





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوواقد لیثی رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی به مدینه آمد که مردم کوهان شتر زنده را بریده و دنبه ی گوسفند زنده را قطع می کردند؛ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا قُطِعَ مِنَ الْبَهيمَة، وهيَ حَيّةٌ، فهيَ ميْتَة»: «هر عضوی که از حیوان زنده بريده شود، مردار (و حرام) بشمار می رود».
به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیحدیث مذکور بیانگر آن است که: رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی به مدینه آمد که مردم اعضای پر چربی شتر زنده و نیز دنبه ی گوسفند زنده را می بریدند و می خوردند و از آنها استفاده می کردند. اما رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را از این کار نهی کرد و در این خصوص قاعده ای را بیان نمود و آن اینکه هر عضوی از حیوان زنده چه توسط خودش و چه توسط دیگری بریده شود، تفاوتی ندارد کوهان شتر باشد یا دنبه گوسفند یا هر چیز دیگری، حکم مردار آن حیوان را دارد، اگر پاک باشد که پاک است و اگر نجس باشد، نجس است. چنانکه دست انسان پاک است؛ اما دنبه گوسفند نجس است. اما در این مساله مواردی چون موی حیوانی که خورده می شود، پشم، ریش، کرک، مشک و ناف آن پاک است.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم در مورد شرابی که تبديل به سرکه شود، پرسيدند. فرمود: «نه (حلال نيست)».
به روایت مسلمانس بن مالک رضی الله عنه خبر می دهد که از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد حکم شرابی که به سرکه تبدیل شود، سوال شد؛ و این سوال بعد از نازل شدن حکم تحریم شراب مطرح شد که رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن نهی کرد. بنابراین چون خمر و شراب به هر روشی به سرکه تبدیل شود، فرقی نمی کند با قرار دادن نان در شراب باشد یا پیاز یا مایه ی خمیر یا سنگ و موارد مشابه؛ یا اینکه از سایه در آفتاب قرار داده شود یا برعکس یا با ماده ی دیگری آمیخته شود، در هر صورت حرام است؛ و این تبدیل باعث تغییر حکم آن نمی شود؛ اما اگر خود به خود و بدون دخالت و تصرف کسی به سرکه تبدیل شود، در این صورت مباح و پاک می باشد.
از ابو السَّمْح روایت است که می گوید: من به رسول الله صلی الله علیه وسلم خدمت می کردم؛ چون قصد غسل کردن داشت می فرمود: «وَلِّنِي قَفَاكَ»: «پشتت را به سمت من کن (و به این صورت مرا از دید دیگران پنهان کن)». پس به رسول الله صلی الله علیه وسلم پشت کردم و ایشان را از دید دیگران پنهان نمودم؛ در این هنگام حسن و حسین رضی الله عنهما بر روی لباس رسول الله صلی الله علیه وسلم در قسمت سینه ادرار کردند؛ خواستم آن را بشویم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «يُغسَلُ مِنْ بوْل الجاريَة، ويُرَشُّ مِنْ بوْل الغُلام»: «برای پاکی از ادرار دختر بچه شسته می شود و جهت پاکی از ادرار پسربچه به آن آب پاشیده می شود».
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوودابوالسمح رضی الله عنه ذکر می کند که وی خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم را می کرد؛ گاهی که رسول الله صلی الله علیه وسلم قصد غسل کردن داشت، از او می خواست که پشتش را به طرف ایشان کند و با جسم خود او را از دید مردم و خودش پنهان دارد؛ سپس حادثه ای را ذکر می کند که برای او و در حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم رخ داد؛ اینکه در چنین وضعیتی حسن و حسین آمدند و بر لباس رسول الله صلی الله علیه وسلم در قسمت سینه ادرار کردند و چون ابوالسمح قصد شستن آن را داشت، رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان نمود که برای پاک نمودن لباس از ادرار پسربچه ی شیرخواری که غذا نمی خورد، پاشیدن آب به محل ادرارش، به طوری که محل ادرار را تماما دربرگیرد، کفایت می کند و شستن آن واجب نیست. بر خلاف ادرار دختر بچه که شستن آن واجب است هرچند شیرخوار باشد. از جمله مواردی که اهل علم در علت تفاوت ادرار پسربچه و دختربچه بیان داشته اند: - مردان و زنان پسربچه را بیشتر در آغوش می گیرند و به همین دلیل لباس آنها با ادرار پسربچه بیشتر در تماس است و از این جهت شستن آن دشوار می باشد. - ادرار پسربچه با شدت و قدرت بیشتری دفع شده و پخش می گردد و محل بیشتری را آلوده می کند که در این صورت شستن آن کار دشواری می باشد بر خلاف ادرار دختربچه. - ادرار دختربچه پلیدتر و بدبوتر از ادرار پسربچه می باشد و علت آن حرارت ادرار پسربچه و رطوبت ادرار دختربچه می باشد. و حرارت از بوی بد ادرار می کاهد و در اثر آن، بوی بد همراه رطوبت را با خود ندارد. آنچه ذکر شد حکمت هایی است که برخی از علما در علت تفاوت ادرار پسربچه و دختربچه بیان داشته اند؛ اگر صحیح باشند، حکمت های معقولی به نظر می رسند چون تفاوت های آشکاری می باشند؛ و اگر درست نباشند، حکمت از این تفاوت، حکم الله متعال است. چون به یقین می دانیم که شریعت الله عین حکمت است. و شریعت بین دو چیزی که ظاهرا مثل هم هستند تفاوت نمی گذارد مگر اینکه اقتضای حکمت، تفاوت قائل شدن میان آنها باشد؛ چنانکه بین آنها جمع نمی کند و هر دو را یکسان نمی داند مگر اینکه اقتضای حکمت همین باشد. چون احکام الله جز بر مبنای مصلحت نیست اما گاهی این حکمت ها آشکار هستند و گاهی پنهان.
