





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گويد: ام حفيد خاله ی ابن عباس مقداری كشك، روغن و چند عدد ضب (نوعی سوسمار) به رسول الله صلى الله عليه وسلم هديه كرد. رسول الله صلى الله عليه وسلم از كشك و روغن میل نمود، اما از ضب اظهار كراهيت کرد و آن را نخورد. ابن عباس رضی الله عنهما می گويد: ضب بر سفره ی رسول الله صلى الله عليه وسلم خورده شد. (يعنی ديگران آن را خوردند) اگر چنانچه حرام می بود، بر سفره ی ایشان خورده نمی شد.
متفق علیهدر این حدیث ابن عباس رضی الله عنهما یادآور می شود که ام حفید خاله ی ایشان غذایی شامل کشک و روغن و تعدادی ضب (نوعی سوسمار) به رسول الله صلی الله علیه وسلم هدیه کرد که ایشان از کشک و روغن خوردند و از خوردن ضب صرف نظر کردند. چون رسول الله صلی الله علیه وسلم طبعا خوردن ضب را دوست نداشت؛ و در احادیث دیگر دلیل نخوردن آن را عدم وجود آن در بین قومش عنوان می کند. و این یعنی به سببی دینی از خوردن آن خودداری نکرده است؛ بلکه چون دوست نداشته و با طبع ایشان سازگار نبوده، از خوردنش صرف نظر کرده است؛ سپس ابن عباس رضی الله عنهما برای مباح بودن خوردن ضب به این مساله استدلال می کند که بر سر سفره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم خورده شده است؛ و اگر خوردن آن حرام می بود، خوردنش را تایید نمی کرد.
از ابوثعلبه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا رَمَيْتَ بِسَهْمِكَ، فَغَابَ عَنْكَ، فَأَدْرَكْتَهُ فَكُلْهُ، مَا لَمْ يُنْتِنْ»: «اگر تیرت را پرتاب کردی و پس از آن شکار را گم کردی، وقتی آن را (مرده) یافتی، مادامی که بدبو و متعفن نشده از آن بخور».
به روایت مسلممفاد حدیث این است که هرگاه شکارچی تیری یا هر چیزی در حکم تیر را به سوی شکار پرتاب کند و تیرش به هدف بخورد، اما شکار را گم کند و از چشمانش پنهان بماند، بعد از این اگر شکار را درحالی بیابد که اثر کشنده ای جز تیرش بر آن نباشد، می تواند از آن بخورد؛ و این در صورتی است که شکار مورد نظر دچار تغییر و بوی بد و متعفن نشده باشد که در این صورت جزو پلیدی ها خواهد بود که خوردن آن برای سلامتی انسان خطرناک است.
از عايشه رضی الله عنها روايت است كه گروهی از مردم گفتند: ای رسول خدا، عده ای برای ما گوشت می آورند که نمی دانيم هنگام ذبح كردن بسم الله گفته اند يا خير؟ (تكليف ما چيست؟) رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «سَمُّوا اللَّهَ عَلَيْهِ وَكُلُوهُ»: «بر آن بسم الله بگوييد و بخوريد».
به روایت بخاریدر این حدیث عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که مردمانی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و از ایشان درباره ی گوشت هایی پرسیدند که از طرف مسلمانانی برای ایشان فرستاده می شود؛ مسلمانانی که به تازگی اسلام آورده اند و جهل آنها غالب است؛ لذا کسی نمی داند به هنگام ذبح بسم الله گفته اند یا نه؟ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوال کنندگان دستور می دهد به هنگام خوردن این گوشت ها بسم الله بگویند و از آنها بخورند؛ و در برخی از الفاظ حدیث آمده که فرمودند: «سَمُّوْا الله أَنْتُمْ وَكُلُوا»: «شما بسم الله بگویید و بخورید». گویا به این ترتیب آنها را ملامت نموده و می فرماید: مادامی که ظاهر بیانگر حلال بودن آن است، به شما ربطی ندارد که دیگران چه کرده اند، بلکه مهم این است که شما چه می کنید؟ شما بسم الله بگویید و بخورید. بنابراین اگر یهودی یا نصرانی گوشت حیوان حلال گوشتی را برای کسی بیاورد که آن را ذبح کرده است، نباید از وی پرسیده شود آیا آن را به روش اسلامی ذبح کرده است یا نه؛ چنین سوالی جایی برای طرح ندارد و مصداق واکاوی بیجا و مذموم است؛ اما ذبائحی که کسی مطمئن است و یقین دارد اسم الله بر آنها برده نشده، حلال نیستند.
