Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way






























Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
حدیث مذکور بر این دلالت دارد که محرمیت به سبب رضاعت و شیرخوارگی زمانی حاصل می گردد که شیر به درون روده ها نفوذ کرده و سبب باز شدن آنها گردد؛ اما شیری که به داخل روده ها نفوذ نکند و آنها را باز نکند، سبب محرمیت نمی شود و این باید در دوران شیرخوارگی نوزاد و قبل از باز گرفتن او از شیر باشد.
حدیث مذکور بر این دلالت دارد که شایسته است انسان دست بالا را داشته باشد؛ با این توضیح که سعی کند به اندازه ی توان و وضعیتی که دارد، انفاق کننده و نیکوکار باشد نه اینکه گدا و گیرنده باشد. چون بخشش و انفاق، دست انسان را بالا می برد. همچنین بر او لازم است انفاق را از نزدیکان و خویشاوندان شروع کرده و به اندازه ی توان تسلای دل آنان بوده و دست شان را بگیرد. و در میان نزدیکان و خویشاوندان از مهمترین آنها آغاز کند؛ بنابراین از مادر و سپس پدر و به همین ترتیب خواهر و برادر آغاز کند و در ادامه نزدیک ترین ها را مد نظر بگیرد و در صورتی که نیاز به کمک دارند، کمکش را از آنها دریغ نکند.
در این حدیث عبدالله بن عمر بیان می کند که مسئولیت انسان در برابر کسانی که نفقه ی آنها را بر عهده دارد، زیاد است. چنانکه وقتی متوجه می شود متصدی امور وی نفقه ی بردگان را به آنها نداده است، حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم را یادآور می شود که ضایع کردن حق زیردستان و بی توجهی به آنها و بخل ورزیدن و نفقه ندادن به آنان، از بزرگ ترین اسباب گناه می باشد.
حدیث مذکور بیانگر این مهم است که برترینِ صدقات، صدقه ای است که صدقه دهنده برای نفقه ی خانواده و زیردستانش و پرداخت بدهی اش به آن نیازی نداشته باشد؛ و بر کسی که انفاق می کند واجب است انفاق خود را از کسانی آغاز کند که تحت سرپرستی او می باشند؛ مانند همسر و فرزندان و بردگان و کنیزان؛ و شایسته و روا نیست، عوض انفاق به اینان که از نزیکان وی هستند و نفقه و سرپرستی آنها را به عهده دارد، به کسانی که نسبت دورتری با وی دارند، انفاق کند. همچنین حدیث مذکور بیان می کند که اگر نزد کسی بیش از مقدار نفقه ی کسانی بود که تحت سرپرستی دارد، به فقرا و نیازمندانی که نسبت دورتری دارند صدقه دهد. و همچنین فضل انفاق را بیان می کند که دست دهنده و انفاق کننده نسبت به دست گیرنده از نظر حسی و معنوی بالاتر است؛ چون از مالش انفاق نموده و بخشش می کند.
این حدیث بیانگر احکام ناشی از قتل عمدی مومن می باشد. و توضیح می دهد که اولیای مقتول که وارثان وی می باشند، بین انتخاب دو گزینه مختار هستند؛ اینکه قصاص بخواهند و در نتیجه حاکم قاتل را بکشد و جزای او را از جنس عملی که مرتکب شده قرار دهد؛ و اینکه به دیه ی مذکور در حدیث راضی شوند که عبارت است از: سی شتر که وارد چهار سالگی شده اند و سی شتر که وارد پنج سالگی شده اند و چهل شتر باردار؛ و چنانکه در حدیث مذکور آمده، اولیای مقتول می توانند بیش از این مقدار طلب کنند و با مقتول در مورد بیش از این مقدار توافق نمایند. سپس بیان می کند که این دیه - دیه ی قتل عمد - به دلیل عمد و قصدی که در قتل وجود داشته، دیه ی مغلظه می باشد.
حدیث مذکور بیان می کند که علی رضی الله عنه گروهی از زنادقه را سوزاند که با ارتکاب امری، از دین الله مرتد شدند؛ وقتی ابن عباس رضی الله عنهما در جریان این مساله قرار گرفت، گفت: اگر من به جای او می بودم، آنها را نمی سوزاندم چون رسول الله صلی الله علیه وسلم از سوزاندن با آتش نهی کرده است؛ و چنین قضاوت نموده که هر مسلمانی دینش را تغییر داد، با روشی جز سوزاندن کشته شود و در این زمینه تفاوتی میان مرد و زن نیست.
در این حدیث ابن عمر رضی الله عنهما خبر می دهد که رسول الله صلى الله عليه وسلم به عنوان حد زنا، بر فرد مجردی که مرتکب زنا شده بود، صد ضربه شلاق جاری نمود و او را از شهر و محل زندگی اش به مدت یکسال تبعید نمود. و ابوبکر و عمر رضی الله عنهما چنین عمل نمودند. و این خود دلیلی بر آن است که تبعید کردن، تابع حد و مجازات شرعی و کامل کننده ی آن بوده و منسوخ نیست. چون بعد از وفات رسول الله صلى الله عليه وسلم بدان عمل شده است.
اگر کسی برده اش را متهم به زنا کند، حد قذف یا همان تهمت زنا در دنیا بر وی جاری نمی شود؛ چون حدود، کفاره هایی هستند برای کسانی که بر آنها اقامه می شوند؛ و چون در آخرت عذاب می شود و برای تهمتی که زده حد بر وی جاری می گردد، در دنیا حد قذف بر او جاری نمی شود؛ و اجماع علما بر این است که حد آن در دنیا بر او جاری نمی گردد. و آقای برده حد زده نمی شود چون برده اش را جز با یقین و غلبه ی ظن متهم نمی کند و با متهم کردن وی، بهای او کاهش پیدا می کند و این ضرری متوجه صاحب برده است. و این حدیث تخصیص این کلام الهی می باشد که می فرماید: «وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً» [نور: 4] «و کسانی که [مردان و] زنان پاکدامن را [به زنا] متهم می کنند و چهار شاهد [بر ادعای خود] نمی آورند، آنان را هشتاد تازیانه بزنید».
حدیث مذکور از طرد و دوری کسی از رحمت الله سخن می گوید که دزدی می کند؛ چون چیزی ناچیز و بی ارزش مانند تخم مرغ و ریسمان می دزد و چون به این کار عادت کند، باعث می شود به دزدی چیزهای بزرگتری هم روی بیاورد و این منجر به قطع دست وی شود. و چنین کسی را مستحق دعای لعن و نفرین می داند یا از وقوع لعنت بر او خبر می دهد.