از اسماء رضی الله عنها روايت است كه زنی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: اگر لباس ما با خون حيض آلوده شود، چه بايد كرد؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «تَحُتُّهُ، ثُمَّ تَقْرُصُهُ بِالْمَاءِ، وَتَنْضَحُهُ، وَتُصَلِّي فِيهِ»: «آن را با دست و بدون آب و سپس با آب به هم بمال و بشوی؛ سپس در آن نماز بخوان».
متفق علیهاسماء رضی الله عنها ذکر می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد نحوه ی پاکی لباسی که به خون حیض آلوده شده، سوال می شود که کیفیت پاکیزگی آن را توضیح می دهد؛ به این صورت که ابتدا باید محل آلودگی به هم مالیده شود تا اصل آلودگی از بین برود، سپس بخشی از لباس که با خون آلوده شده، با انگشت ها مالیده شود تا آلودگی موجود با آبی که شسته می شود از بین برود؛ و پس از آن شسته می شود تا هیچ نجاستی باقی نماند. و رعایت این ترتیب بهترین شیوه در پاک نمودن لباس از نجاست خشک می باشد. و اگر عکس آن انجام شود، نجاست پخش شده و بخش های پاک لباس هم آلوده می شود. و بعد از پاکیزه نمودن لباس به این شیوه، می تواند در آن نماز بخواند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: خوله دختر یسار رضی الله عنها نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا، فقط یک لباس دارم و در آن عادت ماهانه می شوم، چه کنم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِذَا طَهُرْتِ فَاغْسِلِيهِ، ثُمَّ صَلِّي فِيهِ»: «زمانی که پاک شدی آن را بشوی و در آن نماز بخوان». خوله گفت: اگر با شستن هم اثر خون از بین نرفت چه؟ فرمود: «يَكْفِيكِ غَسْلُ الدَّمِ، ولا يضُرُّكِ أَثَرُه»: «شستن خون کفایت می کند و اثر آن ضرری برای تو ندارد».
به روایت ابوداوود - به روایت احمددر این حدیث ابوهریره رضی الله عنه خبر می دهد که خوله دختر یسار رضی الله عنها نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می آید و به ایشان می گوید: فقط یک لباس دارد که به هنگام عادت ماهانه آغشته به خون حیض می شود، در این وضعیت چه باید بکند؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی امر می کند که وقتی از عادت ماهانه پاک می شود، لباسش را با آب بشوید و در آن نماز بخواند. در ادامه خوله می گوید: گاهی اثر خون بعد از به هم مالیدن لباس و شستن باقی می ماند - چنانکه در احادیث دیگر آمده است -؛ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم برای او بیان می کند که آب برای پاک کردن لباس کافی است و رنگی که از خون حیض بعد از شستن لباس و تلاش برای پاکیزگی لباس از آن باقی می ماند، اشکالی نداشته و ضرری ندارد.
