





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوبکره رضی الله عنه روایت است که می گوید: هرگاه امر خوشایندی برای رسول الله صلی الله علیه وسلم روی می داد یا به ایشان بشارتی داده می شد، جهت شکر و سپاسگذاری از الله متعال به سجده می افتاد.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدحدیث مذکور از عمل رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که هرگاه امر خوشایندی برای ایشان روی می داد یا به چیز خوبی بشارت داده می شد، سجده ی شکر به جا می آورد و جهت شکر و سپاسگذاری از الله متعال به سجده می افتاد. سجده ی شکر برای نعمت هایی که گاها میسر می گردد مشروع گردیده است؛ اما نعمت هایی که تداوم و استمرار دارند مانند نعمت اسلام و سلامتی و بی نیازی از مردم و موارد مشابه، سجده ی شکر متوجه آنها نیست. چون نعمت های الهی دائمی هستند و قطع نمی شوند و اگر سجده ی شکر برای همه ی اینها می بود، باید انسان تمام عمر در سجده می بود؛ حال آنکه شکر این همه نعمت، با عبادت و اطاعت از الله متعال می باشد.
از عبدالله بنِ مُغَفَّل مُزَنِی رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «صَلُّوا قَبْلَ الْمَغْرِبِ رَكْعَتَيْنِ»: «پيش از مغرب، دو رکعت نماز بخوانيد». سپس فرمودند: «صَلُّوا قَبْلَ الْمَغْرِبِ رَكْعَتَيْنِ لِمَنْ شَاءَ»: «هرکس می خواهد، قبل از مغرب دو رکعت نماز بخواند». تا مبادا مردم آن را سنت (راتبه) بدانند.
به روایت بخاریحدیث مذکور به دو رکعت قبل از نماز فرض مغرب تشویق می کند؛ این دو رکعت بعد از اذان مغرب بوده و نفل است و خواندن آن اختیاری می باشد و از سنت های رواتب و مورد تاکید نیست؛ بنابراین پایبند نبودن بر آن مستحب است تا به سنت های راتبه مشابهت پیدا نکند؛ این دو رکعت به سه طریق از رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد شده است: هم بدان امر کرده است، چنانکه در همین روایت آمده است و هم آن را انجام داده است چنانکه در روایت ابن حبان وارد شده و هم صحابه را دیده که این دو رکعت را می خوانند و کارشان را تایید کرده است. (و به اصطلاح قول و فعل و تقریر ایشان بر آن دلالت دارد).
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم بر منبر بود كه شخصی پرسيد: نماز شب را چگونه بايد خواند؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «مَثنَى مَثنَى، فَإِذَا خَشِيَ الصُّبْحَ صَلَّى وَاحِدَةً، فَأَوْتَرَتْ لَهُ مَا صَلَّى»: «دو ركعت، دو ركعت خوانده شود. و اگر احتمال طلوع فجر می رود، يك ركعت ديگر بخواند تا نمازهايش را وتر بگرداند». ابن عمر رضی الله عنهما می گفت: وتر را آخرين نماز خود قرار دهيد؛ زيرا رسول الله صلى الله عليه وسلم نيز چنين امر نموده است. و در روایتی آمده است: به ابن عمر گفته شد: دو ركعت، دو ركعت به چه صورت؟ وی گفت: اینکه در هر دو رکعت سلام بدهی.
