





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا يُجْمَعُ بَيْنَ الْمَرْأَةِ وَعَمّتِهَا، وَلا بَيْنَ الْمَرْأَةِ وَخَالَتِهَا»: «بین زن و عمه اش و بین او و خاله اش جمع نمی شود».
متفق علیهشریعت اسلامی پیام آور خیر و صلاح بوده و با هر ضرر و زیان و فسادی سر جنگ دارد؛ چنانکه به الفت و محبت و دوستی تشویق نموده و از دوری و بریدن از هم و دشمنی و عداوت نهی کرده است. زمانی که شارع جهت مصالحی تعدد همسران را مباح نمود و از طرفی غالبا چند همسری با عداوت و دشمنی میان همسران همراه است و این به خاطر غیرت زنانه در این زمینه می باشد، از اینکه تعدد در بین نزدیکان باشد نیز نهی نمود تا مبادا نزدیکان و خویشاوندان از یکدیگر بریده و پیوندشان قطع گردد. بنابراین از اینکه کسی با دو خواهر همزمان ازدواج کند یا اینکه با دختر و عمه اش همزمان ازدواج شود یا با دختر و خاله اش همزمان ازدواج گردد و موارد مشابه، نهی می کند. و ضابطه ی تشخیص زنانی که جمع کردن بین آنها روا نیست، این است که اگر یکی از دو زن مذکر فرض شود و دیگری مونث، ازدواج این مذکر با آن مونث از نگاه نسبی حرام باشد. و در این صورت جمع بین دو زن جایز نیست. این حدیث عام بودن این آیه را تخصیص می دهد که می فرماید: «وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ» [نساء: 24] «و غیر از اینها [که گفته شد،] برایتان حلال است».
از زینب دختر ابوسلمه روایت است که می گوید: یکی از بستگان ام حبیبه فوت شد، پس خوشبویی خواست و از آن در قسمت ساعدهایش استفاده کرد و گفت: این کار را انجام می دهم چون از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود: «لا يَحِلُّ لامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاَللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَنْ تُحِدَّ عَلَى مَيِّتٍ فَوْقَ ثَلاثٍ، إلاَّ عَلَى زَوْجٍ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً»: «برای زنی که به الله و روز قیامت ایمان دارد، حلال نیست بیش از سه روز بر میتی ترک زینت کند مگر برای شوهرش که چهار ماه و ده روز باید ترک زینت نماید».
متفق علیهپدر ام حبیبه فوت می شود و ام حبیبه شنیده که از ترک زینت برای بیش از سه روز نهی شده است مگر اینکه میت شوهر انسان باشد. بنابراین می خواهد به این حکم شرعی جامه ی عمل بپوشاند؛ لذا خوشبویی و عطری مخلوط با زعفران می خواهد و ساعدهایش را با آن مسح می کند و سبب استفاده از این خوشبویی را بیان می کند؛ اینکه از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده است: «برای زنی که به الله و روز قیامت ایمان دارد، حلال نیست بیش از سه روز بر میتی ترک زینت کند مگر برای شوهرش که چهار ماه و ده روز باید ترک زینت نماید».
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «لا يمَنَعَنَّ جارٌ جارَهُ أَنْ يغْرِزَ خَشَبَةً في جِدارِهِ»: «هيچ همسايه ای، همسايه اش را از کوبيدن ميخ به ديوار مشترک شان منع نکند». سپس ابوهريره رضی الله عنه گفت: چرا شما را از عمل به اين حديث روی گردان می بینم؟ به الله سوگند که من اين ميخ را به شانه های تان می کوبم. (کنايه از عمل به اين حديث است.)
متفق علیههمسایگان حقوقی نسبت به هم دارند که رعایت آنها واجب است؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم به ارتباط با همسایه تشویق می کند و یادآور می شود که همواره جبریل ایشان را در مورد همسایه توصیه کرده است تا جایی که گمان برده همسایه از همسایه ارث خواهد برد؛ چراکه حق و حقوق همسایه زیاد بوده و نیکی به او واجب است. بنابراین باید در بین همسایگان رفتار مسالمت آمیز و برخورد نیکو حاکم باشد و حقوق همسایگی رعایت شود و همسایگان از شر گفتار و کردار هم در امان باشند. از مصادیق همسایگی خوب و رعایت حق همسایگی، این است که همسایگان در مواردی که ضرر و زیان زیادی را متوجه آنها نمی کند و برای همسایه منفعتی را به دنبال دارد، رفتاری توام با بذل و بخشش و تسامح داشته باشند؛ چنانکه اگر همسایه خواست میخی به دیوار همسایه اش بکوبد، در صورتی که نیازی به این کار داشت و از کوبیدن میخ، ضرری متوجه صاحب دیوار نمی شد، بر صاحب دیوار واجب است به همسایه اش اجازه دهد میخی به دیوارش بکوبد که از آن منفعتی حاصل نموده و به آن نیاز دارد و از طرفی ضرری متوجه صاحب دیوار نمی شود؛ و اگر اجازه ندهد، حاکم او را مجبور به اجازه دادن می کند. اما اگر ضرری در میان باشد یا اینکه نیازی به این کار نباشد، ضرر با ضرری مانند آن بر طرف نمی شود؛ چراکه اصل در حق مسلمان، ممنوعیت آن است و اجازه دادن بر وی واجب نیست. به همین دلیل وقتی ابوهریره رضی الله عنه مراد شارع از این سنت موکد را می داند، اعراض و روی گردانی آنها از عمل به آن را منکر می شود و تهدید می کند که آنها را به اقامه ی آن ملزم می گرداند؛ چون همسایه حقوقی دارد که الله متعال فرض نموده و رعایت آنها واجب می باشد. و علما اجماع دارند که در صورت ایجاد ضرر و زیان برای همسایه، کوبیدن میخ به دیوار او روا نیست مگر اینکه به این کار اجازه دهد. و دلیل آن این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد که می فرماید: «لا ضَرَرَ وَلا ضِرَارَ»: «هيچ ضرری را برای خود و ديگران نخواهيد».
