





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ام سلمه رضی الله عنها روایت است: زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم با او ازدواج کرد، سه شب نزد ایشان باقی ماند و فرمود: «إِنَّهُ لَيْسَ بِكِ عَلَى أَهْلِكِ هَوَانٌ، إِنْ شِئْتِ سَبَّعْتُ لَكِ، وَإِنْ سَبَّعْتُ لَكِ، سَبَّعْتُ لِنِسَائِي»: «تو نزد خانواده ات بی مقدار نيستی؛ اگر می خواهی هفت روز نزد تو می مانم؛ و در اين صورت، نزد ساير همسرانم نيز هفت روز می مانم».
به روایت مسلمام سلمه رضی الله عنها یادآور می شود که وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم با ایشان ازدواج نمود، به او اختیار داد هفت شب نزد وی بماند و سپس نزد هریک از همسرانش همچون او هفت شب بماند؛ یا اگر بخواهد به سه روز ماندن نزد وی کفایت کند و پس از آن نزد هریک از همسرانش همان نوبت او را بماند. و قبل از اینکه در این زمینه به او اختیار دهد - جهت توضیح اکتفا به سه روز - به ایشان فرمود: «إِنَّهُ لَيْسَ بِكِ عَلَى أَهْلِكِ هَوَانٌ» یعنی تو نزد من از کمترین عیب و نقصی برخوردار نیستی؛ بلکه در نگاه من بسیار ارزشمند و گرانبهایی؛ و اگر بعد از سه روز، نوبت شب را بین همسران تقسیم می کنم، به خاطر وجود عیب و نقصی در تو نیست، بلکه به این دلیل است که حق همین است.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: هیچ زنی را ندیدم که دوست داشته باشم مانند او باشم مگر سَوْدَه بنت زَمْعَه؛ او از توان روحی بالايی برخوردار بود. هنگامی که سوده پا به سن گذاشت، روزی را که رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد او می آمد، به من (عايشه) واگذار نمود و گفت: ای رسول خدا، نوبت خودم را به عایشه دادم؛ لذا رسول الله صلی الله علیه وسلم دو روز يعنی روز عايشه و سوده را نزد عايشه رضی الله عنها می مانْد.
متفق علیهدر این حدیث عایشه رضی الله عنها در مورد ام المومنین سوده بنت زمعه رضی الله عنها خبر می دهد و ذکر می کند که ایشان از بهترین زنان بود و عایشه رضی الله عنها دوست داشته است مانند او باشد. و او را به برخورداری از توان روحی بالا توصیف می کند. و همچنین خبر می دهد که وقتی سوده رضی الله عنها پیر شد و پا به سن گذاشت و ترسید که رسول الله صلی الله علیه وسلم از وی جدا شود، خواست که در عصمت پیامبر بماند و این فضل و شرف را حفظ کند و یکی از مادران مومنان و همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم باقی بماند. بنابراین فرمود: من نوبتم را به عایشه می دهم و رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد وی را می پذیرد و از آن پس دو شب نزد عایشه می ماند، شبی که نوبت عایشه بود و شبی که نوبت سوده رضی الله عنهما بود.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم عسل و هر چیز شيرين را دوست داشت و هنگامی که از نماز عصر برمی گشت، نزد همسرانش می رفت و با آنان شوخی نموده و ملاعبه می کرد. روزی نزد حفصه دختر عمر رفت و بيش از حد معمول نزد او ماند. علت را جويا شدم. به من گفته شد: زنی از خويشاوندان حفصه اندکی عسل به او اهدا کرده است؛ قدری از آن عسل را به رسول الله صلی الله علیه وسلم می دهد. با خود گفتم: سوگند به الله که حيله ای بکار خواهم برد؛ لذا موضوع را برای سوده دختر زمعه يادآوری کردم و به او گفتم: هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد تو آمد، حتما به تو نزديک می شود. به او بگو: آيا مغافير (صمغ گياه بدبو) خورده ای؟ او به تو خواهد گفت: "خير". پس به او بگو: بويی که از تو به مشامم می رسد، چيست؟ و اینکه از رسول الله صلى الله عليه وسلم بوی خوبی به مشام نمی رسید، برای ایشان ناخوشایند بود. او به تو خواهد گفت: "حفصه مقداری عسل به من داده است". پس به او بگو: زنبورهای آن، از گل درخت مغافير تغذيه نموده اند. من هم همين سخنان را به او خواهم گفت. صفيه، تو هم همين سخنان را به او بگو. عایشه می گوید: وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد سوده رفت، سوده گفت: سوگند به الله که معبود بر حقی جز او نیست، به محض اينکه رسول الله صلى الله عليه وسلم کنار در ايستاد، از ترس ملامت تو خواستم رشته ی کلام را به دست بگيرم و سخن بگويم. به هر حال، هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم به او نزديک شد، سوده گفت: ای رسول خدا، آيا مغافير خورده ای؟ فرمود: "خير". سوده گفت: پس اين بويی که از تو به مشامم می رسد، چيست؟ فرمود: «سَقَتْنِي حَفْصَةُ شَرْبَةَ عَسَلٍ»: «حفصه مقداری عسل به من داده است». سوده گفت: زنبورهای آن، از گل درخت مغافير تغذيه نموده اند. هنگامی که نزد من آمد، من هم همين سخنان را به او گفتم. و هنگامی که نزد صفيه رفت، او نيز به ايشان همين سخنان را گفت. زمانی که دوباره نزد حفصه رفت، حفصه گفت: ای رسول خدا، آيا برايت قدری عسل نياورم؟ فرمود: «لاَ حَاجَةَ لِي بِهِ»: «نيازی به آن ندارم». عايشه می گويد: سوده گفت: سبحان الله، سوگند به الله که ما رسول الله صلى الله عليه وسلم را از آن عسل محروم ساختيم. من به او گفتم: ساکت باش.
متفق علیهدر این حدیث عایشه رضی الله عنها یادآور می شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم عسل و هر خوراکی شیرینی را دوست داشت؛ عادت ایشان بود که پس از نماز عصر، به هریک از همسرانش سر می زد و به او نزدیک می شد و او را می بوسید و با وی ملاعبت داشت، بدون اینکه جماعی صورت بگیرد؛ روزی نزد حفصه رضی الله عنها می رود و بیش از حد معمول نزد وی می ماند که همین باعث می شود عایشه رضی الله عنها علت را جویا شود که متوجه می شود یکی از خویشاوندان حفصه اندکی عسل برای او هدیه آورده است و حفصه از آن به رسول الله صلی الله علیه وسلم می دهد؛ این مساله باعث می شود غیرت زنانه ی ام المومنین عایشه به جوش آمده و با سوده و صفیه اتفاق کنند که وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد هریک از آنها رفت، از ایشان سوال کنند آیا مغافیر خورده است؛ مغافیر صمغ بدبویی است؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم اصلا دوست نداشت بوی ناخوشایندی از ایشان به مشام برسد. به هرحال زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم دوباره نزد حفصه می رود و حفصه به ایشان عسل تعارف می کند، آن را نمی پذیرد و از خوردن آن خودداری می کند. و در روایتی آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از این ماجرا سوگند یاد کرد که بار دیگر از آن نخورد. روایات در مورد زنی که به رسول الله صلی الله علیه وسلم عسل داد، مختلف هستند؛ چنانکه گفته شده: ایشان عسل را نزد زینب نوشیده است؛ و گفته شده: نزد سوده بوده است. برخی از اهل علم ترجیح داده اند که صاحب عسل، زینب بوده و کسی که با عایشه در این جریان همراه شده، حفصه بوده است. و برخی این داستان را متعدد دانسته اند چراکه تعدد سبب برای یک چیز، امر بعید و محالی نیست.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم قصد سفر داشت، بین همسرانش قرعه می انداخت و قرعه به نام هریک از آنها می افتاد با ایشان همسفر می شد. در یکی از غزوه ها بین ما قرعه انداخت که به نام من افتاد؛ پس بعد از اینکه آیات حجاب نازل شده بود، با ایشان همسفر شدم.
