





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از سَهل رضیاللهعنه از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم روایت است که فرمودند: «إِنَّ فِي الْجَنَّةِ بَابًا يُقَالُ لَهُ الرَّيَّانُ، يَدْخُلُ مِنْهُ الصَّائِمُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، لَا يَدْخُلُ مِنْهُ أَحَدٌ غَيْرُهُمْ، يُقَالُ: أَيْنَ الصَّائِمُونَ، فَيَقُومُونَ لَا يَدْخُلُ مِنْهُ أَحَدٌ غَيْرُهُمْ، فَإِذَا دَخَلُوا أُغْلِقَ، فَلَمْ يَدْخُلْ مِنْهُ أَحَدٌ». یعنی: «همانا در بهشت دری است که به آن «ریان» گفته میشود. روزهداران در روز قیامت از آن وارد میشوند و هیچکس جز آنان از آن وارد نمیشود. گفته میشود: روزهداران کجایند؟ پس برمیخیزند و [وارد میشوند] و هیچکس جز آنان از آن وارد نمیشود. پس هرگاه وارد شدند، [آن در] بسته میشود و دیگر کسی از آن وارد نخواهد شد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلیاللهعلیهوسلم خبر دادهاند که دری از درهای بهشت، «باب الریان» نامیده میشود که روزهداران در روز قیامت از آن وارد میشوند و هیچکس جز آنان از آن وارد نمیشود. ندا داده میشود: روزهداران کجایند؟ پس برمیخیزند و وارد میشوند و هیچکس جز آنان از آن وارد نمیشود. پس هرگاه آخرین نفرشان وارد شد، [آن در] بسته میشود و پس از آن دیگر کسی از آن وارد نخواهد شد.
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: گاهی رسول الله صلى الله عليه وسلم در يک ماه، چند روزِ پياپی روزه نمی گرفت؛ چنانکه گمان می کرديم در آن ماه روزه نخواهد گرفت. و گاهی چندين روز را روزه می گرفت؛ چنانکه فکر می کرديم هيچ روزی را بی روزه سپری نخواهد کرد. اگر می خواستی او را در حالِ نماز شب ببينی، می ديدی و چنانچه می خواستی او را در حالِ خواب ببينی، می ديدی.
به روایت بخاریانس رضی الله عنه از وضعیت نماز و روزه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد؛ اینکه گاهی در یک ماه چنان روزه نمی گرفت که گمان می کردیم در این ماه اصلا روزه نمی گیرد، چون تعداد روزهای زیادی را روزه نمی گرفت. و گاهی چنان در یک ماه روزه می گرفت که گمان می کردیم هیچ روزی از آن را بدون روزه سپری نمی کند، چون تعداد روزهایی که روزه می گرفت زیاد بودند. همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم در خواندن نماز شب، مقید به وقت مشخصی نبود؛ گاهی در ابتدای شب نماز می خواند و گاهی در وسط شب و گاهی در پایان شب. چنانکه هر زمانی از شب دوست داشتی او را در نماز ببینی، می دیدی و هرگاه دوست داشتی او را در خواب ببینی می دیدی؛ عمل ایشان بین افراط و تفریط بود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لاَيَلِجُ النَّارَ رَجْلٌ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّه حَتَّى يَعُودَ اللَّبَنُ في الضَّرْع، وَلا يَجْتَمعُ غُبَارٌ في سَبِيلِ اللَّه ودُخانُ جَهَنَّمَ»: «کسی که از ترس الله بگريد، وارد دوزخ نمی شود، مگر زمانی که شير به پستان بازگردد؛ و گرد و غباری که در راه الله بر انسان می نشیند با دود دوزخ جمع نمی شود».