از کعب بن مالک رضی الله عنه روایت است که زنی گوسفندی را با سنگی ذبح نمود؛ چون از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد خوردن آن سوال شد، دستور به خوردن آن داد.
به روایت بخاریدر این حدیث کعب بن مالک رضی الله عنه خبر می دهد که زنی گوسفندی را با سنگی ذبح نمود؛ و سبب آن حمله ی گرگ به گوسفندانی بود که آنها را در دامنه ی کوه احد به چرا برده بود و گرگ به یکی از آنها حمله کرد و آن را زخمی کرد؛ وقتی گرگ را فراری داد، سنگ تیزی برداشت و گوسفند را ذبح نمود. و چون از رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مورد سوال شد، به خوردن از آن دستور داد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ كَانَ لَهُ سَعَةٌ، وَلَمْ يُضَحِّ، فَلَا يَقْرَبَنَّ مُصَلَّانَا»: «هرکس توانگر باشد و قربانی نکند، به عیدگاه ما نزدیک نگردد».
به روایت ابن ماجه - به روایت احمددر این حدیث ابوهریره رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر مسلمانی که توانایی قربانی کردن داشته باشد اما قربانی نکند، به عیدگاه و محل خواندن نماز عید نزدیک نشود و همراه مردم نماز نخواند؛ چون شایسته ی مسلمان نیست که با وجود توانایی قربانی کردن، آن را ترک کند؛ قربانی کردن عبادت بزرگی در روز عید قربان می باشد؛ و جمهور علما معتقدند که سنت موکده است و برخی از علما معتقد به واجب بودن آن در حق کسی هستند که توانایی آن را داشته باشد.
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که می گوید: ما به همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال حدیبیه، یک شتر را از طرف هفت نفر و یک گاو را از طرف هفت نفر قربانی می کردیم.
به روایت مسلمدر این حدیث جابر بن عبدالله رضی الله عنهما خبر می دهد که آنها در سال حدیبیه به همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم شکرانه هایی را که به همراه داشتند، ذبح کردند؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها دستور داد تا هر هفت نفر در یک شتر یا یک گاو شریک شوند؛ بنابراین هفت نفر از مردان در یک شتر و به همین ترتیب هفت نفر در یک گاو شریک شدند.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: آيه ی «لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ» [بقره: 225] «الله شما را به خاطر سوگندهایی که بیهوده و بدون قصد یاد می کنید، مؤاخذه نمی کند» درباره ی شخصی نازل شد که - از روی عادت و بدون قصد سوگند می خورد - و می گفت: «بله، به خدا سوگند» و «خير، به خدا سوگند».
به روایت بخاریالله متعال می فرماید: «لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ» [بقره: 225] «الله شما را به خاطر سوگندهایی که بیهوده و بدون قصد یاد می کنید، مؤاخذه نمی کند». در اینجا عایشه رضی الله عنها لغو در سوگند را به سوگندهایی تفسیر می کند که به هنگام سخن گفتن مردم با یکدیگر، بر زبان آنها جاری می گردد مانند: نه والله، بله والله؛ سوگندهایی که بر زبان جاری می شوند و قصد قلبی در آنها وجود ندارد. همچنین از مصادیق آن سوگند خوردن به امری در گذشته است که انسان گمان می کند چنان است که سوگند خورده است اما مشخص می شود چنان نبوده که گمان می کرده است. همچنین سوگندی را در بر می گیرد که انسان گمان می کند در آن مورد راست می گوید اما خلاف آن مشخص می شود. در هر صورت سوگند لغو منعقد نمی شود و کفاره ای ندارد؛ و دلیل آن همین آیه است که می فرماید: «لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ»؛ یعنی الله متعال شما را در برابر آن مجازات نمی کند و نیازی به کفاره دادن در عوض سوگندهایی نیست که بدون قصد یاد شده اند. همچنین اگر کسی بر این باور باشد که راست می گوید و سوگند بخورد و چنان نباشد، سوگندش از همین دسته است مانند کسی که برای دیگری با این گمان سوگند یاد می کند که از وی اطاعت می کند اما چنین نمی کند. اما بهترین تفسیر، تفسیر عایشه رضی الله عنها می باشد؛ چراکه ایشان شاهد نزول قرآن و آگاه به لغت عرب بوده است.
