا جلوی خون را بگیرد. "حمنه گفت: خون، بيشتر از آن است که پنبه جلوی آن را بگيرد. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: از پارچه استفاده کن" یعنی: علاوه بر پنبه از پارچه ای استفاده کن تا بتوانند جلوی خون را بگیرند. "حمنه گفت: خون بيشتر از آن است" یعنی: خون با شدت و به کثرت می ریزد و با پنبه و پارچه خونریزی متوقف نمی شود. "رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: پس تو را به دو امر فرمان می دهم" یعنی دو حکم را برای تو می گویم: اول اینکه: برای هر نمازی غسل کنی. دوم اینکه: میان نماز ظهر با عصر و مغرب با عشاء جمع نموده و سه غسل انجام دهی؛ یک غسل برای نماز ظهر و عصر، یک غسل برای نماز مغرب و عشا و یک غسل برای نماز صبح. "هریک از این دو را انجام دهی، تو را از ديگری کفايت می کند" یعنی تو در انتخاب یکی از این دو مختاری. "و اگر توانایی انجام هر دو را داشته باشی، تو خود بهتر می دانی کدامیک را انتخاب کنی" یعنی با توجه به اینکه تو به وضعیت خود آگاه تری، هریک را که می خواهی انتخاب کن. سپس به او فرمود: "بی گمان خون استحاضه، ضربه ای از ضربات شيطان است" یعنی: شیطان از این طریق راهی یافته برای فریب زن در مورد دین و پاکی و نمازش؛ تا اینکه عادتش را فراموش کند؛ گویا ضربه ای است از جانب شیطان؛ و این بخش منافاتی با این مساله ندارد که خون مذکور از رگی بنام عاذل خارج می شود. چنانکه در حدیث فاطمه بنت ابی حُبیش رضی الله عنها آمده که گفت: من زنی مستحاضه هستم و پیوسته خون می بینم آیا نماز را ترک کنم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لاَ، إِنَّمَا ذَلِكِ عِرْقٌ، وَلَيْسَ بِحَيْضٍ»: «خیر، این خون از رگ خارج می شود و خون حیض نیست». بنابراین با توجه به هر دو حدیث می توان گفت: شیطان به آن ضربه زده تا اینکه فوران نموده است و این ضربه از جانب شیطان حقیقی می باشد. زیرا مانعی برای حمل آن بر این وجه وجود ندارد. "و تو شش يا هفت روز را حيض و قاعدگی ماهيانه حساب کن" یعنی: نماز و روزه را ترک کن و خود را به مدت شش یا هفت روز همچون زنان حائض محسوب کن و در این مدت نماز نخوان؛ و این مدت از آن جهت است که معمولا عادت زنان شش یا هفت روز طول می کشد. "في عِلْم الله" یعنی در حکم و شریعت الله. و کلمه ی «أو: یا» در اینجا برای شک و تردید نیست، برای برای ذکر تنوع و این مطلب است که عادت ماهانه ی برخی زنان شش روز طول می کشد و برخی هفت روز؛ بنابراین باید به زنان هم سن و سال و هم خوی و مزاجش بنگرد. "سپس وقتی دانستی از قاعدگی ماهيانه پاک شدی، غسل کن و خون حيض را از بدن و لباست پاک کن، سپس بيست و سه يا بيست و چهار شبانه روز نماز بخوان و روزه بگير، اين تو را کفايت می کند" یعنی چون شش یا هفت روز گذشت، باید غسل کنی؛ و بیش از این مدت در ماه را که بیست و سه یا بیست و چهار روز است، ایام طهر و پاکی است و در این مدت هر عملی را که زنان پاک انجام می دهند مانند نماز و روزه انجام بده و این برای تو کافی است. "و در هر ماه چنين عمل کن، همان طور که زنان در اوقات مشخصی از ماه، حيض و پاک می شوند" یعنی: در هر ماه شش یا هفت روزش را