به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد، کسی که از ترس الله بگرید، وارد دوزخ نمی شود؛ چون غالبا عبادت کردن و دوری از گناه و معصیت از مصادیق ترس و خشیت می باشد. چنین فردی فقط زمانی وارد دوزخ می شود که شیر به پستان بازگردد. و این مثالی است برای نشان دادن محال بودن این امر؛ و گرد و غباری که در راه الله بر بدن بنده می نشیند و دود دوزخ، با هم جمع نمی شوند. گویا این دو متضاد هم هستند و یک جا جمع نمی شوند چنانکه دنیا و آخرت متضاد یکدیگر هستند.
از زبیر بن عوام رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لأَنْ يَأْخُذَ أَحَدُكُم أَحبُلَهُ ثُمَّ يَأْتِيَ الجَبَل، فَيَأْتِيَ بحُزْمَةٍ مِن حَطَبٍ عَلى ظَهِرِهِ فَيَبيعَهَا، فَيَكُفَّ اللَّه بها وَجْهَه، خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَن يَسأَلَ النَّاس، أَعطَوْهُ أَوْ مَنَعُوهُ»: «اگر يکی از شما طنابش را بردارد و به کوه برود و پشته ای هيزم بر پشت خود بياورد و بفروشد و بدين سان الله آبروی او را حفاظت کند، اين برايش بهتر است از اينکه دست نياز پيش مردم دراز کند و از آنها کمک بخواهد، حال آنکه معلوم نيست چيزی به او بدهند يا نه».
به روایت بخاریاینکه کسی از دست رنج خود بخورد برای او بهتر است از اینکه چشم به اموال مردم داشته باشد و اموال آنها را درخواست کند؛ آنهم در شرایطی که معلوم نیست چیزی به او بدهند یا نه؛ بنابراین کسی که طنابش را بردارد و به چراگاه ها و مزارع و جنگل ها برود و هیزم جمع کند و بر پشت خود حمل کند و آنها را بفروشد و به این ترتیب کرامت و عزت خود را حفظ کند و خود را از ذلت و خواری گدایی و درخواست از دیگران محفوظ دارد، برای او بهتر است از اینکه مال مردم را درخواست کند که معلوم نیست به او می دهند یا نه؛ چون درخواست از مردم و گدایی کردن، ذلت و خواری است و مومن عزیز است و ذلت نمی پذیرد.
از ام کلثوم بنت عقبة بن ابی مُعَیط رضی الله عنها روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرماید: «لَيْسَ الْكَذَّابُ الَّذِي يُصْلحُ بَيْنَ النَّاسِ فَيَنْمي خَيْرًا، أَوْ يَقُولُ خَيْرًا»: «کسی که برای ايجاد صلح و آشتی در ميان مردم، سخن مصلحت آميزی را به آنها می رساند يا سخن خوبی بر زبان می راند، دروغ گو شمرده نمی شود». و در روايت مسلم افزون بر اين آمده است که ام کلثوم می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم نشنيدم که در آنچه مردم می گويند، (يعنی در توريه کردن) جز در سه مورد رخصت داده باشد: در جنگ، هنگام برقراری صلح و آشتی در ميان مردم، در صحبت مرد با زنش يا صحبت زن با شوهرش.
