





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ثوبان رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم سریه ای را فرستاد که با سرمای شدیدی مواجه شدند؛ وقتی به محضر رسول الله صلی الله علیه وسلم بازگشتند، به آنها امر نمود تا (در چنان شرایطی) بر عمامه ها و موزه های خود مسح کنند.
به روایت ابوداوود - به روایت احمدثوبان رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلى الله عليه وسلم دسته ای از صحابه را برای رویارویی با کفار فرستاد که در حین سفر با سرمای شدیدی مواجه شدند و در این شرایط جوی درآوردن عمامه و موزه ها برای وضو گرفتن سخت و دشوار بود. زمانی که به مدینه آمدند، رسول الله صلی الله علیه وسلم را در جریان این مساله گذاشتند و رسول الله صلی الله علیه وسلم مسح کردن بر عمامه و موزها را برای ایشان مباح نمود؛ چه موزه از جنس پوست باشد یا پشم؛ و این حکمی جهت راحتی و آسودگی مکلفین بود و به سنتی ثابت در سفر و حضر و به هنگام وجود عذر و عدم عذر تبدیل شد.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در عهد ایشان چنان منتظر نماز عشاء می ماندند که (از فرط خستگی و خمیازه کشیدن) سرهای شان مایل می شد؛ سپس بلند شده و نماز می خواندند، بدون اینکه دوباره وضو بگیرند.
به روایت ابوداوود - به روایت مسلمدر زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم صحابه منتظر نماز عشاء می ماندند و در حین انتظار، به خواب سبکی می رفتند، سپس بدون تجدید وضو نماز می خواندند. و هرکس در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم کاری را انجام داده و رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را رد نکرده باشد، به منزله اقرار و تایید ایشان است؛ و اقرار یکی از بخش های سنت نبوی است که عبارت است از: قول، فعل و تقریر؛ پس اگر رفتاری در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم صورت گیرد و ایشان انکار نکند، سنت تقریری محسوب می شود؛ زیرا اگر نماز آنها باطل می بود، یا رفتار آنها نادرست می بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم ایشان را متوجه این مساله می کرد؛ چه خود متوجه اشتباه مذکور می شد یا از طریق وحی از آن اطلاع می یافت. عبارت «تَخْفِقَ رُءُوسُهُمْ» که در روایت ذکر شده، یعنی: از فرط چرت و خمیازه سرهای شان کج می شد. و در روایت دیگری آمده است: «تا جایی که من صدای خر و پف یکی از آنان را می شنیدم، سپس بلند می شدند و نماز می خواندند و وضو نمی گرفتند». و در روایت دیگری آمده است: «پهلوهای خود را بر زمین می نهادند». "سپس نماز می خواندند بی آنکه وضو بگیرند"؛ یعنی بدون گرفتن وضوی جدید به نماز بر می خواستند، زیرا خواب آنها عمیق نبود و به علاوه اگر خواب شان ناقض وضو می بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم حتما به آنان می گفت و این مساله را تایید نمی کرد. از رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت است که خواب نیز همانند ادرار و مدفوع وضو را نقض می کند، چنانکه می فرماید: «ولكن من غائط وبول ونوم»؛ و در حدیث علی رضی الله عنه آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «العين وكاء السَّه فمن نام فليتوضأ»: «چشم دربند مقعد است، پس هرکس خوابید (پس از بیداری) باید وضو بگیرد». و در حدیث معاویه رضی الله عنه آمده است: «العين وكاء السَّه، فإذا نامت العينان استطلق الوكاء»: «چشم