





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ام المؤمنين ميمونه دختر حارث رضی الله عنها روايت است که ايشان کنيزی را آزاد کرد و در این مورد از رسول الله صلى الله عليه وسلم اجازه نگرفت. روزی که نوبتش بود و رسول الله صلى الله عليه وسلم به خانه اش می رفت، عرض کرد: ای رسول خدا، آيا می دانيد که من کنيزم را آزاد کردم؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَوَ فَعلْت؟»: «آيا واقعاً چنين کاری کردی؟» پاسخ داد: بله. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَما إِنَّكِ لو أَعْطَيتِهَا أَخوالَكِ كان أَعظَمَ لأجرِكِ»: «ولی اگر او را به دايی هايت می بخشيدی، پاداشِ بيشتری به تو می رسيد».
متفق علیهام المومنین میمونه رضی الله عنها کنیزش را آزاد می کند چون فضل آزاد کردن کنیز در راه الله را می داند؛ اما این کار را بدون اطلاع رسول الله صلی الله علیه وسلم یا بدون اینکه از ایشان اجازه بگیرد، انجام می دهد؛ روزی که نوبت سرزدن رسول الله صلی الله علیه وسلم از ایشان است، رسول الله صلی الله علیه وسلم را در جریان کاری که کرده قرار می دهد و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «واقعا چنین کردی؟». ام المومنین می گوید: بله چنین کاری انجام دادم؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم ایشان را به خاطر کاری که انجام داده و جهت انجام آن جویای نظر رسول الله صلی الله علیه وسلم نشده، نکوهش نمی کند جز اینکه به ایشان می گوید: «اگر او را به دايی هايت می بخشيدی، پاداشِ بيشتری به تو می رسيد». یعنی کار نیکی انجام دادی؛ اما اگر آن را به دایی هایت از بنی هلال می بخشیدی، بهتر بود و ثواب و پاداش بیشتری داشت؛ چون در آن صورت هم صدقه به نزدیکان بود و هم صله ی رحم.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که: مردی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و با لحنی تند طلب خود را از آن بزرگوار خواست. صحابه خواستند او را تنبيه کنند؛ ولی رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «دَعُوهُ، فَإنَّ لِصَاحِبِ الحَقِّ مَقَالاً»: «کاری با او نداشته باشيد؛ زيرا آنکه حقی دارد، حقّ سخن گفتن و مطالبه ی حقّش را دارد». و سپس فرمود: «أعْطُوهُ سِنّاً مِثْلَ سِنِّهِ»: «شتری مانند شتر خودش به او بدهيد». گفتند: ای رسول خدا، شتری جز بهتر و بزرگ تر از شترِ او نمی يابيم. فرمود: «أعْطُوهُ، فإنَّ خَيْرَكُمْ أحْسَنُكُمْ قَضَاءً»: «همان را به او بدهيد؛ زيرا بهترين شما کسی است که بدهی خود را به بهترين شکل ادا کند».
متفق علیهمردی طلبی از رسول الله صلی الله علیه وسلم داشت و رسول الله صلی الله علیه وسلم شتر کوچکی را از وی قرض کرده بود؛ این بود که جهت طلبش نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و با لحنی تند آن را درخواست کرد؛ اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم با دیدن این صحنه و این برخورد دور از ادب، قصد تنبیه و زد و خورد او را داشتند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: او را رها کنید تا هرچه می خواهد بگوید و پاسخش را ندهید؛ چون کسی که حقی دارد، حق دارد طلبش را بخواهد اما با رعایت ادب؛ اما دشنام دادن و بد و بیراه گفتن و بی ادبی از اخلاق مسلمانان نیست. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم به یکی از اصحابش دستور داد تا شتری همسن شتر آن مرد - که به رسول الله صلی الله علیه وسلم قرض داده بود – به وی بدهند. صحابه گفتند: شتری جز بهتر و بزرگ تر از شترِ او نمی يابيم. پس فرمود: «به وی شتری بزرگ تر از شترش بدهید که برترین شما در تعامل با مردم که بیشترین ثواب و پاداش هم از آن اوست، کسی است که بدهی خود را به شیوه ای بهتر ادا نماید».