متفق علیهاصل این است که دروغ گفتن حرام است؛ چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إِيَّاكُمْ وَالْكَذِبَ، فَإِنَّ الْكَذِبَ يَهْدِي إِلَى الفجُورِ، وَإِنَّ الفجُورَ يَهْدِي إِلَى النَّار، وَمَا يَزَالُ الرَّجُلُ يَكْذِبُ وَيَتَحَرَّى الْكَذِبَ حَتَّى يُكْتَبَ عِنْدَ اللهِ كَذَّابًا»: «از دروغگويی پرهیز کنيد که دروغ (انسان را) به فسق و فجور می کشاند و فسق و فجور (انسان را) به جهنم می کشاند؛ و شخص پيوسته دروغ می گويد و تلاش می کند دروغ بگويد تا اينکه نزد خداوند دروغگو نوشته می شود». به روایت مسلم. اما دروغ گفتن در سه مورد از این قاعده مستثنی می باشد: دروغ گفتن برای برقراری صلح و سازش. دروغ گفتن در جنگ. سخن گفتن مرد با همسرش یا زن با شوهرش. در این سه مورد سنت نبوی به دروغ گفتن اجازه داده است؛ و این در صورتی است که مصلحتی به دنبال داشته باشد و مفاسدی به همراه نداشته باشد. 1- دروغ گفتن برای برقراری صلح و سازش در بین دو نفر یا دو قبیله که با هم اختلاف دارند به این صورت که سخنان خوبی از دو طرف به یکدیگر انتقال داده شود و برای یکی از دو طرف گفته شود که دوستش از او تعریف نموده و مدح او را گفته است و از او با صفت های زیبایی یاد کرده است حال آنکه انتقال دهنده ی این پیام، این موارد را نشنیده است بلکه قصد وی نزدیک کردن دو طرف به هم و از بین بردن نفرت و دوری است که بین آنها ایجاد شده است. پا در میانی به این صورت جهت صلح و سازش جایز است مادامی که قصد اصلاح و از بین بردن دشمنی و نفرت از بین دو طرف وجود داشته باشد. 2- دروغ گفتن در جنگ؛ به این صورت که کسی قدرت و شهامتی از خود نشان دهد و سخنانی بگوید که بر آگاهی و بصیرت دوستانش بیفزاید و دشمنانش را فریب دهد؛ یا در بین لشکر مسلمانان وعده ی افزایش نیرو بدهد. یا به حریف خود بگوید: پشت سرت را ببین که فلانی آمده تا تو را از پای درآورد. این موارد نیز جایز است. 3- دروغ گفتن مرد به همسر و زن به شوهر؛ مثل اینکه مرد به همسرش بگوید: تو را بیش از همه دوست دارم. و سخنان مشابهی که باعث الفت و محبت بین آنها می شود؛ و یا زن چنین سخنانی به شوهرش بگوید. این موارد نیز جایز است چون با مصالحی همراه است. دروغ گفتن بین زن و شوهر مقید به این است که باعث الفت و محبت بین آنها و تداوم زندگی باشد نه اینکه در هر امری جایز باشد. نووی رحمه الله می گوید: «مراد از دروغ گفتن مرد به همسرش و زن به شوهرش، در مواردی است که مربوط به اظهار محبت باشد یا وعده ای باشد که الزام آور نیست و یا در موارد مشابه باشد؛ اما دروغی که جهت فریب دادن طرف مقابل برای فرار از تکلیف یا گرفتن چیزی باشد که حق او نیست، به اجماع مسلمانان حرام است». و حافظ بن حجر رحمه الله می گوید: «اهل علم اتفاق دارند که مراد از دروغ گفتن زن و شوهر به یکدیگر، در مواردی است که حق یکی از آنها ضایع نشود یا با به دست آمدن چیزی برای یکی از آنها همراه نباشد که حق او نیست».
از انس رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَا أَحَدٌ يَدْخُلُ الجَنَّةَ يُحِبُّ أنْ يَرْجِعَ إِلَى الدُّنْيَا وَلَهُ مَا عَلَى الأرْضِ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ الشَّهِيدُ، يَتَمَنَّى أنْ يَرْجِعَ إِلَى الدُّنْيَا، فَيُقْتَلَ عَشْرَ مَرَّاتٍ؛ لِمَا يَرَى مِنَ الكَرَامَةِ»: «کسی نيست که وارد بهشت شود و دوست داشته باشد درحالی به دنيا بازگردد که هر آنچه روی زمين است، از آنِ او باشد، مگر شهيد که به سبب عزت و احترامی که در بهشت می بيند، آرزو می کند به دنيا بازگردد و ده بار کشته شود». و در روايتی آمده است: «لِمَا يَرَى مِنْ فَضْلِ الشَّهَادَةِ»: «به سبب آنچه از فضيلت شهادت می بيند».