دربند مقعد است، چون چشمان بخواب بروند، بند (آن) باز می شود». با توجه به این دلایل ثابت می شود که خواب ناقض وضو است. این درحالی است که حدیث باب و روایات همراه آن بر این دلالت دارند که خواب وضو را نمی شکند. بنابراین حدیث این باب و نیز روایت «خر و پف و قرار دادن پهلو» چنین تاویل می شود که خواب آنها عمیق نبوده است. و شنیده شدن صدای خر و پف یکی از آنها در ابتدای خوابش بوده پیش از آنکه خوابش عمیق شود و گزاردن پهلو نیز مستلزم خواب عمیق نیست. اینگونه دلایل جمع شده و به همه آنها عمل می شود و اگر امکان جمع میان دلایل وجود داشته باشد، بهتر است که دلایل جمع شوند تا اینکه برخی را ساقط نماییم. بنابراین: اگر کسی بخواب عمیق فرو رود چنانکه ادراکش بطور کلی از بین برود، باید وضو بگیرد و اگر خوابش عمیق نباشد، نیازی به وضو گرفتن نیست. هرچند بهتر و نزدیک تر به احتیاط وضو گرفتن است. و اگر شک داشت به خواب عمیق رفته یا نه؟ وضویش نمی شکند، زیرا اصل بقای طهارت است و یقین با شک از بین نمی رود. شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می گوید: «خوابی که در آن شک باشد، آیا موجب خروج باد است یا نه؟ پاسخ این است که وضو را نمی شکند، زیرا طهارت و وضو با یقین ثابت شده، پس با شک از بین نمی رود».
از عروه روایت است که می گوید: نزد مروان بن حکم رفتم؛ وی چیزهایی را که موجب نقض وضو می شوند، برای ما ذکر کرد. وی گفت: و از لمس کردن آلت؛ عروه گفت: من در مورد آن چیزی نمی دانم. پس مروان گفت: بُسْرَه بنت صفوان به من خبر داده که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده که می فرماید: «مَنْ مَسَّ ذَكَرَه فليتوضأ»: «هرکس آلت خود را لمس نماید، باید وضو بگیرد».
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوودعروه رحمه الله خبر می دهد که نزد مروان بن حکم، امیر وقت مدینه رفته و مروان چیزهایی را که موجب نقض وضو می شوند، ذکر نموده است؛ یعنی: در رابطه با نواقض وضو و چیزهایی که وضو با آنها نقض می شود با یکدیگر بحث و مذاکره نمودیم. و مروان می گوید: «و از لمس نمودن آلت»؛ یعنی: لمس آلت از جمله مواردی است که موجب نقض وضو می شود. و عروه می گوید: «من در مورد آن چیزی نمی دانم»؛ یعنی: دلیلی برای آن نمی دانم؛ و در این رابطه از رسول الله صلی الله علیه وسلم خبری به من نرسیده است. آنگاه مروان می گوید: بسره بنت صفوان رضی الله عنها به من خبر داد که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هرکس آلت خود را لمس نماید، باید وضو بگیرد». و در روایت ترمذی آمده است: فَلَا يُصَلِّ حَتَّى يَتَوَضَّأَ»: «نماز نخواند تا اینکه وضو بگیرد». این روایت نصی در این مورد است که لمس نمودن آلت ناقض وضو می باشد، چه این لمس از روی شهوت صورت گرفته باشد چه بدون شهوت، چه عمدا لمس نموده باشد و چه غیر عمدی. مشروط بر اینکه لمس کردن به صورت مستقیم باشد، یعنی حائل و مانعی در میان نباشد؛ اما در صورتی که از پشت حائل و مانع صورت بگیرد، تاثیری نخواهد داشت، زیرا واقعا لمسی صورت نگرفته است؛ و لمس عبارت است از برخورد مستقیم یک عضو به عضو دیگر؛ و روایتی که نسائی و دیگران ذکر کرده اند، بر این مطلب دلالت دارد: «إِذَا أَفْضَى أَحَدُكُمْ بِيَدِهِ إِلَى فَرْجِهِ وليس بينها سِتْر ولا حائل فَلْيَتَوَضَّأْ»: «هرگاه یکی از شما دستش را به شرمگاهش زد، درحالی که میان آن و شرمگاهش هیچ پوشش و مانعی نبود، باید وضو بگیرد».