همچون عادت زنان حیض محسوب کن، سپس غسل کن و نمازت را بخوان که بعد از این وقت طهر و پاکی ات می باشد که مدت آن به اندازه ای است که معمولا سایر زنانِ پاک سپری می کنند، بیست و سه یا بیست و چهار روز. "و اگر بتوانی نماز ظهر را به تأخير انداخته و در نماز عصر تعجیل کنی، سپس برای هر دو يک غسل کنی و بين هر دو نماز جمع کنی و نماز مغرب را نيز به تأخير بیندازی و در نماز عشاء تعجیل کنی و برای هر دو يک غسل کنی و ميان هر دو نماز (مغرب و عشا) جمع کنی، اين کار را بکن؛ و نيز اگر بتوانی برای نماز صبح نيز غسل کنی، اين کار را بکن و و اگر می توانی در مدت استحاضه روزه ات را بگير" یعنی: این کار نزد من محبوب تر است: اگر می توانی نماز ظهر را به تاخیر بینداز و نماز عصر را در اول وقت آن بخوان؛ همچنین نماز مغرب را به تاخیر انداز و نماز عشاء را در اول وقت آن بخوان - این را علما جمع صوری می گویند - اما برای نماز صبح یک غسل انجام بده؛ اگر توانستی چنین بکن. از این رو: زنی که پیوسته خون می بیند سه مرتبه غسل می کند، برای نماز ظهر و عصر، برای نماز مغرب و عشاء و برای نماز صبح و میان نمازهایی که ذکر شد جمع صوری می نماید. "اين کار بهترين و پسنديده ترين دو روش، نزد من است" یعنی این امر نزد من محبوبتر است؛ اینکه میان نماز ظهر با عصر و مغرب با عشاء جمع صوری صورت گیرد و سه مرتبه غسل شود، یک بار برای ظهر و عصر، یک بار برای مغرب و عشاء و یک بار برای صبح. اما امر اول این است که برای هر نماز یک غسل شود؛ اما در این حدیث ذکری از غسل نمودن برای هر نماز به میان نیامده است؛ اما در روایت دیگری که ابوداود ذکر کرده این مسئله عنوان شده است: «إِنْ قَوِيتِ فَاغْتَسِلِي لِكُلِّ صَلَاةٍ، وَإِلَّا فَاجْمَعِي بَيْنَ الصَّلَاتَيْنِ بِغُسْلٍ وَاحِدٍ»: «اگر توانستی برای هر نماز یک غسل انجام بده وگرنه برای دو نماز، یک غسل انجام بده». تردیدی نیست که غسل کردن برای هر نماز با مشقت و سختی همراه است، از این رو رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد مسئله دوم فرمود: «این کار بهترین این دو روش نزد من است»، زیرا آسانتر از اولی است.
از اسماء بنت عُمَيْس رضی الله عنها روایت است که می گوید: گفتم: یا رسول الله، فاطمه بنت ابی حبیش مدت زمان مديدی است که دچار استحاضه شده و (پيوسته در حال خونريزی است و پاک نمی شود) به همین دلیل نماز نمی خواند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «سُبْحَانَ اللَّهِ إِنَّ هَذَا مِنْ الشَّيْطَانِ لِتَجْلِسْ فِي مِرْكَنٍ، فَإِذَا رَأَتْ صُفْرَةً فَوْقَ الْمَاءِ فَلْتَغْتَسِلْ لِلظُّهْرِ وَالْعَصْرِ غُسْلًا وَاحِدًا، وَتَغْتَسِلْ لِلْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ غُسْلًا وَاحِدًا، وَتَغْتَسِلْ لِلْفَجْرِ غُسْلًا وَاحِدًا، وَتَتَوَضَّأْ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ»: «سبحان الله، بی گمان خون استحاضه از شيطان است. بايد در تشتی بنشيند؛ هرگاه رنگ زردی روی آب مشاهده کرد، باید برای ظهر و عصر يک غسل و برای مغرب و عشاء يک غسل و برای صبح يک غسل انجام دهد و بين اينها وضو بگيرد».
