





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از صفوان بن امیه روایت است که می گوید: در مسجد خوابیده بودم و پارچه ای به بهای سی درهم بر روی من بود که مردی آمد و از غفلت من سوء استفاده کرد و آن را برداشت و رفت؛ چون این مرد دستگیر شد و نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آورده شد، به قطع دست وی امر شد. صفوان می گوید: نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم و گفتم: آیا به خاطر سی درهم دست او را قطع می کنید، من آن پارچه را به صورت نسیه به وی فروخته بودم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَهَلَّا كَانَ هَذَا قَبْلَ أَنْ تَأْتِيَنِي بِهِ»: «چرا قبل از اینکه با او نزد من بیایی چنین نکردی».
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدصفوان بن اميه رضی الله عنه در مسجد خوابیده و ردای مربعی شکلی بر روی او می باشد؛ دزدی می آید و آن را به سرعت بر می دارد و فرار می کند؛ چون دزد را دستگیر کرده و او را برای اقامه ی حد سرقت نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می آورد، دلش به حال او می سوزد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گوید: آیا به خاطر ردای من که بهای آن فقط سی درهم است، دستش را قطع می کنید؟ من آن را به صورت نسیه به او فروخته بودم و بهای آن را تا وقتی که برای وی میسر باشد به تاخیر انداختم؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «چرا قبل از اینکه او را نزد من بیاوری، نبخشیدی». چون وقتی حدود به حاکم ابلاغ شود، عفو و بخششی در آن نخواهد بود.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است: مردی که شراب خورده بود، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آورده شد که او را با دو شاخه ی نخل چهل ضربه زد. انس می گوید: و ابوبکر نیز چنین عمل کرد. زمانی که عهد خلافت عمر فرارسید در این زمینه با مردم مشورت کرد و عبدالرحمن گفت: در میان حدود شرعی، کمترین مقدار شلاق هشتاد ضربه است؛ و عمر دستور داد کسی را که شراب می خورد، هشتاد ضربه بزنند.
متفق علیه، این لفظ مسلم استدر این حدیث آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی را که شراب خورده بود، با شاخه ی نخل حدود چهل ضربه می زند؛ و پس از رسول الله صلی الله علیه وسلم، خلیفه ی ایشان ابوبکر رضی الله عنه به همین ترتیب عمل می کند؛ اما بعد از فتح شام و فتوحات دیگر که شراب خواری و انگور و باغ ها در میان مردم بیشتر شد، عمر رضی الله عنه با سایر صحابه در مورد حد کسی که شراب می خورد، مشورت می کند که عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه نظرش این است که حد شراب خوار را به اندازه ی کمترین حدود شرعی - غیر از حد شرب خمر - قرار دهد که برابر است با هشتاد ضربه شلاق؛ و اکثر صحابه همین رای را می پذیرند و جمهور فقها دیدگاه شان همین است. حد شراب خوار در اصل ثابت است و جای اجتهاد ندارد؛ و اجتهاد صحابه رضی الله عنهم فقط در مورد افزایش آن در زمانی بود که شراب خواری زیاد شده و رواج پیدا کرده بود و مردم با تعداد چهل ضربه شلاق از آن دست نمی کشیدند.
از عبدالله بن ابی اوفی روایت است که می گوید: به یکی از صحابه گفتم: آیا شما در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم خوراکی هایی را که به دست می آوردید به پنج قسمت تقسیم می کردید؟ وی گفت: ما در روز خیبر به مواد خوراکی دست پیدا کردیم و هریک از مجاهدان می آمد و به مقدار نیاز خود از آن بر می داشت و باز می گشت.