متفق علیهدرحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم بر منبر است، مردی از ایشان در مورد حکم شرعی نماز شب و تعداد رکعت های آن سوال می کند و اینکه آیا باید آنها را با فاصله بخواند یا اینکه به هم وصل نماید. و در روایت صحیحین آمده است: "نماز شب چگونه است؟" رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مَثْنَى مَثْنَى»: «دو رکعت دو رکعت». و فایده ی تکرار، مبالغه در تاکید است. و چنانکه ابن عمر رضی الله عنه تفسیر می کند به این معناست که در هر دو رکعت سلام داده شود که البته نماز وتر از این مساله استثنا می باشد؛ بنابراین اگر سه یا پنج یا هفت رکعت وتر خواند، همه ی آنها را با هم می خواند و در رکعت آخر سلام می دهد. و در ادامه می فرماید: اگر احتمال طلوع فجر می رود، تنها یک رکعت بخواند و سلام دهد. و به این ترتیب رکعتی را به نماز شبش بیفزاید و تعداد رکعات را فرد (وتر) بگرداند. در ادامه نافع راوی حدیث خبر می دهد که ابن عمر رضی الله عنه می گفت: وتر را آخرين نماز خود قرار دهيد. و در روایت مسلم آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اجْعَلُوا آخِرَ صَلَاتِكُمْ بِاللَّيْلِ وِتْرًا»: «آخرين نماز خود را در شب، وتر قرار دهيد». یعنی نماز وتر را در پایان تهجدتان قرار دهید. سپس ابن عمر توضیح می دهد، اینکه گفت: «وتر را آخرين نماز خود قرار دهيد» اجتهاد او نیست بلکه حدیث نبوی می باشد. چنانکه در پایان می گوید: «زيرا رسول الله صلى الله عليه وسلم چنين امر نموده است». یعنی امر نموده که نماز وتر پایان دهنده ی نماز شب باشد؛ چنانکه نماز مغرب وترِ نماز روز و پایان دهنده ی آن می باشد، نماز وتر نسبت به نماز شب چنین وضعیتی دارد. و در روایتی آمده است: به ابن عمر گفته شد: «دو رکعت دو رکعت به چه صورت؟» یعنی: اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَثْنَى مَثْنَى» به چه معناست؟ و ابن عمر رضی الله عنه توضیح می دهد که منظور رسول الله صلی الله علیه وسلم این بوده که هر دو رکعت سلام داده شود. به عبارت دیگر دو رکعت خوانده شود و سپس سلام داده شود؛ آنگاه دو رکعت خوانده شود و سپس سلام داده شود؛ و به همین ترتیب عمل شود. و بیش از دو رکعت با یک سلام خوانده نشود.
از ابوایوب انصاری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «الْوِتْرُ حَقٌّ، فَمَنْ شَاءَ أَوْتَرَ بِسَبْعٍ، وَمَنْ شَاءَ أَوْتَرَ بِخَمْسٍ، وَمَنْ شَاءَ أَوْتَرَ بِثَلَاثٍ، وَمَنْ شَاءَ أَوْتَرَ بِوَاحِدَةٍ»: «وتر حق است؛ هرکس می خواهد هفت رکعت وتر بخواند و هرکس می خواهد پنج رکعت وتر بخواند و آنکه می خواهد سه رکعت وتر بخواند و کسی که می خواهد یک رکعت وتر بخواند».
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود«الوِتر حَقٌّ»: «الحَقُّ» به معنای ثبوت می آید یعنی در سنت ثابت است و نوعی تاکید می باشد. همچنین به معنای وجوب نیز می آید. اما در اینجا مراد از آن ثابت بودنش و تاکید مشروعیت آن است؛ چون دلایلی صریح دال بر عدم وجوب آن وجود دارد. از جمله حدیثی که شیخان از طلحه بن عبیدالله روایت کرده اند که می گوید: مردی اهل نجد نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد. و در ادامه حدیث را ذکر می کند تا آنجا که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خَمْسُ صَلَوَاتٍ فِي اليَوْمِ وَاللَّيْلَةِ»: «در شبانه روز، پنج نوبت نماز است». و مرد مذکور می گوید: آيا جز اين پنج وعده، نماز ديگری هم بر من واجب است؟ می فرماید: «لا، إِلا أنْ تَطَّوَّعَ»: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی نافله بخوانی». اگر وتر واجب می بود، آن را همراه نمازهای پنجگانه ذکر می کرد. دلیل دیگر بر عدم وجوب وتر آن است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خَمْسُ صَلَوَاتٍ كَتَبَهُنَّ اللَّهُ عَلَى العِبَادِ، فَمَنْ جَاءَ بِهِنَّ، لَمْ يُضَيِّعْ مِنْهُنَّ شَيْئًا اسْتِخْفَافًا بِحَقِّهِنَّ، كَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدٌ أَنْ يُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ»: «پنج نماز است که الله متعال بر بندگان خود واجب کرده است، هرکس آنها را به جای آورد و با سبک شمردن آنها، چيزی از آنها را ضايع نکند، الله متعال عهد نموده که او را وارد بهشت کند». از دلایل دیگر مبنی بر عدم وجوب آن، حدیثی است که شیخان از ابن عباس رضی الله عنهما روایت کرده اند که رسول الله صلی الله علیه وسلم معاذ را به سوی یمن فرستاد و به او فرمود: «فَأعْلِمْهُمْ أن اللهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَواتٍ في اليَوْمِ وَاللَّيْلَةِ»: «به آنها خبر بده که الله در شبانه روز، پنج نماز بر آنان فرض کرده است». و این از بهترین استدلال ها در این زمینه می باشد. چون فرستاده شدن معاذ به یمن، اندکی قبل از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده است. از دلایل دیگر اینکه از علی رضی الله عنه روایت است که می گوید: «الوِتر ليس بِحَتْمٍ»: «نماز وتر، حُکم نمازهای واجب را ندارد». بنابراین در اینجا مراد از «حَقٌّ» تاکید و بیان فضیلت و سنت موکده بودن وتر می باشد که چنین است. در ادامه می فرماید: «فَمَنْ شَاءَ أَوْتَرَ بِسَبْعٍ، وَمَنْ شَاءَ أَوْتَرَ بِخَمْسٍ» یعنی هرکس دوست دارد دو رکعت دو رکعت بخواند و در پایان یک رکعت وتر بخواند که اصل همین است؛ چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «صَلاةُ اللَّيْلِ مَثْنَى مَثْنَى»: «نماز شب، دو رکعت دو رکعت خوانده می شود». متفق علیه؛ و اگر این تعداد رکعات پشت سر هم و با یک سلام خوانده شود، جایز است. چنانکه از عمل رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت است. در مسند امام احمد (26486) از ام سلمه رضی الله عنها روایت است که می گوید: «رسول الله صلی الله علیه وسلم هفت و پنج رکعت وتر می خواند و بین رکعت ها با سلام و سخن گفتن فاصله نمی انداخت». و در سنن ابوداود (1359) از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: «رسول الله صلی الله علیه وسلم پنج رکعت وتر می خواند و در بین رکعت ها (برای تشهد) نمی نشست و تنها در رکعت آخر می نشست». «وَمَنْ شَاءَ أَوْتَرَ بِثَلَاثٍ»؛ یعنی دو رکعت نماز بخواند سپس سلام دهد و آنگاه یک رکعت بخواند. چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «صَلاةُ اللَّيْلِ مَثْنَى مَثْنَى»: «نماز شب، دو رکعت دو رکعت خوانده می شود». متفق عليه؛ و احتمال دارد مراد این باشد که هر سه رکعت با یک سلام و یک تشهد در رکعت پایانی خوانده شود؛ و این روش از رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت است چنانکه ابی بن کعب می گوید: «رسول الله صلی الله علیه وسلم در نماز وتر سوره ی "سبح اسم ربك الأعلى" و در رکعت دوم سوره ی "قل يا أيها الكافرون" و در رکعت سوم سوره ی "قل هو الله أحد" را می خواند. و جز در پایان این سه رکعت سلام نمی داد». روایت نسائی (1701). و از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در دو رکعت ابتدای وتر سلام نمی داد. روایت نسائی (1698). شیخ ابن عثیمین رحمه الله می گوید: «جایز است که نماز وتر سه رکعت، پنج رکعت، هفت رکعت و نه رکعت خوانده شود؛ اگر سه رکعت خوانده شود، به دو صورت می توان این سه رکعت را خواند که هر دو روش مشروع هستند؛ اینکه هر سه رکعت با یک تشهد خوانده شوند. و اینکه در پایان دو رکعت سلام داده شود و سپس یک رکعت خوانده شود». افضل این است که هر در دو رکعت سلام داده شود و پس از آن یک رکعت خوانده شود تا در مجموع نمازهایی که خوانده می شوند وتر باشند. چون هم با افزایش عمل همراه است و هم عمل رسول الله صلى الله عليه وسلم بیشتر چنین بوده است. «وَمَنْ شَاءَ أَوْتَرَ بِوَاحِدَةٍ» یعنی: و هرکس می خواهد تنها یک رکعت بخواند؛ و لو اینکه قبل از آن هیچ دو رکعتی نخوانده باشد.