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «أَيُّكُمْ مَالُ وَارِثِهِ أَحَبُّ إِليه مِن مَاله؟»: «چه کسی از شما مال وارثش را بيش از مال خود دوست دارد؟» گفتند: ای رسول خدا، همه ی ما، مال خود را بيشتر دوست داريم. فرمود: «فَإِنَّ مَالَه ما قَدَّمَ وَمَالَ وَارِثهِ ما أَخَّرَ»: «مال انسان، همان مالی است که خرج يا بخشش می کند و مالِ وارث، مالی است که انسان - خرج يا بخشش نمی کند و - از خود باقی می گذارد».
به روایت بخاریرسول الله صلی الله علیه وسلم از اصحابش می پرسد: «أَيُّكُمْ مَالُ وَارِثِهِ أَحَبُّ إِليه مِن مَاله؟» یعنی کدامیک از شما مالی را که پس از وی وارثش مالک می شود بیشتر از مالی دوست دارد که خود در قید حیات دارد؟ صحابه گفتند: «ما منا أحد إلا ماله أحب إليه»: «همه ی ما، مال خود را بيشتر دوست داريم». یعنی همه ی انسان ها مالی را که خود مالکش هستند و در آن تصرف مطلق دارند، بیشتر از مال دیگران دوست دارند. چون مالی را که انسان مالک است، وسیله ای است برای دست یافتن به خواسته هایش. اینکه فرمود: «فَإِنَّ مَالَه ما قَدَّمَ» یعنی مالی که انسان در طول حیاتش برای خود و در مسیر اعمال نیکی چون حج و وقف و ساختن مدرسه و آباد کردن مسجد و بیمارستان خرج می کند یا برای خود و خانواده اش انفاق نموده و مصرف می کند، مال حقیقی او می باشد که آن را در روز قیامت پیشاپیش خود می یابد. اما مالی را که در حیاتش ذخیره می کند و از انفاق در راه الله بخل می ورزد، درحقیقت مال وارثش می باشد و منفعتی برای او در آن نیست. به همین معنا امام مسلم از عبدالله بن شخیر رضی الله عنه روایت می کند که: نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم درحالی که ايشان سوره ی تکاثر را تلاوت می نمود و فرمود: «يَقُولُ ابْنُ آدَمَ: مَالِى، مَالِى، قَالَ وَهَلْ لَكَ يَا ابْنَ آدَمَ مِنْ مَالِكَ إِلاَّ مَا أَكَلْتَ فَأَفْنَيْتَ، أَوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَيْتَ، أَوْ تَصَدَّقْتَ فَأَمْضَيْتَ»: «بنی آدم می گويد: مال من! مال من! ولی ای فرزند آدم، مگر از ثروت خود جز آنچه خورده ای و تمام کرده ای يا پوشيده ای و کهنه نموده ای، يا صدقه داده ای و از دل بخشيدی، چيز ديگری متعلق به تو می باشد؟!». و این بدان معنا نیست که مسلمان تمام مالش را در راه الله انفاق کند چنانکه خود و خانواده اش نیازمند مردم شوند؛ بلکه مقصود حدیث این است: چنانکه انسان تلاش می کند برای ورثه اش مال و اموالی را ذخیره کند، همچنین برای ذخیره ی آخرت خود تلاش نماید و از این مساله غافل نماند. و افزون بر نفقه ی خود و کسانی که نفقه ی آنها را بر عهده دارد، مانند همسر و فرزندان و پدر و مادرش، بخشی از مالش را به این مهم اختصاص دهد. چون نفقه در موارد مذکور واجب است و کوتاهی در آنها گناه است چنانکه ابوامامه رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَا ابْنَ آدم! إِنَّكَ إِنْ تَبْذُل الفَضلَ خَيْرٌ لَك، وَأِن تُمْسِكهُ شرٌّ لَك»: «ای فرزند آدم، اگر مازادِ ثروت خويش را بذل و بخشش نمايی، برايت بهتر است و اگر آن را نگه داری، برای تو بد خواهد بود».