به روایت ابوداووداسماء بنت عُمَيْس رضی الله عنها خبر می دهد که فاطمه بنت ابی حبیش مبتلا به خونریزی شده و مدتی است این خون او را از نماز بازداشته است. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سبحان الله» و این از باب تعجب است؛ به این معنا که رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه فاطمه نمازش را ترک نموده، تعجب کرده است، درحالی که آن خون، خون حیض نیست، بلکه لگد شیطان است؛ چنانکه در حدیثی دیگر آمده است. «بايد در تشتی بنشيند؛ هرگاه رنگ زرد ی روی آب مشاهده کرد»؛ در اینجا رسول الله صلی الله علیه وسلم برای اینکه آن زن خون حیض را از استحاضه دریابد و تشخیص دهد، بیان می دارد که در تشت لباس شویی بنشیند، اگر روی آبی که در آن نشسته زردی دید، دلیلی بر این است که از حیض پاک شده، چون خون حیض سیاه و غلیظ است و هر خونی جز آن استحاضه می باشد. «پس باید برای ظهر و عصر يک غسل و برای مغرب و عشاء يک غسل و برای صبح يک غسل کند»؛ یعنی اگر زردی را در آب دید، باید در شبانه روزی سه مرتبه غسل کند، برای ظهر و عصر یک غسل، برای مغرب و عشاء یک غسل و برای نماز صبح هم یک غسل. «و بين اينها وضو بگيرد»؛ یعنی اگر می خواست در میان نمازهای پنج گانه نماز دیگری بخواند، برای آن وضو بگیرد و نیازی به غسل کردن نیست، زیرا غسل کردن در این حالت مربوط به نمازهای پنج گانه است. لازم به ذکر است که این غسل کردن ها مستحب است و واجب نیست، چنانکه در احادیث دیگری ذکر شده است.
از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أُعطِيتُ ما لم يُعطَ أحدٌ من الأنبياءِ»: «به من چیزهایی عطا شده که به هیچیک از پیامبران داده نشده بود». گفتیم: یا رسول الله آنها چیست؟ فرمود: «نُصِرتُ بالرُّعبِ، وأُعطِيتُ مَفَاتِيحَ الأرضِ، وسُمِّيتُ أحمدَ، وجُعِلَ التُّرابُ لي طَهُوراً، وجُعِلَتْ أمَّتي خيرَ الأممِ»: «با رعب (ترسيدن دشمن) ياری شده ام، کلیدهای زمین به من داده شده است، احمد نامیده شدم، زمین برای من پاک گردانیده شده و امت من بهترین امت ها قرار داده شده است».
به روایت احمداینکه می فرماید: «أُعطِيتُ ما لم يُعطَ أحدٌ من الأنبياءِ»؛ ظاهرا به این معناست که هیچیک از ویژگی های مذکور را قبل از ایشان کسی نداشته است. «نُصِرتُ بالرُّعبِ» یعنی: به وسیله ترس دشمن از من یاری شدم؛ و همین است که قلب های دشمنانش را پاره نمود و شوکت آنها را از میان برد و جمع آنها را پراکنده نمود. «وأُعطِيتُ مَفَاتِيحَ» مفاتیح جمع مفتاح است و مفتاح اسم آلت بوده و عبارت است از چیزی که به وسیله آن چیز دیگری را باز می کنند. و در اصل عبارت از هر چیزی است که توسط آن می توان چیزهایی را به دست آورد که دست یافتن به آنها دشوار است. «الأرض»؛ استعاره است از وعده ی الله متعال به پیامبرش مبنی بر فتح سرزمین ها. «وسميت أحمد»؛ هیچکس پیش از ایشان این نام را نداشته است و این بخاطر حمایت و یاری الله متعال است تا هیچ ضعیف القلب یا شکاکی تردید نورزد که آنکه در کتاب های گذشته با نام احمد مورد ستایش قرار گرفته، رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده است. «وجعل لي التراب طهوراً»؛ یعنی: خاک و زمین در نبود آب، پاک کننده هستند.
از حذیفه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «فُضِّلْنَا عَلَى النَّاسِ بِثَلَاثٍ: جُعِلَتْ صُفُوفُنَا كَصُفُوفِ الْمَلَائِكَةِ، وَجُعِلَتْ لَنَا الْأَرْضُ كُلُّهَا مَسْجِدًا، وَجُعِلَتْ تُرْبَتُهَا لَنَا طَهُورًا، إِذَا لَمْ نَجِدْ الْمَاءَ وَذَكَرَ خَصْلَةً أُخْرَى»: «ما با داشتن سه ویژگی بر امت های گذشته برتری داده شده ایم: صف های ما (در نماز) مانند صف های ملائکه گردانیده شد؛ و تمام زمین برای ما مسجد قرار داده شد و خاک آن برای ما پاک گردانیده شد، در صورت نیافتن آب. و یک ویژگی دیگر نیز ذکر کرد».