از جابر بن سمره رضی الله عنه روایت است که می گوید: مردی از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسيد: آيا از خوردن گوشت گوسفند وضو بگيرم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنْ شِئْتَ فَتَوَضَّأْ وَإِنْ شِئْتَ فَلاَ تَوَضَّأْ»: «اگر خواستی وضو بگير و اگر نخواستی وضو نگير». آن مرد گفت: آيا از خوردن گوشت شتر وضو بگيرم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «نَعَمْ، فَتَوَضَّأْ مِنْ لُحُومِ الإِبِلِ»: «بله، از خوردن گوشت شتر وضو بگير». آن مرد گفت: در محل استراحت گوسفندان نماز بخوانم؟ فرمود: «نعم»: «بلی». آن مرد پرسيد: در محل استراحت شتران نماز بخوانم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا»: «نه».
به روایت مسلم«آيا از خوردن گوشت گوسفند وضو بگيرم؟»؛ یکی از صحابه در مورد گوشت گوسفند از رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال می پرسد که آیا با خوردن آن، وضو گرفتن برای نماز یا عملی که وضو داشتن برای آن شرط است، واجب است؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اگر خواستی وضو بگير و اگر نخواستی وضو نگير»؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم او را میان وضو گرفتن یا وضو نگرفتن مختار می کند؛ بنابراین هر دو کار جایز می باشد. در ادامه آن مرد می گوید: آيا از خوردن گوشت شتر وضو بگيرم؟ یعنی: اگر گوشت شتر بخورم و پس از آن بخواهم نماز بخوانم، یا کاری انجام دهم که وضو داشتن برای آن شرط است، وضو گرفتن واجب است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بله، از خوردن گوشت شتر وضو بگير»؛ یعنی: با خوردن گوشت شتر، وضو گرفتن بر تو واجب می شود هرچند مقدار آن اندک باشد؛ اما پس از خوردن شیر یا شوربای آن وضو گرفتن لازم نیست، زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم عُرَنی ها را به خوردن شیر شتر دستور داد، اما آنها را به وضو گرفتن بعد از آن امر نکرد. و تاخیر بیان از وقت و زمان حاجت جایز نیست. آنگاه مرد مذکور می گوید: در محل استراحت گوسفندان نماز بخوانم؟؛ یعنی: آیا نماز خواندن در مکان استراحت گوسفندان جایز است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بله»؛ یعنی: اجازه داری که در چنین مکان هایی نماز بخوانی، زیرا ترسی از جانب گوسفندان وجود ندارد. سپس مرد مذکور می پرسد: در محل استراحت شتران نماز بخوانم؟؛ یعنی: آیا می توانم در محل استراحت شتران نماز بخوانم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «نه»؛ یعنی: در چنین مکانی نماز نخوان، زیرا از رم کردن آنها در امان نخواهی بود؛ و امکان آسیب دیدن نمازگزار وجود دارد؛ اما در محل استراحت گوسفندان چنین ترسی وجود ندارد و معمولا سکون و آرامشی در آنجا برقرار است و گوسفندان کمتر رم می کنند و آزار و اذیتی ندارند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ غَسَّل الميـِّت فلْيَغْتَسلْ، ومَنْ حَمَلَه فلْيَتَوضَّأْ»: «کسی که مرده می شوید (پس از شستن مرده) باید غسل کند و آنکه مرده را حمل می کند (پس از حمل آن) باید وضو بگیرد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدجمله اول حدیث مذکور بیانگر آن است که هرکس مرده ای را غسل دهد، چه مرده کوچک باشد چه بزرگ، مرد باشد یا زن؛ چنانکه مستقیم با دستش او را بشوید یا با مانع و حایلی مانند دستکش، مستحب است غسل کند، به همان شیوه ای که برای جنابت غسل می کند. جمله ی دوم حدیث بیانگر این مطلب است که هر که مرده ای را حمل می کند، مستحب است وضو بگیرد؛ و وضو در اینجا فقط به شستن دستها تفسیر شده است، یا فرمان رسول الله صلی الله علیه وسلم متوجه کسانی است که می خواهند مرده را حمل نمایند تا برای نماز جنازه آماده شوند؛ در نتیجه این حدیث در این بخش بر ظاهرش حمل نمی شود، زیرا هیچیک از علما واجب بودن وضو در اثر حمل میت را مطرح نکرده اند.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الْحُمَّي مِنْ فَيْحِ جَهَنَّمَ فابْرِدُوها بِالْمَاءِ»: «گرمای تب، برگرفته از گرمای جهنم است؛ پس بوسيله آب آن را سرد كنيد».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که تب از شدت حرارت جهنم است و حرارتی که مریض می بیند از آن است؛ و به برطرف نمودن آن با آب تشویق می کند.
از عقبه بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم به احد رفت و پس از گذشتِ هشت سال از جریان احد برای کُشته های اُحُد دعا کرد؛ مانند کسی که از زنده ها و مرده ها خداحافظی می کند؛ سپس بر منبر رفت و فرمود: «إنِّي بَيْنَ أيْدِيكُمْ فَرَطٌ وَأَنَا شَهِيدٌ عَلَيْكُمْ وإنَّ مَوْعِدَكُمُ الحَوْضُ، وإنِّي لأَنْظُرُ إِلَيْهِ مِنْ مَقَامِي هَذَا، أَلا وإنِّي لَسْتُ أَخْشَى عَلَيْكُمْ أنْ تُشْرِكُوا، وَلَكِنْ أخْشَى عَلَيْكُمُ الدُّنْيَا أنْ تَنَافَسُوهَا»: «من روز قيامت جلوتر از شما و گواه تان خواهم بود؛ وعده گاه شما، "حوضِ (کوثر)" است و من اينک از اينجا آن را می بينم. من از آن بيم ندارم که دوباره شرک ورزيد؛ بلکه از اين نگرانم که بر سرِ دنيا به رقابت با يکديگر بپردازيد». عقبه رضی الله عنه می گويد: اين آخرين باری بود که به رسول الله صلى الله عليه وسلم نگاه کردم. و در روايتی آمده است: «وَلَكِنِّي أَخْشَى عَلَيْكُمُ الدُّنْيَا أنْ تَنَافَسُوا فِيهَا، وَتَقْتَتِلُوا فَتَهْلِكُوا كما هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ»: «بلکه نگرانی ام برای شما، درباره ی دنياست که بر سرِ آن با يکديگر رقابت کنيد و با هم درگيرِ کشمکش (و قتل و پيکار) شويد؛ در نتيجه همان گونه که امت های پيش از شما به هلاکت رسيدند، شما نيز هلاک شويد». عقبه می گوید: این آخرین باری بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر منبر دیدم. و در روايتی آمده است: «إنِّي فَرَطٌ لَكُمْ وَأنَا شَهِيدٌ عَلَيْكُمْ وإنِّي واللهِ لأَنْظُرُ إِلَى حَوْضِي الآنَ، وإنِّي أُعْطِيتُ مَفَاتِيحَ خَزَائِنِ الأَرْضِ، أَوْ مَفَاتِيحَ الأرْضِ، وإنِّي واللهِ مَا أخَافُ عَلَيْكُمْ أنْ تُشْرِكُوا بَعْدِي، وَلَكِنْ أَخَافُ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنَافَسُوا فِيهَا»: «من جلودار و گواه شما هستم و سوگند به الله که اينک به حوض خويش می نگرم. کليدهای خزانه های زمين - يا فرمود: کليدهای زمين - به من داده شده است. به الله سوگند برای شما نگران نيستم که پس از من شرک بورزيد؛ بلکه نگرانی ام برای شما اين است که بر سر دنيا با يکديگر رقابت کنيد».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم به کوه احد می رود و برای شهدای آنجا دعا می کند؛ این اتفاق هشت سال پس از غزوه ی احد روی می دهد. سپس بر منبر بالا می رود و مانند کسی که با مردم خداحافظی می کند، برای آنان سخن می گوید و به آنها خبر می دهد که حوضش را می بیند و او پیش از همه بسوی آن خواهد رفت و بر آنها گواه خواهد بود؛ و خبر می دهد که امتش گنجینه های زمین را