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَادِرُوا الصُّبْحَ بِالوِتْرِ»: «پيش از آنکه صبح شود، نماز وتر را بخوانيد».
به روایت مسلماین حدیث به معنای استحباب به تاخیر انداختن نماز وتر تا آخر شب می باشد. اما کسی که نماز وترش را تا آخر شب به تاخیر می اندازد، لازم است احتیاط کند و قبل از طلوع فجر آن را بخواند. چون پایان وقت نماز شب، طلوع فجر می باشد. و اگر قبل از اینکه وتر بخواند، فجر طلوع کند، فضیلت آن را از دست می دهد.
از ابی مسعود بدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «حُوسِبَ رَجُلٌ مِمَّنْ كَانَ قَبْلَكُمْ، فَلَمْ يُوجَدْ لَهُ مِنَ الخَيْرِ شَيْءٌ، إِلاَّ أنَّهُ كَانَ يُخَالِطُ النَّاسَ وَكَانَ مُوسِراً، وَكَانَ يَأمُرُ غِلْمَانَهُ أنْ يَتَجَاوَزُوا عَن الْمُعْسِر، قَالَ اللهُ - عز وجل -: نَحْنُ أَحَقُّ بذلِكَ مِنْهُ؛ تَجَاوَزُوا عَنْهُ»: «شخصی از پيشينيان تان - پس از اينکه فوت کرد - مورد محاسبه قرار گرفت و هيچ کار نيکی در کارنامه ی وی نبود، جز آنکه فردی ثروتمند بود و با مردم - به نيکی - معاشرت می کرد و به غلامانش دستور می داد از افراد تنگدست درگذرند. الله - عز وجل - فرمود: ما به اين کار - يعنی گذشت - از او سزاوارتريم؛ پس از او درگذريد».
به روایت مسلم«حُوسِبَ رَجُلٌ» یعنی الله متعال او را در مورد اعمالش مورد محاسبه قرار داد. «مِمَّنْ كَانَ قَبْلَكُمْ» یعنی از امت های پیش از شما؛ «فَلَمْ يُوجَدْ لَهُ مِنَ الخَيْرِ شَيْءٌ»: عمل صالحی که انسان را به الله متعال نزدیک کند نداشت. «إِلاَّ أنَّهُ كَانَ يُخَالِطُ النَّاسَ وَكَانَ مُوسِراً»: با اینکه فردی ثروتمند بود، با مردم معامله می کرد و به آنها قرض می داد. «وَكَانَ يَأمُرُ غِلْمَانَهُ أنْ يَتَجَاوَزُوا عَن الْمُعْسِر»: به غلامانش دستور می داد به هنگام وصول بدهی از مردم، با فقرا و تنگ دستان بدهکار سختگیری نکنند؛ کسانی که قدرت پرداخت بدهی خود را ندارند؛ و تا توانایی پرداخت بدهی به آنها فرصت بدهند یا اینکه بدهی آنها را نادیده بگیرند. «قَالَ اللهُ - عز وجل -: نَحْنُ أَحَقُّ بذلِكَ مِنْهُ؛ تَجَاوَزُوا عَنْهُ» یعنی الله متعال جهت جبران نیکیِ وی به مردم و خوش رفتاری با آنان و آسانگیری در مورد ایشان، او را بخشید.