به روایت مسلماین حدیث بیانگر شرف و مقام والای این امت و برتری آن بر سایر امت ها به سبب ویژگی هایی می باشد. اینکه می فرماید: «فُضِّلْنَا على الناس بِثَلاث»؛ یعنی الله متعال با سه ویژگی، این امت را بر تمامی امتهای گذشته برتری داده است، نه اینکه ویژگی های این امت منحصر در همین سه است؛ زیرا ویژگی ها و مشخصه های این امت کم کم بر رسول الله صلی الله علیه وسلم نازل می شد و ایشان هر چیزی را که بر او نازل می شد، در هنگام نزول بیان می فرمود. «صف های ما (در نماز) مانند صف های ملائکه گردانیده شد»؛ یعنی ایستادن ما در نماز به همان صورتی است که ملائکه در برابر الله متعال می ایستند؛ به این شکل که ابتدا صف اول را کامل می کنند، سپس صف های پشت سر را تکمیل نموده و در صف، کنار هم قرار می گيرند و به هم می چسبند (و جای خالی نمی گذارند)؛ چنانکه در سنن ابوداود و غیره به صراحت ذکر شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ألا تَصُفُّونَ كَمَا تَصُفُّ المَلائِكَةُ عِندَ رَبِّهَا؟»: «چرا آن گونه که ملائکه نزد پروردگارشان به صف می ايستند، صف نمی بنديد؟» گفتيم: یا رسول الله، ملائکه نزد پروردگارشان چگونه صف می بندند؟ فرمود: «يُتِمُّونَ الصُّفُوفَ الأُوَلَ، وَيَتَرَاصُّونَ في الصَّفِّ»: «صف های جلو را به ترتيب کامل می کنند و در صف، کنار هم قرار می گيرند و به هم می چسبند (و جای خالی نمی گذارند)». این بر خلاف امت های گذشته است، زیرا آنها هر طور که شد در صف ها می ایستادند. «و تمام زمین برای ما مسجد قرار داده شد و خاکش پاک گردانده شده است». یعنی: الله متعال تمام زمین را برای نماز خواندن مناسب و شایسته نموده و هرگاه وقت نماز فرا رسد، در هر جایی که باشیم، می توانیم نماز بخوانیم و نماز خواندن به مکان خاصی منحصر نشده است؛ و این تخفیف و آسانگیری مخصوص این امت است و در امتهای دیگر نبوده است، زیرا آنها تنها می توانستند در دیرها و کنیسه های خود نماز بخوانند، چنانچه در یکی از روایات این حدیث به روایت امام احمد آمده است: «وكان مَنْ قبلي إنَّما يُصلون في كنائسهم»: «و کسانی که پیش از من بودند تنها در کنیسه ها و عبادت گاه های خود می توانستند نماز بخوانند». و در روایت دیگری آمده است: «ولم يَكن أحَدٌ من الأنبياء يصلِّي حتى يبلغ مِحْرَابه»: «و هیچیک از پیامبران نماز نمی خواند مگر در محراب خویش». این روایت عام است و همه جا را در بر می گیرد، اما شارع برخی مکان ها را از آن استثنا نموده است، مانند: قبرستان، حمام، استراحتگاه شتران و مکان های کثیف. «و خاک آن برای ما پاک گردانیده شده است»؛ یعنی در صورت عدم وجود آب می توانیم با خاک تیمم کنیم، قرآن نیز بر این مسئله تصریح نموده است؛ الله متعال می فرماید: «فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً» [نساء: 43] «و چون آبی نیافتید، با خاک پاک تیمم کنید». و علما بر این مساله اجماع دارند. همچنین کسی که آب برایش ضرر دارد می تواند تیمم نماید و این حکم شامل او نیز می شود. «و ویژگی دیگری ذکر کرد». آنچه بیان شد، دو ویژگی بود، زیرا اینکه تمام زمین برای ما مسجد و نیز پاک گشته، یک ویژگی محسوب می شود. در این روایت ویژگی سوم ذکر نشده است، اما در روایت نسائی از طریق ابومالک ویژگی سوم ذکر شده است، در روایت نسائی آمده است: «وأُوتِيتُ هؤلاء الآيات آخر سورة البقرة من كَنْز تحت العَرْش لم يُعْطَ منه أحَدٌ قَبْلِي، ولا يُعْطَى منه أحَدٌ بَعْدِي»: «آیات آخر سوره بقره از گنج زیر عرش به من داده شده است، درحالی که به هیچکس پیش از من داده نشده و بعد از من نیز به کسی داده نخواهد شد».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: «من و رسول الله صلی الله علیه وسلم برای غسل جنابت از یک ظرف آب استفاده می کردیم، پیاپی و پس از هم دستان ما وارد ظرف آب می شد». و در روایتی آمده است: «به هم برخورد می کرد».