به روایت ابوداوود - به روایت احمدحدیث مذکور بر این مساله دلالت دارد که اگر مجاهدی نیازمند تغذیه از غذایی باشد که در غنایم گرد آمده است، می تواند از آن استفاده کند بدون اینکه چیزی از آن را ذخیره نماید؛ بلکه به اندازه ی نیازش از آن استفاده می کند و بازمی گردد؛ اما ذخیره کردن از این خوراکی ها از مصادیق غلول و خیانت در غنیمت می باشد؛ چون خوردن از این غذا به اندازه ی نیاز، خیانت در غنیمت محسوب نمی شود؛ بلکه برداشتن از غنیمت به این صورت از آن نهی شده که کسی از اموال غنیمت چیزی را تنها به خود اختصاص دهد؛ اما در آنچه دیگران نیز با وی مشارکت دارند مثل استفاده از خوراکی ها و میوه ها، اشکالی در آن نیست.
از عمرو بن شعیب از پدرش از جدش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَدُ الْمُسْلِمِينَ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ، تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ وَأَمْوَالُهُمْ، وَيُجِيرُ عَلَى الْمُسْلِمِينَ أَدْنَاهُمْ، وَيَرُدُّ عَلَى الْمُسْلِمِينَ أَقْصَاهُمْ»: «مسلمانان در برابر غیر خود یکپارچه و منسجم هستند، جان و مال شان [در قصاص و دیه ها] با یکدیگر برابر است؛ و چون یکی از آنها به کافری امان دهد یا با او عهد و پیمانی ببندد، کسی حق نقض آن را ندارد و غنیمتی که در جنگ به دست می آید سهم دورترین آنها از جنگ هم می باشد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ابوداوود - به روایت احمدحدیث مذکور بیانگر این مهم است که مسلمانان باید متحد و یکپارچه بوده و در برابر دشمنان شان انسجام داشته باشند؛ پراکنده نشوند و پشت هم را خالی نکرده و یاری یکدیگر را ترک نکنند؛ چراکه همگی یک گروه هستند و موضع آنها علیه دشمنان شان یکسان است. الله متعال می فرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» [آل عمران: 103] «و همگی به ریسمان الله [= دین الله] چنگ زنید و پراکنده نشوید». و الله متعال می فرماید: «لَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ» [انفال: 46] «و با یکدیگر کشمکش نکنید که سست می شوید و [توان و] اقتدارتان از بین می رود». چنانکه جان مومنان و مسلمانان در دیه و قصاص تفاوتی با هم ندارد و در این زمینه کسی برتر از دیگری نیست و نسب و شرف و بزرگی و مذهب در این مورد تاثیری ندارد؛ همگی مسلمانان در برابر این حق و واجب شرعی یکسان هستند. همچنین بیانگر این مهم است که اگر یک مسلمان کافری را امان دهد، رعایت امان وی بر سایر مسلمانان واجب است و باید امان وی را محترم بدانند؛ و نقض و هتک حرمت به عهد و پیمان وی جایز نیست. همچنین در این حدیث آمده که چون سریه ای به حمایت و پشتیبانی لشکر مسلمانان غنیمتی به دست آورد، غنیمت به دست آمده هم سهم آن دسته ی نظامی و هم سهم دورترین فرد حاضر در لشکر مسلمانان از کفار می باشد؛ چون با حمایت و پشتیبانی آنها بوده که غنیمت به دست آمده است؛ و آنچه در بیت المال قرار می گیرد مانند فیء (غنیمتی که بدون جنگ به دست آید) برای همه ی آنها می باشد؛ چه آنان که به دشمن نزدیک بودند و چه آنان که در فاصله ی بیشتری از دشمن قرار داشتند؛ هرچند سبب به دست آمدن غنیمت کسانی باشند که به دشمن نزدیک تر بوده اند.
از انس بن مالک رضی الله عنه و از عثمان بن ابی سلیمان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم خالد بن ولید رضی الله عنه را در پی أُكَيْدِرِ دُومَةَ فرستاد که او را دستگیر نموده و نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آورد؛ و ایشان خونش را محفوظ داشته و بر سر جزیه با او صلح نمود.
به روایت ابوداوودرسول الله صلی الله علیه وسلم خالد بن ولید رضی الله عنه را از تبوک و در قالب سریه ای در پی اکیدر می فرستد که او را اسیر نموده و قلعه اش را فتح می کند؛ و با او به مدینه باز می گردد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم اکیدر را به سرزمینش بازمی گرداند و با اینکه وی از اعراب است، برای او جزیه تعیین می کند و به اسلام آوردن اجبار نمی شود.
از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا به سوی یمن فرستاد و دستور داد از هر سى گاو يك گوساله ی نر يا ماده (كه يكسال تمام كرده باشد) بگيرم و از هر چهل گاو يك مُسنه (گوساله ای كه دو سال تمام كرده باشد) و از هر فرد بالغ (غير مسلمان) يك دينار يا معادل آن از پارچه هاى يمنی (معافری) بگيرم.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمداز معاذ روایت است که می گوید: زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم او را به عنوان امیر و عامل زکات و به همراه مسئولیت های دیگری به یمن می فرستد، به وی دستور می دهد زکات گاو را به این صورت بگیرد: از هر سی گاو یک گوساله ی نر یا ماده ای که یکسال تمام کرده باشد و از هر چهل گاو، یک گوساله که دو سال تمام کرده باشد؛ و یک دینار طلا از هر فرد بالغ ذمی جزیه بگیرد. اینکه به صورت مطلق این مساله را عنوان می کند گویا این مقدار جزیه برای ذمیِ فقیر و ثروتمند بوده است. ناگفته نماند که این یک دینار سالانه بوده است. مقدار جزیه به اجتهاد امام بازمی گردد چنانکه بر حسب اختلاف مکانی و زمانی و ثروت و فقر جزیه دهندگان تفاوت می کند. دلیل آن این است که وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم مقدار آن را برای اهل یمن تعیین می کند به معاذ می گوید: «از هر فرد بالغ یک دینار بگیر». اما وقتی عمر رضی الله عنه میزان جزیه ی اهل شام را مشخص می کند، به این مقدار می افزاید.
از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم: از [خوردن گوشت] همهٔ درندگان نیشدار و پرندگان چنگالدار (گوشتخوار) منع فرمودند.
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از خوردن هر جانور درندهای که با استفاده از نیش خود شکار میکند و هر پرندهای که با چنگال خود شکار میکند و قطع میکند، نهی کردند.
از ابن ابی عمار روایت است که می گوید: به جابر گفتم: کفتار، شکاری مباح است؟ گفت: بله؛ گفتم: آن را بخورم؟ گفت: بله؛ به او گفتم: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین فرموده است؟ گفت: بله.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیابن ابی عمار رحمه الله که از تابعین است از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما در مورد حکم کفتار و اینکه آیا شکار و خوردن آن جایز است یا نه، سوال می کند؛ و پاسخ جابر در همه ی این موارد مثبت است. سپس ابن ابی عمار از جابر در مورد این فتوا می پرسد که آیا این رای و نظر جابر است یا آن را از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده است؟ و جابر پاسخ می دهد که آن را از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده است.
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم از سوار شدن بر شترِ نجاست خوار و نوشیدن شیر آن نهی فرمود.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوودحدیث مذکور بیانگر نهی از سوار شدن بر شتر نجاست خوار و نوشیدن شیر آن می باشد. و این متضمن نهی از خوردن گوشت آن می باشد چنانکه در احادیث دیگر آمده است. و نهی وارده در حدیث، مخصوص شتر نیست بلکه عام است و همه ی حیوانات و پرندگان حلال گوشتی را شامل می شود که از نجاست تغذیه می کنند - و این در صورتی است که بیشترین مقدار تغذیه ی آن از نجاست باشد -. چون گوشت و شیر و عرق آن از نجاست تولید می شود که در این صورت نجس می باشند مگر اینکه حیوان مذکور سه روز و بیش از آن، از خوراکی های پاک استفاده کند که در این صورت ممنوعیتی برای استفاده از گوشت و شیر آن نخواهد بود.