





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: این سنت (پیامبر) است که هرگاه مؤذن در اذان صبح «حَىَّ عَلَى الْفَلاَحِ»: «بشتابید بسوی رستگاری» گفت، (پس از آن) «الصَّلاَةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ»: «نماز بهتر از خواب است» بگوید.
به روایت ابن خزیمه - به روایت بیهقی - به روایت دارقطنیاین حدیث شریف بیان می دارد که اذان نماز صبح، با جمله ای مخصوص آن همراه است که در اذان سایر نمازها گفته نمی شود و آن «الصلاة خیر من النوم» می باشد؛ و پس از «حی علی الفلاح» گفته می شود.
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: «رسول الله صلی الله علیه وسلم میان نماز مغرب و عشاء جمع نمود، به این صورت که مغرب را سه رکعت و عشاء را دو رکعت با یک اقامه خواند».
به روایت مسلماین حدیث از عمل رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که وقتی از عرفه به سمت مزدلفه خارج شد و شبانگاه به مزدلفه رسید، نماز عشاء و مغرب را جمع نمود و در یک وقت ادا کرد. و نماز عشاء را قصر نموده و دو رکعت خواند. و این دو نماز را با یک اذان و برای هر نماز یک اقامه ادا کرد.
از عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه روایت است که می گوید: ای رسول خدا، مرا امام (پیشنماز) قومم گردان؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَنْتَ إِمَامُهُمْ، وَاقْتَدِ بِأَضْعَفِهِمْ، وَاتَّخِذْ مُؤَذِّنًا لَا يَأْخُذُ عَلَى أَذَانِهِ أَجْرًا»: «تو امام (پيشنماز) آنان هستی و در امامت، حال ضعيف ترین شان را رعايت کن و (برای اعلام وقت نماز) مؤذنی را انتخاب کن که در مقابل اذانش، اجرتی دريافت نکند».
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمداین حدیث به ما خبر می دهد که هرکس در خود شایستگی امامت و پیشنمازی مردم را ببیند، می تواند از ولی امر و حاکم تقاضا کند او را پیشنماز نماید. البته این مسئله با درخواست امارت تفاوت دارد، زیرا از درخواست امارت و فرماندهی نهی شده است. اما پیشنماز باید حال مقتدیان پیر، ضعیف و ناتوانش را در نظر بگیرد و رعایت کند و بر آنها سخت نگیرد. و در انتخاب مؤذن نیز، مؤذنی را برگزیند که تنها برای رضای الله متعال اذان بگوید، تا عملش به اخلاص نزدیک تر باشد، اما چنانچه مؤذنی پیدا نشد که بی اجرت اذان دهد، امام می تواند از بیت المال رزقی برای وی تعیین کند.
از جابر بن سمره رضی الله عنه روایت است که می گوید: «مؤذن رسول الله صلی الله علیه وسلم صبر می کرد و اقامه را نمی گفت، تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم را می دید که خارج شده است، آنگاه با دیدن ایشان اقامه می گفت».
به روایت مسلمحدیث مذکور بیان می کند که حق تعیین زمان گفتن اقامه با امام است، زیرا در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم مؤذن وقتی اقامه می گفت که ایشان (از خانه) خارج می شد (و به مسجد می آمد).