از جابر رضی الله عنه روایت است که می گوید: بنی سلمه تصميم گرفتند به نزديکی مسجد نقل مکان کنند. اين خبر به رسول الله صلى الله عليه وسلم رسيد. پس به آنها فرمود: «إِنَّه قَدْ بَلَغَنِي أَنَّكُمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَنْتَقِلُوا قُربَ الْمَسْجِد؟»: «به من خبر رسيده که می خواهيد به نزديک مسجد نقل مکان کنيد». گفتند: بله، ای رسول خدا؛ فرمود: «بَنِي سَلِمةَ، ديارَكُم، تكْتبْ آثَارُكُم، دِيارَكُم، تُكْتَبْ آثارُكُمْ»: «ای بنی سلمه، در محل خود بمانيد تا گام های تان (به سوی مسجد) ثبت شود؛ در محل اقامت خود بمانيد تا پاداش گام هايی که به سوی مسجد برمی داريد، به شما برسد». و در روايتی آمده است: «إِنَّ بِكُلِّ خَطْوةٍ درجةً»: «هر قدمی، يک درجه است».
بخاری به مانند آن روایت کرده است - به روایت مسلمبنی سلمه تصمیم گرفتند محل خود را که از مسجد دور بود، ترک کنند و به مکانی نزدیک مسجد نقل مکان کنند؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم از خالی شدن اطراف مدینه اظهار ناخرسندی نمود. چنانکه در روایت بخاری آمده است. و دوست داشت اطراف مدینه آباد باشد تا وسعت جمعیتی مسلمانان در چشم منافقان و مشرکان بزرگ باشد. لذا از آنها سوال نمود و گفت: «به من خبر رسيده که می خواهيد به نزديک مسجد نقل مکان کنيد». گفتند: بله ای رسول خدا چنین قصدی کرده ایم؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «دِيارَكُم، تُكْتَبْ آثارُكُمْ»: «در محل اقامت خود بمانيد تا پاداش گام هايی که به سوی مسجد برمی داريد، به شما برسد». و این مساله را دو بار تکرار نمود. و برای آنها بیان داشت که در برابر هر گامی که به سوی مسجد برمی دارند، یک نیکی یا درجه خواهد بود. و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: «در میان شما بیشترین اجر و پاداش را کسی دارد که خانه اش از مسجد دورتر است». گفته شد: چرا ای ابوهریره؟ فرمود: «به دلیل تعداد گام های زیادی که به سوی مسجد برمی دارد». مالک در "الموطأ" آن را روایت کرده است. بنابراین هرچه منزل و محل سکونت دورتر از مسجد باشد، این باعث افزایش درجات و بخشیده شدن گناهان می شود. و این فضل زمانی متحقق می شود که کسی وضویی کامل در خانه گرفته و پیاده و نه سواره به سوی مسجد حرکت کند؛ فرقی نمی کند گام هایی که بر می دارد اندک باشند یا زیاد، در برابر هر قدمی که برداشته می شود یک درجه افزوده شده و یک گناه پاک می شود. از مردی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، ثُمَّ خَرَجَ إِلَى الصَّلَاةِ لَمْ يَرْفَعْ قَدَمَهُ الْيُمْنَى إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً، وَلَمْ يَضَعْ قَدَمَهُ الْيُسْرَى إِلَّا حَطَّ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَنْهُ سَيِّئَةً، فَلْيُقَرِّبْ أَحَدُكُمْ أَوْ لِيُبَعِّدْ»: ««هرگاه يکی از شما به خوبی وضو گرفته و سپس برای نماز بيرون شود، پای راستش را بر نمی دارد مگر اينکه الله متعال برای او يک نيکی می نويسد و پای چپش را بر زمين نمی گذارد مگر اينکه الله متعال يک گناه او را پاک می کند، پس هریک از شما دوست دارد فاصله ی بين قدم هايش را کم يا زياد کند». به روایت ابوداود. و از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَتَانِي رَبِّي عَزَّ وَجَلَّ اللَّيْلَةَ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ - أَحْسِبُهُ يَعْنِي فِي النَّوْمِ - فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، هَلْ تَدْرِي فِيمَ يَخْتَصِمُ المَلَأُ الأَعْلَى؟ قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ، يَخْتَصِمُونَ فِي الْكَفَّارَاتِ وَالدَّرَجَاتِ، قَالَ: وَمَا الْكَفَّارَاتُ وَالدَّرَجَاتُ؟ قَالَ: الْمُكْثُ فِي الْمَسَاجِدِ بَعْدَ الصَّلَوَاتِ، وَالْمَشْيُ عَلَى الْأَقْدَامِ إِلَى الْجَمَاعَاتِ، وَإِبْلَاغُ الْوُضُوءِ فِي الْمَكَارِهِ»: «ديشب پروردگارم در بهترين شکل و هيئت نزد من آمد - گمان می کنم مراد ایشان در خواب بود - و فرمود: «ای محمد، آيا می دانی ملائکه در ملکوت اعلی درباره ی چه چيزی با هم بحث و مجادله می کنند؟ گفتم: بله. مجادله ی آنها بر سر کفارات و درجات است. فرمود: کفارات و درجات چه هستند؟ فرمود: ماندن در مساجد بعد از نمازها، پیاده رفتن و قدم زنان به سوی مسجد جهت شرکت در نمازهای جماعت و وضوی کامل در شرایط سخت و دشوار». به روایت امام احمد. بنابراین دست یافتن به درجات با این امور محقق می شود: 1- با وضو به مسجد رفتن؛ 2- امید به اجر و پاداش آن داشتن؛ به دلیل حدیث متفق علیه: «إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى»: «اعمال به نيت ها بستگی دارند و دست آوردِ هر کسی، همان چيزی است که نيت کرده است». 3- خارج شدن از خانه فقط به قصد مسجد؛ 4- پیاده و قدم زنان به مسجد رفتن و سواره نرفتن مگر به سبب عذری.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «رَحِمَ اللهُ رَجُلاً قَامَ مِنَ اللَّيْلِ، فَصَلَّى وَأيْقَظَ امْرَأَتَهُ، فَإنْ أبَتْ نَضَحَ في وَجْهِهَا المَاءَ، رَحِمَ اللهُ امْرَأَةً قَامَتْ مِنَ اللَّيْلِ، فَصَلَّتْ وَأيْقَظَتْ زَوْجَهَا، فَإنْ أبَى نَضَحَتْ فِي وَجْهِهِ المَاءَ»: «رحمتِ الله بر مردی که شب هنگام برخيزد و نماز بگزارد و همسرش را بيدار کند و اگر همسرش بيدار نشد، بر صورتش آب بپاشد. و رحمتِ الله بر زنی که شب هنگام برخيزد و نماز بگزارد و شوهرش را بيدار کند و اگر شوهرش بيدار نشد، بر صورتش آب بپاشد».
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که هرکس شب هنگام برخیزد و نماز بخواند و همسرش را برای نماز بیدار کند؛ و او به سبب غلبه ی خواب و تنبلیِ زیاد از بیدار شدن خودداری کند و به همین دلیل به صورت وی اندکی آب بپاشد، چنین مردی مستحق رحمت الله می باشد همچنانکه اگر زنی با شوهرش چنین رفتاری داشته باشد، مستحق رحمت الله خواهد بود.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که می گويد: يکی از اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم از دره ای که در آن چشمه ای کوچک با آب گوارا بود، گذشت و از آن خوشَش آمد؛ با خود گفت: کاش از مردم کناره گيری کنم و در اين دره اقامت نمايم؛ اما اين کار را نمی کنم تا از رسول الله صلى الله عليه وسلم اجازه بگيرم. لذا تصميمش را با رسول الله صلى الله عليه وسلم در ميان نهاد که ایشان فرمود: «لا تَفعلْ؛ فَإنَّ مُقامَ أَحَدِكُمْ في سَبيلِ اللهِ أفْضَلُ مِنْ صَلاَتِهِ في بَيْتِهِ سَبْعِينَ عَاماً، أَلا تُحِبُّونَ أنْ يَغْفِرَ الله لَكُمْ، وَيُدْخِلَكُمُ الجَنَّةَ؟ أُغْزُوا في سَبيلِ الله، من قَاتَلَ فِي سَبِيلِ اللهِ فُوَاقَ نَاقَةٍ وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ»: «اين کار را نکن؛ حضور و نبردِ هريک از شما در راهِ الله، از نمازِ هفتاد سال در خانه برتر است. آيا دوست نداريد الله شما را بيامرزد و وارد بهشت بگرداند؟ در راه الله پيکار کنيد. هرکس به اندازه ی فاصله ی ميان گرفتن و رها کردن پستان شتر - به وقت دوشيدن آن - در راه الله پيکار کند، بهشت بر او واجب می شود».