به روایت ابن حبان - متفق علیهمادرمان عایشه رضی الله عنها حکایت می کند که برای رفع حدث اکبر، یعنی جنابت، همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم از یک ظرف آب غسل می کردند. ایشان این اشتراک و با هم بودن را با این عبارت برای ما به تصویر می کشد: «تَخْتَلِفُ أَيْدِينَا فيه» یعنی: یک بار من دستم را وارد ظرف می کردم تا از آن آب بردارم و یک بار ایشان دستش را وارد می کرد تا از آن آب بردارد، چنانکه در روایت بخاری آمده است عایشه رضی الله عنها می گوید: «من و رسول الله صلی الله علیه وسلم برای غسل از یک ظرف آب استفاده می نمودیم و هر دو از آن آب بر می داشتیم». اما روایت دوم که از ابن حبان نقل شده، به تفصیل و دقیق، این مشارکت در غسل را برای ما مشخص می کند؛ آنجا که عایشه رضی الله عنها می گوید: «دستهای مان به هم برخورد می کرد»؛ یعنی: در اثنای برداشتن آب از ظرف، دستان آنها هر دو وارد ظرف شده و به هم برخورد می نمود. و مطابق این روایت دستان آنها گاه جدا جدا وارد ظرف می شد و آب برمی داشتند و گاه با یکدیگر همزمان وارد ظرف می شد و با هم برخورد می نمود.
از ام سلمه رضی الله عنها روایت است که می گوید: گفتم: یا رسول الله، من زنی هستم که موهايم را می بافم آيا برای غسل جنابت (و در روایتی: برای پاکی از حیض) بايد آنها را باز کنم؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لا، إنَّما يَكفِيكِ أنْ تَحْثِي على رَأسِكِ ثَلاثَ حَثيَاتٍ، ثم تُفِيضِينَ عَلَيكِ الماءَ، فَتَطْهُرِين»: «خير، بلکه کافی است سه مشت آب را بر سرت بريزی، سپس آب را بر تمام بدنت جاری کنی تا پاک شوی».
به روایت مسلمام سلمه رضی الله عنها خبر می دهد که ایشان موهای سر خود را می بافت و برای دانستن کیفیت غسل واجب و پاک شدن از حدث اکبر (غسل حیض یا جنابت) از رسول الله صلی الله علیه وسلم می پرسد: آیا باید در هنگام غسل موهایش را باز کند تا آب به بطن موها نیز برسد یا باز کردن آنها لازم نیست؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخ می فرماید: «لا، إنَّما يَكْفِيك أن تَحْثِي على رأْسِك ثلاث حَثَيَاتٍ»؛ یعنی: ضرورتی ندارد، بلکه کافی است سه مرتبه مشتت را پر آب نمایی و بر سر خویش بریزی و این گمان را داشته باشی که آب به موهایت رسیده است، حال چه آب به بطن موها رسیده باشد، چه نرسیده باشد، ایرادی ندارد، زیرا اگر رساندن آب به باطن موها واجب و لازم بود، باز کردن موهای بافته شده نیز ضروری بود، تا مشخص شود آیا آب به آن رسیده یا نرسیده است. «سه مشت»؛ در اینجا تعداد "سه مشت" از باب حصر نیست، بلکه آنچه مطلوب و مد نظر است، رساندن آب به اصل موهاست، حال اگر این مطلوب با یک مرتبه حاصل شد، کافی است و سه مرتبه سنت است. اما اگر با سه مرتبه هم آب به اصل و ریشه مو نرسید، افزون بر این تعداد واجب است تا آب به ریشه ی مو برسد و این ظن برای فرد ایجاد شود که آب به ریشه رسیده است. «سپس بر بدن خویش آب بریز»؛ یعنی آب را به تمام بدن خود بریز. و در حدیث عایشه رضی الله عنها آمده است: «ثمَّ تَصُبِّينَ على رأسِكِ الماءَ»: «سپس بر سر خود آب بریز». «به این صورت پاک می شوی»؛ و در روایتی که ابوداود و غیره نقل کرده اند آمده است: «فإذا أنت قد طَهُرت»: «در این صورت پاک می گردی». یعنی از حدث اکبر پاک می شوی. نتیجه اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین فتوا می دهد که هنگام غسل جنابت یا حیض، باز کردن موهای بافته شده ضروری نیست، بلکه کافی است سه مشت آب بر سر بریزد و نیز تمام بدن خود را با آب بشوید، به این صورت از حدث اکبر پاک می شود.