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان با ما هشت رکعت به همراه وتر خواند. شب بعد که در مسجد جمع شدیم و در انتظار خروج ایشان بودیم، تا صبح به مسجد نیامد. صبح که شد نزد ایشان رفتیم و گفتیم: ای رسول خدا، امیدوار بودیم خارج شده و نزد ما بیایی و با ما نماز بخوانی. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «كَرِهْتُ أَنْ يُكْتَبَ عَلَيْكُمُ الْوِتْرُ»: «دوست نداشتم وتر بر شما واجب شود».
به روایت ابن خزیمهرسول الله صلی الله علیه وسلم به همراه اصحابش در مسجد هشت رکعت به همراه وتر می خواند. و این نماز در رمضان بوده است. در شب بعد صحابه در مسجد جمع می شوند با این گمان که رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شده و مانند شب گذشته با آنها نماز می خواند. به همین دلیل می گویند: «امیدوار بودیم خارج شده و نزد ما بیاید» تا با آنها نماز شب بخواند؛ اما صحابه تا صبح در مسجد انتظار می کشند و رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج نمی شود؛ تا اینکه صبح طلوع می کند و نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می روند تا علت عدم حضورش برای نماز خواندن با آنها را جویا شوند؛ بنابراین به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گویند: ای رسول خدا، امیدوار و مشتاق خروج شما بودیم تا همچون شب گذشته با ما نماز بخوانید؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «دوست نداشتم نماز وتر بر شما واجب شود». و به این ترتیب علت عدم خروجش را توضیح می دهد. و در روایتی آمده است: «خَشِيتُ أنْ تفْرَضَ عَلَيْكُمْ»: «ترسيدم که اين نماز بر شما فرض شود». و در لفظی آمده است: «خَشِيتُ أَنْ تُفْرَضَ عَلَيْكُمْ صَلَاةُ اللَّيْلِ»: «ترسيدم که نماز شب بر شما فرض شود». و این علتی بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم را از خارج شدن بازداشت؛ و این از رحمت و شفقت ایشان به امتش بود چنانکه الله متعال در توصیف ایشان می فرماید: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ» [توبه: 128] « یقیناً پیامبری از [میان] خود شما به سوی تان آمد که رنج دیدن تان بر او [گران و] دشوار است و بر [هدایت] شما سخت اصرار دارد و [نسبت] به مؤمنان، دلسوز [و] مهربان است». اصل این حدیث در صحیحین می باشد که عایشه رضی الله عنها روایت می کند: شبی رسول الله صلى الله عليه وسلم در دل شب خارج شد و در مسجد نماز خواند؛ و مردانی با ایشان در نماز شریک شدند و صبح آن روز مردم در این مورد با هم سخن گفتند که در اثر آن جمعیت بیشتری جمع شد و همراه ایشان در شب بعد نماز خواندند. صبح که شد مردم در این مورد با هم سخن گفتند؛ و در شب سوم جمعیت حاضر در مسجد بیشتر شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شد و با ایشان نماز خواند. چون شب چهارم فرا رسید، مسجد گنجایش نمازگزاران را نداشت، اما رسول الله صلی الله علیه وسلم تا نماز صبح خارج نشد؛ وقتی برای نماز صبح خارج شد و نماز صبح را خواند، رو به مردم کرد و بعد از گفتن شهادتین فرمود: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّهُ لَمْ يَخْفَ عَلَيَّ مكانَكم، لَكِنِّي خَشِيتُ أَنْ تُفْرَضَ عَلَيْكُمْ، فَتَعْجَزُوا عَنْهَا»: «اما بعد، وضعیت شما بر من پنهان نماند، ولی ترسيدم که (در صورت استمرار، نماز شب) بر شما فرض گردد و شما از عهده ی آن بر نياييد».