به روایت ترمذی - به روایت احمدمردی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم از دره ای در کوهی می گذرد؛ در این دره چشمه ای با آبی گوارا جریان دارد؛ این چشمه توجه او را به خود جلب می کند و درنتیجه دوست دارد از مردم کناره گیری کرده و در این مکان دلچسب و گوارا اقامت نموده و به عبادت الله پرداخته و از آن چشمه بنوشد. اما با خود می گوید تا از رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مورد اجازه نگیرد، اقدامی نخواهد کرد؛ لذا این مساله را با رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان می گذارد؛ و ایشان می فرماید: «چنین کاری نکن». رسول الله صلی الله علیه وسلم او را از این کار نهی می کند. چون جهاد در راه الله بر وی واجب می باشد و در این حالت عزلت نشینی برای ادای نوافل، مصداق معصیت و نافرمانی است چون مستلزم ترک واجبی می باشد. سپس به وی می فرماید: «حضور و نبردِ هريک از شما در راهِ الله، از نمازِ هفتاد سال در خانه برتر است». یعنی جهاد در راه الله برتر از هفتاد سال نماز خواندن است. چون فواید جهاد عام و فراگیر است بر خلاف نماز که فایده ی آن تنها متوجه نمازگزار می باشد. در ادامه می فرماید: «آيا دوست نداريد الله شما را بيامرزد و وارد بهشت بگرداند؟» یعنی اگر دوست دارید الله متعال گناهان تان را ببخشد و بیامرزد و شما را وارد بهشت کند، باید در راه الله جهاد کنید و در این راه صبر کنید و امید پاداش داشته باشید. سپس فضل آن را بیان می کند: «هرکس به اندازه ی فاصله ی ميان گرفتن و رها کردن پستان شتر - به وقت دوشيدن آن - در راه الله پيکار کند، بهشت بر او واجب می شود». یعنی هرکس در راه الله و برای اعلای کلمه ی الله بجنگد، بهشت بر او واجب می شود هرچند مشارکت وی در جنگ بسیار کوتاه باشد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قَامَ أحَدُكُمْ مِنَ اللَّيْلِ، فَاسْتَعْجَمَ القُرْآنَ عَلَى لِسَانِهِ، فَلَمْ يَدْرِ مَا يَقُولُ، فَلْيَضْطَجِع»: «هرگاه يکی از شما شب هنگام برخاست و - به خاطرِ خواب آلودگی - خواندن قرآن بر زبانش دشوار بود و نمی فهميد چه می خوانَد، بايد بخوابد».
به روایت مسلمچون بنده در نماز شب بود و به سبب خواب آلودگی زیاد، خواندن قرآن بر وی دشوار باشد چنانکه نداند چه می گوید، در این صورت باید بخوابد تا از این حالت خارج شود. مبادا در این وضعیت کلام الله را تغییر دهد و چیزی بگوید که جایز نباشد. مثلا معانی را تغییر دهد و کلمات را تحریف کند و چه بسا علیه خود دعا کند. و در روایت بخاری از انس رضی الله عنه آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا نَعَسَ أَحَدُكُمْ فِي الصَّلاةِ فَلْيَنَمْ، حَتَّى يَعْلَمَ مَا يَقْرَأُ»: «هرگاه يكی از شما در نماز چرت زد، بخوابد (و پس از آن، نماز بخواند) تا بداند چه می خواند».