تصاحب خواهند کرد؛ و خبر می دهد از اینکه امتش دچار شرک شود نمی ترسد، بلکه از چیز دیگری می ترسد که بزودی به سراغ آنها خواهد آمد و آن باز شدن دروازه های دنیا بر روی آنهاست؛ اینکه بر سر دنیا با یکدیگر رقابت کنند و بخاطر دنیا با یکدیگر وارد جنگ شوند و دنیا آنها را هلاک کند، همانطور که پیشینیان شان را هلاک نمود. عقبه رضی الله عنه می گوید: و این آخرین باری بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر منبر دیده است.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ قَتَلَ وَزَغَةً فِي أَوَّلِ ضَرْبَةٍ فَلَهُ كَذَا وَكَذَا حَسَنَةً، وَمَنْ قَتَلَهَا في الضَّرْبَةِ الثَّانِيَةِ فَلَهُ كَذَا وَكَذَا حَسَنَةً دُونَ الأولَى، وَإنْ قَتَلَهَا فِي الضَّرْبَةِ الثَّالِثَةِ فَلَهُ كَذَا وَكَذَا حَسَنَةً»: «هرکس مارمولک سمی را در اولين ضربه بکشد، چنين و چنان پاداشی به او می رسد و هرکس آن را در دومين ضربه بکُشد، پاداشی برايش ثبت می شود که از پاداش کشتن آن با یک ضربه کمتر است و اگر آن را به سه ضربه بکشد، از چنين و چنان پاداشی - که از دو اجر نخست کمتر است - برخوردار می گردد». و در روایتی آمده است: «مَنْ قَتَلَ وَزَغَاً فِي أَوَّلِ ضَرْبَةٍ كُتِبَ لَهُ مِئَةُ حَسَنَةٍ، وفِي الثَّانِيَةِ دُونَ ذَلِكَ، وفِي الثَّالِثَةِ دُونَ ذَلِكَ»: «هرکه مارمولک سمی را در نخستين ضربه بکُشد، صد نيکی برايش ثبت می گردد؛ و در دومين ضربه نيکی کمتری برايش منظور می شود و در سومين ضربه، کمتر از اين برای او ثبت می شود».
به روایت مسلمرسول الله صلی الله علیه وسلم به کشتن مارمولک سمی تشویق می کند و خبر می دهد که هرکس آن را در ضربه اول بکشد، صد نیکی برای او نوشته می شود؛ و هرکس آن را در ضربه ی دوم بکشد نیکی کمتر از آن و هرکس آن را در ضربه ی سوم بکشد، نیکی کمتری از آن خود خواهد نمود. و حکمت کشتن مارمولک سمی این است که در آتش ابراهیم علیه السلام دمید و از طرفی سمی و مضر است.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: وقتی در جایی اتراق می کرديم، تا زمانی که بارهای شترها را باز نمی کرديم (و پايين نمی گذاشتيم)، مشغول نماز نمی شديم.
به روایت ابوداوودانس رضی الله عنه خبر می دهد که وقتی صحابه رضی الله عنهم به مسافرتی می رفتند، چون برای استراحت در جایی اتراق می کردند، یا به مقصد می رسیدند، با وجود حرص و علاقه زیادشان به نماز، تا بارهای مسافران را از چارپایان به زمین نمی گذاشتند و حیوانات شان را آسوده نمی کردند، به خواندن نماز نفل مشغول نمی شدند. و از باب رحمی که نسبت به مرکب های شان داشتند، به سرعت این کار را انجام می دادند.