از عامر بن ربیعه رضی الله عنه روایت است که می گوید: شبی تاریک همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سفری بودیم و نمی دانستیم قبله در کدام سو قرار دارد، در نتیجه هریک از ما به سویی نماز خواند. چون صبح شد این مساله را برای رسول الله صلی الله علیه وسلم ذکر نمودیم، پس این آیه نازل شد: «فَأينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ» [بقره: 115] «پس به هر سو رو کنید، آنجا وجه الله [قبله] است».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذیرسول الله صلی الله علیه وسلم همراه اصحابش در سفری بودند و شب تیره و تار بود و در مورد جهت قبله مطمئن نبودند، درنتیجه هریک به اجتهاد و رأی خود به سویی نماز خواند. صبح که شد متوجه شدند به سویی جز قبله نماز خوانده اند؛ و این مساله را با رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان گذاشتند، پس الله متعال این آیه را نازل کرد: «وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ) [بقره: 115] «مشرق و مغرب، از آنِ الله است؛ پس به هر سو رو کنید، آنجا وجه الله [قبله] است».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه سلم فرمودند: «ما بَيْن المَشْرِق والمَغْرِب قِبْلة»: «قبله، ما بین مشرق و مغرب است».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت مالک«ما بَيْن المَشْرِق والمَغْرِب قِبْلة»؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می فرماید که ما بین جهت مشرق و مغرب قبله ی نمازگزاران است؛ البته این خطاب متوجه اهل مدینه و کسانی است که هم جهت ایشان هستند؛ زیرا آنها در شمال کعبه قرار دارند و قبله نسبت به اهل مدینه و اهل شام که به موازات آنها قرار دارند و اهل شمال، ما بین مشرق و مغرب است؛ یعنی باید رو بسوی جنوب نمایند تا متوجه کعبه باشند؛ اما یمن و دیگر سرزمین هایی که در جهت جنوب قرار دارند باید در میان مشرق و مغرب رو به طرف شمال نمایند. اما قبله نسبت به اهل مشرق و مغرب، ما بین شمال و جنوب است، زیرا جهت های اصلی عبارتند از: شمال، جنوب، مشرق و مغرب. پس چنانچه نمازگزار در جهت شرق و یا غرب کعبه باشد، قبله ی او ما بین شمال و جنوب است. و اگر در شمال یا جنوب کعبه باشد، قبله اش بین مشرق و مغرب می باشد. و این از آسانگیری الله متعال بر بندگانش است؛ زیرا اگر از آنها می خواست که به عین کعبه روی آورند، نماز هیچکس پذیرفته نمی شد. در نتیجه برای کسی که از کعبه دور است و آن را نمی بیند، انحراف اندک از کعبه تاثیری نخواهد داشت، مادامی که پشت یا پهلو به کعبه نباشد.
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که می گوید: درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم با اصحابش نماز می خواند، ناگاه کفش هايش را از پا درآورد و آنها را در سمت چپش گذاشت. چون مردم اين صحنه را ديدند، آنها نيز کفش های شان را از پا درآوردند. وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نمازش را تمام نمود، فرمود: «ما حَمَلَكُمْ على إِلقَاءِ نِعَالِكُم»: «چرا کفش های تان را درآورديد؟» گفتند: ديديم که کفش هايت را درآوردی، ما هم آنها را درآورديم. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إن جبريل -صلى الله عليه وسلم- أتَانِي فأخْبَرنِي أن فيهما قَذَرًا -أو قال: أَذًى-»: «جبرئيل صلی الله علیه وسلم نزد من آمد و به من خبر داد که بر کفش های من نجاست و پليدی است». سپس فرمود: «إذا جاء أحدكم إلى المسجد فلينظر: فإن رَأى في نَعْلَيه قَذَرا أو أَذًى فَلْيَمْسَحْه وليُصَلِّ فيهما»: «هرگاه کسی از شما به مسجد آمد، دقت کند اگر پلیدی و نجاستی در کفش هایش ديد، باید آن را بر زمين بمالد و سپس در آنها نماز بخواند».