از عبد خیر روایت است که می گوید: علی رضی الله عنه که نماز خوانده بود نزد ما آمد و آب خواست؛ با خود گفتیم با اینکه نماز خوانده است، قصدی جز آموزش دادن ما ندارد؛ بنابراین ظرف آب و طشتی آورده شد که از ظرف بر دست راستش آب ریخت و سه بار دستانش را شست. سپس سه بار مضمضه کرد و بینی اش را شست؛ و مضمضه و شستن بینی را با دستی انجام داد که آب برمی داشت؛ سپس سه بار صورتش را شست، آنگاه دست راستش را سه بار و دست چپش را سه بار شست؛ پس از آن دستش را در ظرف فرو کرد و یک بار سرش را مسح کرد. و در پایان پای راستش را سه بار و پای چپش را سه بار شست. آنگاه فرمود: هرکس از یادگیری وضوی رسول الله صلی الله علیه وسلم خوشحال می شود، بداند که وضوی ایشان چنین بوده است.
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمداین حدیث نحوه ی وضو گرفتن رسول الله صلی الله علیه وسلم را بیان می کند. در این حدیث عبد خیر ذکر می کند که علی رضی الله عنه بعد از اینکه نماز خوانده، نزد آنها می آید و آب می خواهد؛ و آنها از این عمل وی تعجب می کنند چون علی قبلا نماز خوانده بود. سپس متوجه می شوند که علی رضی الله عنه می خواهد وضوی رسول الله صلی الله علیه وسلم را به ایشان آموزش دهد؛ بنابراین ظرف آبی برای او آورده می شود و از ظرف مذکور بر روی دست راستش آب می ریزد و دستانش را سه بار می شوید، سپس سه بار مضمضه نموده و بینی اش را می شوید؛ و مضمضه و شستن بینی را با همان دستی انجام می دهد که با آن آب بر می دارد. آنگاه صورتش را سه بار می شوید؛ و حدود شستن صورت، از محلی است که معمولا موهای سر رشد می کنند تا چانه به همراه ظاهر ریش و از گوش تا گوش؛ سپس دست راستش را سه بار تا آرنج ها و دست چپش را به همین ترتیب می شوید؛ و دو آرنج بخشی از شستن دست ها می باشند. پس از این سرش را یک بار مسح می کند و در پایان پای راست و چپش را هر کدام سه بار می شوید. و در نهایت ذکر می کند که وضوی رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین بوده است.
از لقیط بن صبره رضی الله عنه روایت است که می گوید: من نماینده ی بنی منتفِق بودم - یا در میان نمایندگان بنی منتفق بودم - که نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتیم و ایشان را در خانه اش نیافتیم و ام المومنین عایشه را ملاقات کردیم؛ ایشان دستور داد برای ما آبگوشت درست کنند. و برای ما یک سینی از خرما آورده شد؛ در این هنگام بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و فرمود: «هَلْ أَصَبْتُمْ شَيْئًا؟ - أَوْ أُمِرَ لَكُمْ بِشَيْءٍ؟»: «آیا غذایی خورده اید؟ یا دستور آماده شدن غذایی داده شده؟». گفتیم: بله ای رسول خدا؛ با رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم که چوپان، گوسفندان را درحالی به آغل آورد که به همراه او بره یا بزغاله ای بود که بع بع می کرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ««مَا وَلَّدْتَ يَا فُلَانُ؟»: «فلانی، چه زاییده است؟». چوپان گفت: ماده است. فرمود: «فَاذْبَحْ لَنَا مَكَانَهَا شَاةً»: «به جای آن گوسفندی را برای ما ذبح کن». سپس فرمود: «لَا تَحْسَبَنَّ - وَلَمْ يَقُلْ: لَا تَحْسِبَنَّ أَنَّا مِنْ أَجْلِكَ ذَبَحْنَاهَا، لَنَا غَنَمٌ مِائَةٌ لَا نُرِيدُ أَنْ تَزِيدَ، فَإِذَا وَلَّدَ الرَّاعِي بَهْمَةً، ذَبَحْنَا مَكَانَهَا شَاةً»: «گمان نکن به خاطر تو آن گوسفند را ذبح کردیم؛ ما تعداد صد گوسفند داریم که نمی خواهیم بر تعداد آنها افزوده شود؛ بنابراین چون بره ای به دنیا می آید، به جای آن گوسفندی را ذبح می کنیم». گفتم: ای رسول خدا، من زنی بد دهان دارم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَطَلِّقْهَا إِذًا»: «او را طلاق بده». گفتم: ای رسول خدا، همنشین من است و از او فرزند دارم. فرمود: «فَمُرْهَا يَقُولُ: عِظْهَا فَإِنْ يَكُ فِيهَا خَيْرٌ فَسَتَفْعَلْ، وَلَا تَضْرِبْ ظَعِينَتَكَ كَضَرْبِكَ أُمَيَّتَكَ»: «برو و او را به آرامی پند و اندرز بده، اگر در او خیری باشد به آنچه امرش می کنی عمل نموده و از تو اطاعت می کند؛ (در غیر این صورت) همسرت را همچون کنیزت نزن». سپس گفتم: ای رسول خدا، در مورد وضو به من بگو؟ فرمود: «أَسْبِغِ الْوُضُوءَ، وَخَلِّلْ بَيْنَ الْأَصَابِعِ، وَبَالِغْ فِي الِاسْتِنْشَاقِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ صَائِمًا»: «وضو را کامل نموده و بین انگشت ها را خلال کن و در استنشاق مبالغه کن مگر اینکه روزه باشی».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیصحابه ی بزرگوار لقيط بن صبره رضی الله عنه بیان می کند که وی نماینده ی قومش نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم بود؛ عادت نمایندگان این بود که از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد مسائل مهم و مشکل سوال می کردند؛ و ام المومنین عایشه برای آنها شوربا و خرما می آورد؛ و چوپان رسول الله صلی الله علیه وسلم را می بینند که بره ی کوچکی به همراه دارد که تازه متولد شده است؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم به چوپان دستور می دهد گوسفندی را ذبح کند؛ و به نماینده ی مذکور خبر می دهد که به خاطر او این گوسفند ذبح نشده است تا گمان نکند با مهمان شدن او، رسول الله صلی الله علیه وسلم به مشقت افتاده و به این دلیل مهامانی اش را نپذیرد. یکی از سوالات لقیط رضی الله عنه این است که از کیفیت برخورد با همسری می پرسد که بد دهان است؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که درمان آن، پند و اندرز دادن زن می باشد که در این صورت اگر خیری در او باشد اصلاح می شود وگرنه راهی جز طلاق باقی نمی ماند. چنانکه لقیط را امر می کند همسرش را مانند کنیزش نزند. همچنین در مورد وضو سوال می کند و رسول الله صلی الله علیه وسلم برای او بیان می کند که کامل کردن وضو واجب است؛ به این معنا که هر عضوی از اعضای وضو که شسته می شود، کامل شسته شود و هر عضوی که مسح می شود، کامل مسح گردد. و سنت بودن خلال کردن انگشتان را بیان می کند تا از رسیدن آب به اعضای وضو اطمینان حاصل شود. اما اگر آب جز با خلال کردن انگشتان، بین آنها را خیس نمی کند، در این صورت خلال کردن انگشتان واجب است. سپس سنت بودن مبالغه در استنشاق برای کسی را بیان می کند که روزه ندارد؛ چون مبالغه در استنشاق برای کسی که روزه دارد با احتمال فرورفتن آب در شکم همراه است. و دلیل سنت بودن این عمل و عدم وجوب آن، تشویق به آن فقط در صورت روزه نبودن می باشد.
از حسان بن بلال روایت است که می گوید: عمار بن یاسر رضی الله عنه را دیدم که وضو گرفت و ریشش را خلال کرد. به وی گفته شد - یا به وی گفتم -: ریشت را خلال می کنی؟ گفت: چه چیزی مرا از این کار باز می دارد درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که ریشش را خلال می کرد.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذیحسان بن بلال خبر می دهد: عمار بن یاسر را دیده که در وضو ریشش را خلال می کند و از او در مورد خلال کردن ریش در وضو سوال می کند. گویا از این کار تعجب کرده و از آن بی خبر بوده است و برای اولین بار آن را از عمار مشاهده می کند. و عمار رضی الله عنه به وی خبر می دهد که مانعی برای خلال کردن ریش نیست و رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیده که این عمل را انجام می دهد. خلال کردن ریش به دو صورت می باشد: - اینکه مشتی آب برداشته شود و از زیر ریش به آن مالیده شود تا خلال صورت بگیرد. - مشتی آب برداشته شود و ریش به وسیله ی انگشتان مانند شانه کردن خلال شود.
از عبدالله بن زيد رضی الله عنه روایت است که می گوید: برای رسول الله صلی الله علیه وسلم به اندازه ی دو سوم مد آب آورده شد که با آنها دستش را تا آرنج مالید.
به روایت ابن خزیمه - به روایت احمددر این حدیث عبدالله بن زید رضی الله عنه از کمیت آبی سخن می گوید که رسول الله صلی الله علیه وسلم با آن وضو می گرفت؛ اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با دو سوم مد آب وضو می گرفت و برای اسراف نشدن، دست مبارکش را با دست دیگر تا آرنج می مالید تا آب به همه ی عضوی که شسته می شود برسد.