متفق علیهکسی نیست که وارد بهشت شود و دوست داشته باشد از آن خارج شده و لحظه ای آن را ترک کند و دوباره به دنیا بازگردد و لو اینکه همه ی زمین را با تمام گنج ها و قصرها و باغ های آن به او بدهند؛ جز شهید که دوست دارد ده بار به دنیا بازگردد تا هر بار در راه الله جهاد کند و به شهادت برسد و به جای یک بار ده بار به شهادت دست یابد؛ و این به دلیل عزت و احترامی است که برای شهدا شاهد بوده است.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که می گويد: گفته شد: ای رسول خدا چه کاری با جهاد در راه الله برابر است؟ فرمود: «لا تَسْتَطِيعُونَهُ»: «توانايیِ انجام آن را نداريد». اين پرسش را دو يا سه بار تکرار کردند و هر بار رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لا تَسْتَطِيعُونَهُ»: «توانايیِ انجام آن را نداريد». سپس افزود: «مَثَلُ المُجَاهِدِ فِي سَبيلِ اللهِ كَمَثلِ الصَّائِمِ القَائِمِ القَانتِ بآياتِ الله لا يَفْتُرُ مِنْ صِيَامٍ، وَلا صَلاَةٍ، حَتَّى يَرْجِعَ المُجَاهِدُ في سَبِيلِ اللهِ»: «مثالِ مجاهدِ راهِ الله، همانند روزه دار شب زنده داری است که خاشعانه و با تأمل آيات الله را تلاوت می کند و از نماز و روزه خسته نمی شود تا آن که مجاهدِ راه الله بازگردد». و در روايت بخاری آمده است: مردی گفت: ای رسول خدا، مرا به عملی راهنمايی کن که با جهاد برابر باشد؟ فرمود: «لا أجِدُهُ»: «چنين عملی سراغ ندارم». سپس فرمود: «هَلْ تَسْتَطِيعُ إِذَا خَرَجَ المُجَاهِدُ أنْ تَدْخُلَ مَسْجِدَكَ فَتقومَ وَلا تَفْتُرَ، وَتَصُومَ وَلا تُفْطِرَ؟» :«آيا می توانی هم زمان با خروج مجاهد، به مسجدت بروی و بدون خستگی به نماز بايستی و روزه بگيری و افطار نکنی (تا آن که مجاهد بازگردد؟» آن مرد گفت: چه کسی می تواند چنين عملی را انجام دهد؟!
به روایت بخاری - متفق علیهدر این حدیث صحابه از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد عملی از اعمال نیک سوال می کنند که در اجر و ثواب همانند جهاد در راه الله باشد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لا تَسْتَطِيعُونَهُ» یعنی توانایی انجام عملی را ندارید که در اجر و ثواب با جهاد یکسان باشد. و دو یا سه بار این سوال را مطرح می کنند که هر بار پاسخ رسول الله صلی الله علیه وسلم همین است. سپس آن عملی را که با جهاد برابری می کند اما نمی توانند آن را انجام دهند، بیان می کند که عبارت است از: روزه گرفتن روزهای متوالی و به نماز ایستادن مستمر و تلاوت قرآن مداوم؛ تردیدی نیست که این از توان بشر خارج است. به همین دلیل است که رسول الله صلی الله علیه وسلم همان ابتدا به ایشان فرمود: «توانایی انجام آن را ندارید». و در روایت بخاری آمده که مردی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم از ایشان تقاضا می کند او را به عملی راهنما باشد که در قدر و منزلت و جایگاه و اجر و ثواب با جهاد برابر باشد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی می فرماید: «لا أجِدُه» یعنی