از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كَفَّارَةُ النَّذْرِ كفارةُ اليَمِين»: «کفاره ی نذر همان کفاره ی سوگند است».
به روایت مسلمدر این حدیث وارد شده که کفاره ی نذرها همان کفاره ی سوگند می باشد که عبارت است از: غذا دادن به ده مسکین یا پوشاندن آنها با لباس یا آزاد کردن برده ای از بردگی؛ و اگر هیچیک از این موارد را نتواند انجام دهد، باید سه روز روزه بگیرد. و این در صورتی است که بنده به سوگند خود عمل نکرده و وفا نکند. نذرهای مورد نظر در حدیث انواعی دارد: 1- نذر مطلق باشد؛ مثلا کسی بگوید: برای الله نذر می کنم؛ و اسمی از چیزی نبرد؛ یا اینکه بگوید: اگر فلان کار انجام شود، برای الله نذر می کنم. اگر کسی به این نذر وفا نکند، بر او واجب است کفاره ی سوگند را به جا آورد. 2- کسی نذر کند یک معصیت و نافرمانی مرتکب شود یا واجبی را ترک کند، در این صورت باید به نذر خود وفا نکند؛ و دلیل آن حدیث عایشه رضی الله عنها می باشد که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا نَذْرَ فِي مَعْصِيَةٍ وَكَفَّارَتُهُ كَفَّارَةُ يَمِينٍ»: «نذر در معصیت و نافرمانی وفا نمی شود و کفاره ی آن کفاره سوگند است». اصحاب سنن و امام احمد آن را روایت کرده اند و البانی آن را صحیح دانسته است. 3- کسی نذری کند که توان آن را نداشته باشد و وفا نمودن به آن با مشقت زیادی همراه باشد. چه در قالب عبادتی بدنی و مستمر باشد یا در قالب انفاق مالش چنانکه درمانده گردد؛ در این صورت باید کفاره ی سوگند را به جا آورد. بیهقی از عایشه رضی الله عنها روایت می کند: ایشان به مردی که نذر کرده بود مالش را به فقرا صدقه دهد، فرمود: «باید کفاره ی سوگند به جا آوری». 4- نذر نیکو؛ مانند نذر نماز و روزه و حج و عمره به قصد تقرب جستن به الله متعال؛ این نذر باید وفا شود چه به صورت مطلق باشد یا وابسته به حصول نعمتی یا از بین رفتن نقمتی؛ مثلا کسی بگوید: اگر الله بیمارم را شفا دهد یا مالم را محفوظ دارد و مواردی از این قبیل، چنین و چنان می کنم، باید به آن وفا کند؛ یا اگر به قصد تقرب سوگند یاد کند، مثلا بگوید: اگر مالم سالم بماند، به الله سوگند فلان مقدار صدقه می دهم؛ در این صورت با وقوع شرطش باید به آن وفا کند.
از عمرو بن عاص رضی الله عنه روایت است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده که فرمودند: «إِذَا حَكَمَ الحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ، ثُمَّ أصَابَ، فَلَهُ أجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ، فَلَهُ أَجْرٌ»: «اگر حاکم (قاضی) اجتهاد کند و حکمِ درستی صادر نمايد، دو پاداش به او می رسد؛ اما اگر اجتهاد کند و در صدور حکم دچار اشتباه شود، يک پاداش به او می رسد».
متفق علیهحدیث مذکور بیانگر این مساله است که اگر قاضی تلاش خود را در مورد قضیه ای داشته باشد و در آن اجتهاد کند تا از این طریق به حکمی دست یابد که معتقد است حق می باشد، در این صورت اگر حکم وی درست و موافق با حق باشد و همان مراد الله متعال در احکامش باشد، در این صورت دو اجر و پاداش دارد؛ اجر اجتهاد و اجر به حق رسیدن. و اگر اجتهاد کند اما به حکم درست دست نیابد، تنها یک اجر و پاداش برای او خواهد بود و آن اجر اجتهادش می باشد. چون اجتهاد وی در طلب حق، عبادت است، هرچند اجر رسیدن به حکم درست را از دست داده است. و به این دلیل و بعد از به کار گرفتن سعی و تلاش خود و اجتهاد در این زمینه، گنه کار نمی شود به شرطی که عالمی با اهلیت اجتهاد باشد.