متفق علیهدر این حدیث عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم از کمال عدالتی که در میان همسرانش داشت، هرگاه قصد سفر داشت، بین آنها قرعه می انداخت تا همه ی همسران راضی باشند؛ و چون قرعه به نام یکی از آنها می افتاد، با ایشان همسفر می شد. رسول الله صلی الله علیه وسلم در یکی از غزوات که غزوه ی بنی مصطلق بوده، بین همسران قرعه کشی می کند که قرعه به نام عایشه می افتد و با رسول الله صلی الله علیه وسلم همسفر می شود. عایشه رضی الله عنها یادآور می شود که این سفر بعد از نزول امر الهی مبنی بر رعایت حجاب بود. و در سفر بعدی، بین سایر همسران قرعه کشی می شد و کسی که یک بار قرعه با نام او افتاده، سهمی در قرعه کشی بعدی نداشت چون در بار گذشته از حق خود در همسفری با رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده کرده است.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم همسر ثابت بن قیس با خلع از شوهرش جدا شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی دستور داد به مدت یک حیض عده بگذراند.
به روایت ترمذی - به روایت ابوداوودمضمون حدیث مذکور خلعی است که بین ثابت بن قیس رضی الله عنه و همسرش اتفاق افتاد. روایت مذکور بیان می کند که بعد از طلاق گرفتن همسر ثابت از او، رسول الله صلی الله علیه وسلم به همسرش دستور می دهد مدت یک حیض و نه سه حیض عده بگذراند؛ و حکمت از آن این است که عده ی زن مطلقه سه حیض قرار داده شده تا با طولانی شدن این مدت، شاید شوهر به همسرش باز گردد و از طلاق دادن او پشیمان شود؛ بنابراین این مدت طولانی را فرصت دارد که به زندگی با او بازگردد؛ بر خلاف خلع که جدایی بین زن و شوهر با رضایت هر دو اتفاق می افتد که در این حالت بازگشتی وجود ندارد؛ بنابراین در این حالت، برای مشخص شدن پاکی رحم زن، سپری شدن تنها یک حیض کفایت می کند. بسیاری از علما همین حدیث را دلیلی بر این می دانند که خلع، فسخ نکاح است و طلاق محسوب نمی شود؛ چون عده ی طلاق سه حیض است.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ثَلَاثٌ جَدُّهُنَّ جَدٌّ، وَهَزْلُهُنَّ جَدٌّ: النِّكَاحُ، وَالطَّلَاقُ، وَالرَّجْعَةُ»: «سه چیز است که جدی بودن آنها هم جدی است و شوخی بودن آنها هم جدی محسوب می شود: نکاح و طلاق و رجوع کردن».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوودحدیث مذکور بر این دلالت دارد که هرکس از روی شوخی و سرگرمی لفظ نکاح یا طلاق یا رجوع کردن را بر زبان آورد، آنچه بر زبان آورده واقع می شود. بنابراین در این احکام، جدیت و مزاح و شوخی یکسان است؛ لذا اگر کسی فرد تحت تکفل خود را به ازدواج کسی درآورد یا همسرش را طلاق داد یا به وی رجوع کرد، با تلفظ این موارد، حکم مذکور نافذ می شود، چه تلفظ این موارد با جدیت همراه باشد یا از روی شوخی و سرگرمی گفته شود. چون برای این عقد و قراردادها خیار مجلس و خیار شرط وجود ندارد. و این احکام سه گانه از جایگاه ویژه ای در شریعت برخوردارند. بنابرای بازی کردن با آنها جایز نیست و هرکس در این موارد سخنی بگوید، احکام ناشی از آن نافذ می گردد.