از میمونه رضی الله عنها روایت است که می گوید: «آب غسل را بر رسول الله صلى الله عليه وسلم ريختم؛ او هم با دست راستش آب را بر دست چپش ريخت و دستهايش را شست، سپس شرمگاهش را شست، پس از آن دست چپش را (كه با آن طهارت كرده بود) به زمين زد و سپس آن را شست و بعد از شستن دستهايش، مضمضه و استنشاق نمود؛ آنگاه صورتش را شست و آب را بر سرش ريخت، سپس جايش را عوض كرد و پاهايش را شست، آنگاه حوله اى برايش آوردند، ولى خود را با آن خشک ننمود.
متفق علیهام المؤمنین میمونه رضی الله عنها خبر می دهد که برای رسول الله صلی الله علیه وسلم آب آماده نمود تا ایشان غسل جنابت نماید. ایشان آب را با دست راست بر دست چپش ریخته و سپس هر دو دستش را شست، زیرا دست ها ابزار نقل و انتقال آب هستند؛ بنابراین شستن آنها برای پاک و تمیز شدن مستحب است. در روایت دیگری از میمونه رضی الله عنها که بخاری نقل کرده آمده است: «دستهایش را دو یا سه مرتبه شست». و پس از آنکه دست هایش را شست، شرمگاه خود را با دست چپش شست تا از آثار منی و آلودگی هایی که در آنجا مانده پاک شود. و منظور از فرج که در این روایت آمده، شرمگاه است و این مسئله را روایت بخاری توضیح می دهد که می فرماید: «ثُمَّ أَفْرَغَ عَلَى شِمَالِهِ، فَغَسَلَ مَذَاكِيرَهُ»: «سپس بر دست چپش آب ریخته و شرمگاه خویش را شست». «آنگاه دستش را به زمین مالید». منظور از دست در اینجا دست چپ است؛ که روایت بخاری به آن اشاره دارد: «ثم ضَرب بِشِمَاله الأرض، فدَلَكَها دَلْكَا شديدا»: «سپس دست چپش را به زمین زده و محکم مالید». دستش را به خاک مالید تا آثار یا بوهای بد از بین برود. سپس دست چپش را با آب شست تا خاک و چیزهای دیگری که به دستش چسبیده از بین برود. پس از آنکه دستانش را شست و آن را از چیزهایی که به آن چسبیده بود پاک کرد، آب را در دهان و بینی نمود و سپس صورتش را شست. در اینجا نیامده که رسول الله صلی الله علیه وسلم وضو گرفت، اما در حدیث دیگری که بخاری و مسلم روایت کرده اند آمده است: «سپس وضو گرفت همانند وضویی که برای نماز می گیرد». و از عایشه رضی الله عنها اینگونه روایت شده است. سپس بر سرش آب ریخت. و در روایت دیگری آمده است: «سپس به اندازه ی پری دست، سه مرتبه آب برداشته و بر سرش ریخت و سپس سایر بدنش را شست». البته چنانچه آب به تمام بدن برسد همان یک مرتبه کافی است. سپس جابجا شد و کمی از محل غسل آن طرف تر رفت و پس از فراغت از وضو و غسل، پاهایش را دوباره شست. سپس حوله ای را برای ایشان آوردند اما خود را با آن خشک نکرد و با آن قطرات آب را از خود دور ننمود. و در روایت دیگری از ام المومنین میمونه آمده است: «سپس حوله ای را برای ایشان آوردم اما نپذیرفت». و در روایت دیگری آمده است: «حوله ای برای ایشان آورده شد اما خود را با آن خشک نکرده و می گفت: با آب آن را مسح می کنم».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: «هرگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم غسل جنابت می نمود، ابتدا دست هايش را می شست و سپس با دست راست بر دست چپش آب می ريخت و شرمگاهش را می شست و سپس وضو می گرفت، آنگونه که برای نماز وضو می گرفت و آب بر می داشت و انگشتانش را بين موهايش فرو می برد. و سپس سه بار (با دست) روی سرش آب می ريخت و سپس بر ساير بدنش آب می ريخت و در نهایت پاهايش را می شست.