به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیروزی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای اصحابش امامت می داد؛ ناگهان در اثنای نماز کفش هایش را درآورد و آنها را در سمت چپ خود قرار داد. وقتی صحابه رضی الله عنهم این صحنه را مشاهده نمودند، آنها نیز به پیروی از رسول الله صلی الله علیه وسلم کفش های شان را درآوردند؛ زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از نماز فارغ شد و رو به اصحابش نمود، آنها را در حالت و وضعیتی مشاهده نموده که به هنگام وارد شدن به نماز نداشتند؛ در نتیجه دلیل درآوردن کفش های شان را سؤل نمود. آنها در پاسخ گفتند: «دیدیم شما کفش های تان را درآوردید، ما نیز چنین کردیم». یعنی: به پیروی از شما چنین کردیم؛ چون گمان می کردند نماز خواندن با کفش نسخ شده است. این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم دلیل درآوردن کفش هایش را برای آنان بیان کرده و فرمود: «جبرئیل علیه السلام نزد من آمد و به من خبر داد که بر کفش هایم نجاست و یا پلیدی است»؛ یعنی: درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز می خواند، جبریل نزد ایشان آمده و به ایشان خبر می دهد که نماز خواندن در کفش هایی که به پا دارد صحیح نیست، زیرا بر کفش های ایشان نجاست یا پلیدی است - شک از راوی است -؛ آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «هرگاه کسی از شما به مسجد آمد، دقت کند اگر پلیدی و نجاستی در کفش هایش ديد، باید آن را بر زمين بمالد و سپس در آنها نماز بخواند»؛ یعنی هرکس می خواهد با کفش وارد مسجد شود و با کفش نماز بخواند، باید به زیر آنها نگاه کند، اگر نجاست و یا پلیدی در آن مشاهده نمود، آن را به زمین یا چیز دیگری بمالد تا از بین برود؛ سپس با آنها نماز بخواند. و به این معنا نیست که حتما باید در کفش نماز بخواند، بلکه می تواند گاه در کفش و گاه بدون کفش نماز بخواند، اما چنانچه می خواست با کفش نماز بخواند، باید ابتدا از نظافت و تمیزی آنها مطمئن شود، سپس اگر خواست در آنها نماز بخواند. و اگر کسی نمازش را شروع نمود اما متوجه نجاست موجود در کفش، دستار، عرقچین یا لباسش نبود و در اثنای نماز متوجه آن شد، بلافاصله آن را درآورد؛ و اگر پیراهن یا شلوارش نجس بود و امکان درآوردن آن با حفظ پوشیدگی عورت وجود داشت، چنین کرده و به نمازش ادامه دهد و نیازی به اعاده نماز نیست، اما چنانچه درآوردن آن لباس یا شلوار با کشف عورتش همراه بود، در این صورت باید نمازش را قطع نموده و عورتش را بپوشاند و دوباره نماز بخواند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إذا وَطِئَ الأَذَى بِخُفَّيْه، فَطَهُورُهُمَا التُّرَاب»: «هرگاه کسی با موزه هایش نجاست و پلیدی را لگد نمود، پاک کردن آنها به وسیله ی خاک می باشد».
به روایت ابوداووداگر انسان موزه یا کفش یا چیز دیگری پوشید که با آن پاها پوشیده می شود، سپس نجاستی را لگد کرد و با همان کفش یا موزه ی نجس در مکان پاکی راه رفت، یا آن را با مالیدن به خاک پاک نمود، موزه هایش پاک می گردد و نماز خواندن با آنها جایز است.
از عبدالله بن شِخِیر رضی الله عنه روایت است که می گوید: درحالی رسول الله صلی الله علیه وسلم را در نماز دیدم که از شدت گریه از سینه اش صدایی چون صدای آسیاب به گوش می رسید.
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدعبدالله بن شخیر رضی الله عنه خبر می دهد که درحالی رسول الله صلی الله علیه وسلم را در نماز دیده که صدایی چون صدای آسیاب از ایشان به گوش می رسید؛ زیرا وقتی آسیاب برای آرد کردن گندم می چرخد، صدایی از آن ساطع می شود و این صحابه ی جلیل القدر صدای گریه رسول الله صلی الله علیه وسلم در نماز را به صدای آسیاب تشبیه می کند. و این حال و وضع رسول الله صلی الله علیه و سلم با پروردگارش بود؛ این درحالی بود که الله متعال گناهان گذشته و آینده ایشان را آمرزیده بود، با این همه بیش از هر کسی از الله می ترسید و از همه پرهیزگارتر بود؛ و این به دلیل کمال شناختی بود که نسبت به پروردگارش داشت.