از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «لَا نَذْرَ لِابْنِ آدَمَ فِيمَا لَا يَمْلِكُ، وَلَا عِتْقَ لَهُ فِيمَا لَا يَمْلِكُ، وَلَا طَلَاقَ لَهُ فِيمَا لَا يَمْلِكُ»: «نذر انسان در آنچه مالکش نیست، درست نبوده و اعتباری ندارد و حق آزادی برده ای را که مالک نیست ندارد و مالک طلاق زنی نیست که در همسری او نمی باشد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددر این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می کند که انسان تنها در مواردی حق تصرف دارد و تصرف او نافذ است که مالک آن باشد؛ اما در مواردی که در تصرف ندارد، برای او جایز نبوده و درست نیست تصرف داشته باشد. از جمله نذر وی در مورد آنچه هنگام نذر مالکش نیست، درست نبوده و منعقد نمی شود؛ حتی اگر بعدها مالک آن شود، ملزم به وفای بدان نیست و کفاره ای هم ندارد. آزاد کردن برده نیز چنین است؛ بنابراین جایز نیست برده ای را که مالکش نیست، آزاد کند؛ چون تصرف وی در جای خودش نیست؛ همچنین طلاق دادن زنی از سوی مردی که با او بیگانه بوده و همسرش نیست، درست نیست چراکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إِنَّمَا الطَّلَاقُ لِمَنْ أَخَذَ بِالسَّاقِ»: «حق طلاق برای کسی است که ساق زن در دست اوست (شوهر)». و می فرماید: «لَا طَلَاقَ فِيمَا لَا يَمْلِكُ»: «و هیچکس حق طلاق زنی را ندارد که مالک او نبوده و در همسری او نیست».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: به بريره دستور داده شد سه حيض عده سپری کند.
به روایت ابن ماجهبریره برده ی عایشه رضی الله عنها بود که از بردگی آزاد شد؛ وی همسر برده ای به نام مغیث بود؛ با آزادی بریره به وی اختیار داده شد با مغیث بماند و ادامه ی زندگی دهد یا نکاحش با او را فسخ کند؛ پس بریره نکاحش را فسخ نمود. و در این حدیث آمده که سه عده را سپری کرده است با اینکه فسخ نکاح صورت گرفته و طلاقی رخ نداده است. و جدایی آنها در زنده بودن دو طرف بوده و مرگ، آنها را از هم جدا نکرده است. و شوهرش که با جدایی از وی عده گذرانده، همچنان برده بوده است.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تُحَرِّمُ الْمَصَّة وَالْمَصَّتَان»: «يک يا دو بار مکيدن موجب حرمت شيرخوارگی نمی شود».
به روایت مسلمعایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: اینکه نوزادی یک یا دو بار از پستان زنی جز مادرش شیر بخورد، باعث نمی شود نوزاد مذکور فرزند رضاعی آن زن تلقی شود؛ و محرمیت بین آنها ایجاد نمی کند؛ چون در بین آنها شروط محرمیت بر اساس رضاعت و شیرخوارگی کامل نیست. زیرا رضاعتی که محرمیت ایجاد می کند با وجود آن شیرخوار نمی تواند با شیر دهنده یا محارم او یا محارم شوهرش ازدواج کند. (شوهرش که این شیر از اوست). و برای شیرخوار جایز است با آنها خلوت کند و در سفر، محرمی برای آنها باشد. بنابراین این تعداد اندک از شیرخوارگی سبب محرمیت از باب رضاعت و شیرخوارگی نمی شود؛ چنانکه در حدیث عایشه رضی الله عنها در صحیح مسلم (1452) آمده است، باید پنج مرتبه شیرخوارگی اتفاق بیفتد.