متفق علیهعایشه رضی الله عنها در توصیف غسل رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: ایشان وقتی می خواست غسل جنابت کند، ابتدا دست هایش را می شست تا وقتی آب در دهان می کند و وضویی همچون وضوی نماز می گیرد، دست هایش پاک باشند. و از آنجا که رسول الله صلی الله علیه وسلم موهای پر پشتی داشت آنها را با دستان خیسش خلال می نمود، تا اینکه آب به اصل و ریشه ی موهایش رسیده و آب به تمامی پوستش برسد. ایشان سه مرتبه آب را بر سرش می ریخت و سپس باقی بدنش را می شست و در نهایت پاهایش را می شست.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: ام سلیم می گفت: در مورد زنی که در خواب چیزی را می بیند که مردان می بینند، از رسول الله صلی الله علیه وسلم سؤال کردم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إذا رَأَت ذلك المرأة فَلْتَغْتَسِل»: «وقتی زن چنین چیزی را دید باید غسل نماید». ام سلیم می گوید: من از این مطلب شرم نمودم. و می گوید: مگر چنین چیزی ممکن است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «نَعَم، فَمِنْ أَيْنَ يَكُونُ الشَّبَهُ؟ إنَّ ماء الرَّجُل غَليِظ أبْيَض، وماء المرأة رقِيق أصْفَر، فَمِنْ أَيِّهِمَا عَلَا، أو سَبَقَ، يَكُونُ مِنْه الشَّبَهُ»: «آری (اگر چنين نيست) پس شباهت (بچه به مادرش) از کجاست؟. آب مرد غلیط و سفید است و آب زن رقیق و زرد؛ و آب هر کدام از آنها که بر دیگری فائق آید یا پیشی بگیرد، فرزند شبیه او خواهد شد».
به روایت مسلمانس بن مالک رضی الله عنه از مادرش ام سلیم رضی الله عنها خبر می دهد که وی از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد زنی پرسید که در خواب چیزی را می بیند که مردان می بینند؛ یعنی: زن در خواب همان چیزی را می بیند که مرد بعد از جماع می بیند (یعنی احتلام می شود). پس رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخ می فرماید: «اگر زن چنین چیزی را دید باید غسل کند». یعنی: اگر زن در خواب همان چیزی را ببیند که مرد می بیند، باید غسل کند. منظور این است که همچون مردان انزال شده و منی از وی خارج شود، چنانکه در بخاری آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «نَعَمْ إِذَا رَأَتِ المَاءَ»: «بله وقتی آب (منی) ببیند». یعنی: زمانی غسل بر او واجب می شود که از خواب بیدار شود و منی ببیند، اما اگر خواب همبستری ببیند، اما منی نبیند، نیازی به غسل کردن نیست، زیرا این حکم وابسته به انزال است. از این رو وقتی از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسیدند: شخصی از خواب بیدار می شود و بر لباس خود رطوبت (حاصل از منی) می بیند، اما احتلامی را به خاطر نمی آورد؟ ایشان می فرماید: «يغتسل»: «باید غسل نماید». و در مورد مردی که احتلام را می بیند، اما رطوبتی مشاهده نمی کند، فرمودند: «لا غُسْل عليه»: «بر او غسلی نیست». در ادامه ام سلیم می گوید: آیا زنی که چنین رطوبتی را پس از بیدار شدن از خواب می بیند، باید غسل کند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إِنَّمَا النِّسَاءُ شَقَائِقُ الرِّجَالِ»: «بله، بی گمان زنان همانند مردان اند». به روایت احمد و ابوداود. وقتی ام سلیم پاسخ را از رسول الله صلی الله علیه وسلم می شنود، شرم نموده و می گوید: «آیا چنین چیزی ممکن است؟» یعنی آیا ممکن است که زن همچون مرد احتلام شده و انزال صورت بگیرد؟ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بله»؛ یعنی: زن هم دچار احتلام و انزال می شود، همچنانکه مرد دچار این حالت می شود و تفاوتی میان این دو نیست. سپس در تبیین دلیل این مساله می فرماید: «فَمِنْ أَيْنَ يَكُونُ الشَّبَهُ؟»: «پس شباهت (بچه به مادرش) از کجاست؟». و در روایت دیگری که در بخاری و مسلم آمده، می فرماید: «فَبِمَ يُشْبِهُهَا وَلَدُهَا»: «پس چگونه فرزند به مادرش شباهت پيدا می كند»؛ یعنی: اگر زن انزال نشود، چگونه فرزند شبیه مادرش می شود؟. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم به توصیف منی مرد و زن می پردازد و می فرماید: «آب مرد سفید و غلیظ است و آب زن رقیق و زرد». و این توصیف، توصیفی است بر مبنای وضعیت غالب، یعنی معمولا در صورت سلامتی و تندرستی چنین است؛ چون گاهی منی مرد در اثر بیماری رقیق می شود، یا بخاطر همبستری زیاد، به قرمزی می گراید و همچنین منی زن در صورت نیرومندی و قدرتش می تواند سفید باشد. علما برای منی مرد نشانه های دیگری نیز ذکر کرده اند که با آنها شناخته می شود، این نشانه ها عبارتند از: جهشی بودن و اینکه پشت سر هم و با جهش بیرون می آید. قرآن نیز به این مطلب اشاره نموده، آنجا که می فرماید: «مِن مَّاء دَافِقٍ»: «از آب جهنده». همچنین خروج آن همراه با شهوت و لذت می باشد. و چون خارج شود، فرد دچار سستی می شود و بویی چون بوی شکوفه ی درخت خرما دارد. و بوی شکوفه درخت خرما شبیه بوی خمیر است. اما در رابطه با منی زن گفته شده: دو نشانه دارد که با یکی می توان آن را شناخت: اول اینکه بوی آن مانند بوی منی مرد است؛ دوما: خروج آن همراه با لذت است و به دنبال خروج آن شهوت زن می خوابد. برای ثبوت اینکه آب یا رطوبتی که دیده شده، منی است، وجود تمام نشانه های مذکور ضروری نیست، بلکه با دیدن یکی از این صفات می توان به منی بودن مایع مد نظر حکم نمود. و اگر هیچیک از این نشانه ها را نداشت و ظن غالب منی نبودن آن باشد، حکم به منی بودن آن نمی شود. «و آب هریک از آن دو که بر دیگری فائق آید یا پیشی بگیرد، فرزند شبیه او خواهد شد»؛ و در روایت دیگری آمده: «آب هریک (از زن و مرد) که بر دیگری غلبه کند». پس کسی که آبش، به دلیل نیرو و یا زیاد بودنش، بر آب دیگری غالب شود، یا زودتر از دیگری انزال شود، فرزندش شبیه او می شود. برخی از علما گفته اند: فائق آمدن در این روایت به معنای پیشی گرفتن است، پس اگر آب مرد پیشی بگیرد، فرزند شبیه او خواهد شد، اما چنانچه آب زن پیشی بگیرد، فرزند شبیه او خواهد شد. زیرا منی مرد و زن در رحم گرد می آیند و چون مرد و زن انزال شوند و آب هر دو گرد هم آید، جنین شکل می گیرد؛ از این رو الله متعال می فرماید: «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ» [انسان: 1 و 2] یعنی: ما انسان را از نطفه آمیخته از آب مرد و آب زن آفریدیم.