عملی را که با جهاد یکسان باشد، سراغ ندارم؛ و در صحیحین روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَغَدْوَةٌ في سَبيلِ اللهِ، أَوْ رَوْحَةٌ، خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا»: «يک بامداد يا شامگاه در راه الله بيرون شدن (و جهاد کردن)، از دنيا و هر آنچه در آن است، بهتر می باشد». سپس می فرماید: «هل تستطيع إذا خَرج المُجاهد أن تدخل مَسْجِدَكَ فتقوم ولا تَفْتُرَ، وتَصُوم ولا تُفْطِر؟» یعنی آیا می توانی از زمانی که مجاهد خانه اش را برای جهاد در راه الله ترک می کند، وارد مسجدت شوی و برای عبادتِ مستمر و متوالی اعتکاف کنی، پیوسته به نماز بایستی و پشت سر هم روزه بگیری؛ اگر این کار ممکن و شدنی است، تنها عملی است که با جهاد برابری می کند». این بود که آن مرد گفت: «ومن يستطيع ذلك؟!»: چه کسی می تواند پیوسته نماز بخواند و پشت سر هم روزه بگیرد؟ تردیدی نیست که این عملی بیش از توان بشر می باشد.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ احْتَبَسَ فَرَساً فِي سَبِيلِ اللهِ، إيمَانَاً بِاللهِ، وَتَصْدِيقَاً بِوَعْدِهِ، فَإنَّ شِبَعَهُ، وَرَيَّهُ ورَوْثَهُ، وَبَوْلَهُ في مِيزَانِهِ يَوْمَ القِيَامَةِ»: «هرکس با ايمان به الله و تصديق وعده هايش، اسبی را در راه الله (برای جهاد) نگه داری کند، خوردن، نوشيدن، ادرار و سرگين آن اسب در ترازوی نيکی های صاحبش ثبت و منظور می شود».
به روایت بخاریهرکس اسبی را برای جهاد در راه الله و کسب رضایت او نگه داری کند تا به وسیله ی آن جهت کسب رضایت الهی و تصدیق وعده ی او که می فرماید: «وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ» [انفال: 60] «و هر چه در راه الله انفاق کنید، پاداش آن به شما بازگردانده مى شود و بر شما ستم نمی رود» با دشمن بجنگد، در این صورت الله متعال ثواب آنچه این اسب می خورد یا می نوشد یا حتی ادرار و مدفوعی که از آن خارج می شود، در کفه نیکی های وی در روز قیامت قرار می دهد. و در حدیث طولانی ابوهریره رضی الله عنه آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الخَيلُ ثَلاَثَةٌ: هِيَ لِرَجُلٍ وِزْرٌ، وَهِيَ لِرَجُلٍ سِتْرٌ، وَهِيَ لِرَجُلٍ أجْرٌ»: «اسب بر سه نوع است: نگهداری اسب برای برخی گناه و برای برخی وسيله ی آسايش و پوشاندن نياز است و برای برخی هم اجر و ثواب دارد». و در ادامه می فرماید: «وَأمَّا الَّتي هي لَهُ أجْرٌ، فَرَجُلٌ رَبَطَهَا في سَبيلِ الله لأهْلِ الإسْلاَمِ في مَرْجٍ، أَوْ رَوْضَةٍ فَمَا أكَلَتْ مِنْ ذَلِكَ المَرْجِ أَوْ الرَّوْضَةِ مِنْ شَيْءٍ إِلا كُتِبَ لَهُ عَدَدَ مَا أَكَلَتْ حَسَنَاتٌ وكُتِبَ لَهُ عَدَدَ أرْوَاثِهَا وَأبْوَالِهَا حَسَنَاتٌ، وَلا تَقْطَعُ طِوَلَهَا فَاسْتَنَّتْ شَرَفاً أَوْ شَرَفَيْنِ إِلاَّ كَتَبَ اللهُ لَهُ عَدَدَ آثَارِهَا، وَأرْوَاثِهَا حَسَنَاتٍ، وَلا مَرَّ بِهَا صَاحِبُهَا عَلَى نَهْرٍ، فَشَرِبَتْ مِنْهُ، وَلا يُرِيدُ أنْ يَسْقِيهَا إِلاَّ كَتَبَ اللهُ لَهُ عَدَدَ مَا شَرَبَتْ حَسَنَاتٍ»: «اسبی كه برای صاحبش اجر و ثواب دارد، اسبی است که صاحبش آن را در راهِ الله و برای - جهاد يا - خدمت به مسلمانان در چراگاهی بزرگ يا کوچک نگهداری می کند؛ چنين اسبی برای صاحبش مايه ی اجر و ثواب است و هرچه از آن چراگاه يا مرغزار بخورد، به شمار برگ ها يا گياهانی که می خورد، برای صاحبش نيکی نوشته می شود و به مقدار سرگين ها و ادراری که می کند برای صاحبش نيکی ثبت و منظور می گردد. و اگر اسب، طنابش را پاره کند و از يک يا دو تپه بگذرد، به تعدادِ جای پاها و فضولاتی که برجا می گذارد، به صاحبش اجر و پاداش می رسد؛ و چنانچه از نهری بگذرد و آب بخورد، حتی اگر صاحبش قصد آب دادن آن را نداشته باشد، الله متعال به اندازه ی آبی که اين اسب نوشيده است، برای صاحبش اجر و پاداش منظور می فرمايد». متفق علیه
از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَا أَبَا سَعِيدٍ، مَنْ رَضِيَ بِاللهِ رَبًّا، وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا، وَبِمُحَمَّدٍ نَبِيًّا، وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»، فَعَجِبَ لَهَا أَبُو سَعِيدٍ، فَقَالَ: أَعِدْهَا عَلَيَّ يَا رَسُولَ اللهِ، فَفَعَلَ، ثُمَّ قَالَ: «وَأُخْرَى يُرْفَعُ بِهَا الْعَبْدُ مِائَةَ دَرَجَةٍ فِي الْجَنَّةِ، مَا بَيْنَ كُلِّ دَرَجَتَيْنِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ»، قَالَ: وَمَا هِيَ يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللهِ، الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللهِ». یعنی: «ای ابوسعید، هر کس به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی باشد، بهشت بر او واجب میشود». پس ابوسعید از این [سخن] شگفتزده شد و گفت: ای رسول خدا، آن را برایم تکرار کن. ایشان تکرار کردند. سپس فرمودند: «و [خصلت] دیگری است که به وسیلهٔ آن، بنده صد درجه در بهشت بالا برده میشود که میان هر دو درجه، مانند فاصلهٔ میان آسمان و زمین است». گفت: آن چیست ای رسول خدا؟ فرمودند: «جهاد در راه خدا، جهاد در راه خدا».
به روایت مسلمپیامبر صلی الله علیه و سلم به ابوسعید خدری رضی الله عنه خبر دادند که هر کس به الله ایمان آورد و او را به عنوان پروردگار، معبود، مالک، سرور و فرمانروا بپذیرد، و به اسلام به عنوان دین با فرمانبرداری و تسلیم در برابر همهٔ اوامر و نواهی آن راضی باشد، و به محمد صلی الله علیه و سلم به عنوان پیامبر با همهٔ آنچه با آن فرستاده شده و ابلاغ کرده، راضی باشد، بهشت برایش ثابت میگردد. پس ابوسعید رضی الله عنه از این [سخن] شگفتزده شد و گفت: ای رسول خدا، آن را برایم تکرار کن. ایشان تکرار کردند. سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: و نزد من خصلت دیگری است که خداوند به وسیلهٔ آن، بنده را صد درجه در بهشت بالا میبرد که میان هر دو درجه، مانند فاصلهٔ میان آسمان و زمین است. ابوسعید گفت: آن چیست ای رسول خدا؟ فرمودند: جهاد در راه خدا، جهاد در راه خدا.