از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم به من فرمود: «يَا عبْدَاللَّه، لا تَكُنْ مِثل فُلانٍ، كَانَ يقُومُ اللَّيْلَ، فَتَركَ قِيامَ اللَّيْلَ»: «ای عبدالله، مانندِ فلانی نباش که نماز شب می خوانْد، ولی پس از مدتی آن را ترک کرد».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم عبدالله بن عمر رضی الله عنه را از ترک نماز شب مانند فلان کس، بر حذر می دارد و اسم او را نمی برد تا پرده پوشی رعایت شود. و شایسته ی هر مسلمانی است که از افراط در عبادت پرهیز کند و خود را مکلف به طاعاتی نکند که از توانش خارج است؛ وگرنه دین بر او غلبه می کند چون دارای اعمال و طاعات زیادی می باشد و پایان کار او ناتوانی و بریدن است. چون الله متعال با رحمت و آسانگیری بر بندگانش، وظایفی را در وقت های مختلف واجب کرده است؛ و چون انسان تصمیم بگیرد، عمل وی مداوم می شود و می تواند با درنگ و آسانی از پس ادای همه ی حقوق برآید؛ حق الله و حق نفس و حق خانواده و حق دوستان؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ أَحَبَّ الأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ أَدْوَمُهَا وَإِنْ قَلَّ»: «محبوب ترین اعمال نزد الله متعال، عملی است که مداوم و همیشگی باشد، هرچند اندک باشد». بنابراین شایسته هر مسلمانی است که برنامه ی ایمانی شبانه ای به اندازه ی توان خود داشته باشد.
از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَا أَهْلَ الْقُرْآنِ، أَوْتِرُوا، فَإِنَّ اللَّهَ وِتْرٌ، يُحِبُّ الْوِتْرَ»: «ای اهل قرآن، نماز وتر بخوانید که الله وتر (فرد) است و (نماز) وتر را (که تعداد رکعات آن فرد است) دوست دارد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمداین حدیث شریف به اهل قرآن که اهل الله و خاصان او هستند، امر می کند که نماز وتر را بخوانند؛ چون الله متعال در ذات و صفات و افعالش فرد و یکتا و یگانه است و وتر و فرد را دوست دارد. مراد از اهل قرآن، عموم مومنان است؛ مومنانی که قرآن می خوانند و آنان که قرآن نمی خوانند. هرچند مومنانی که قرآن می خوانند سزاوارتر به خطاب وارده در این حدیث می باشند. و خطابی رحمه الله می گوید: مراد از اهل قرآن، قاریان و حافظان قرآن است؛ و به دلیل شرافت بیشتر و توجه آنها به قرآن، به طور مشخص ذکر شده اند. بنابراین شایسته ی اهل قرآن است که به نماز وتر توجه داشته باشند. هرچند عنایت به آن از همه خواسته شده است، اما اهل قرآن مزیتی بر دیگران دارند، چون آنها الگو هستند و از علمی برخوردارند که آنان را به شتاب در انجام طاعات و عباداتی فرا می خواند که نزد دیگران نیست؛ لذا امر مذکور در حق آنها تاکید بیشتری دارد.
از قیس بن طلق روایت است که می گوید: در روزی از روزهای رمضان، طلْق بن علی را ملاقات کردیم که نزد ما مانده و با ما افطار کرد؛ آن شب را برخاست و برای ما نماز گزارد و وتر خواند. سپس به مسجدش رفت و با اصحابش نماز خواند تا اینکه تنها نماز وتر باقی ماند که برای ادای آن مردی را امام کرد و گفت: برای دوستانت وتر بخوان؛ من از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود: «لَا وِتْرَانِ فِي لَيْلَةٍ»: «در یک شب دو نماز وتر نیست».
به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددر این حدیث صحابه ی بزرگوار طلق بن علی رضی الله عنه از عمل خود خبر می دهد که در ابتدای شب با اهل خود نماز وتر می خواند، سپس با قوم خود نماز خوانده و برای آنها وتر نمی خواند و کسی دیگر را برای امامت وتر جلو می فرستد؛ چون از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده که از دو بار خواندن نماز وتر در یک شب نهی کرده است.
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ نَامَ عَنْ وِتْرِهِ أَوْ نَسِيَهُ، فَلْيُصَلِّهِ إِذَا ذَكَرَهُ»: «هرکس از خواندن نماز وتر خواب ماند یا آن را فراموش کرد، هرگاه به یاد آورد، آن را بخواند».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدهرکس از نماز وتر خواب بماند تا اینکه صبح شود یا آن را فراموش کند، بعد از طلوع فجر آن را با نیت ادا و نه قضایی بخواند. این حدیث شریف بیانگر جواز خواندن نماز وتر و لو بعد از طلوع فجر دوم می باشد و این برای کسی است که فراموش کرده نماز وتر بخواند یا از آن خواب مانده است، چون در این دو صورت شرعا معذور می باشد.