از عبدالله بن یزید خطمی انصاری رضی الله عنه روایت است که می گوید: براء برای من روایت نمود - و او دروغگو نیست - که چون رسول الله صلى الله عليه وسلم "سمع الله لمن حمده" می گفت، هیچیک از ما پشتش را خم نمی کرد تا اینکه رسول الله صلى الله عليه وسلم را در سجده می یافت؛ آنگاه بعد از او به سجده می رفتیم.
متفق علیهبراء رضی الله عنه این صحابه ی راستگو ذکر می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز را برای اصحابش امامت می داد و افعال مامومین در هر انتقالی بعد از آن بود که انتقال رسول الله صلی الله علیه وسلم کامل می شد، چنانکه هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم سر از رکوع برمی داشت و می گفت: "سمع الله لمن حمده"، صحابه بعد از ایشان سر از رکوع بر می داشتند و چون رسول الله صلی الله علیه وسلم به سجده می رفت و به زمین می رسید، بعد از او به سجده می رفتند.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: هرگاه کسی در عضوی از بدنش دردی داشت يا زخمی چرکين و يا جراحتی برمی داشت، - آن گونه که راوی حديث، سفيان بن عيينه نشان داد و انگشتِ اشاره اش را (پس از خيس کردن با آب دهان) بر زمين ماليد و سپس آن را بلند کرد - رسول الله صلى الله عليه وسلم با انگشت خود همين کار را می کرد (و آن را بر محلّ درد يا زخم می کشيد) و می فرمود: «بِسمِ اللهِ، تُرْبَةُ أرْضِنَا، بِرِيقَةِ بَعْضِنَا، يُشْفَى بِهِ سَقِيمُنَا، بإذْنِ رَبِّنَا»: «به نام الله؛ بيمارمان با اين خاک (که) با آب دهانِ يکی از ما (آغشته است)، به فرمان پروردگارمان بهبود می يابد».
متفق علیهچون کسی بیمار یا زخمی می شد و جراحتی بر می داشت، رسول الله صلی الله علیه وسلم مقداری از آب دهانش را بر انگشت سبابه اش قرار می داد و به خاک می مالید و اندکی خاک بر می داشت و با آن محل زخم یا درد را مسح می کرد و می فرمود: «بِسمِ اللهِ، تُرْبَةُ أرْضِنَا، بِرِيقَةِ بَعْضِنَا، يُشْفَى بِهِ سَقِيمُنَا، بإذْنِ رَبِّنَا»: «به نام الله؛ بيمارمان با اين خاک (که) با آب دهانِ يکی از ما (آغشته است)، به فرمان پروردگارمان بهبود می يابد».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: سنت این است که اگر بعد از زنی بیوه، با دختر باکره ای ازدواج شود، هفت شب نزد وی سپری شود و پس از آن نوبت بین آنها تقسیم شود. و اگر با زن بیوه ای ازدواج گردد، سه شب نزد او سپری شود و آنگاه نوبت بین همسران تقسیم شود. ابوقلابه می گوید: اگر بخواهم می گویم: انس آن را از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده است.
متفق علیهسنت این است که چون بعد از ازدواج با زنی بیوه، با دختر باکره ای ازدواج شود، هفت شب نزد وی سپری شود تا دختر باکره با شوهر انس و الفت بگیرد و وحشت و خجالت وی از بین برود چون تازه ازدواج کرده است؛ آنگاه شوهر نوبت شب را به صورت مساوی بین همسرانش تقسیم کند. و اگر با زنی بیوه ازدواج نمود، سه شب نزد وی می ماند چون نیاز وی مانند دختر باکره نیست. و این مساله در حدیثی وارد شده که حکم رفع دارد؛ چون وقتی راویان بگویند: سنت این است؛ مقصودشان جز سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیست. بر همین اساس است که ابوقلابه که از انس روایت می کند، می گوید: «اگر بخواهم می گویم: انس آن را از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده است». چون نزد من با لفظ «من السنة = سنت است» روایت شده است. و رفع و حدیث مرفوع به معنای منسوب بودن آن به رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد. و مانند این قول راوی است که می گوید: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم.
رسول الله صلى الله عليه وسلم در مورد دختر حمزه فرمودند: «لاَ تَحِلُّ لِي، يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعِ مَا يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ، وَهِيَ ابْنَةُ أَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ»: «او برای من حلال نیست؛ در اثر رضاعت و شیرخوارگی محرمیتی به وجود می آید که در ارتباط نسبی وجود دارد؛ و او دختر برادر رضاعی من می باشد».
متفق علیهعلی بن ابی طالب رضی الله عنه رسول الله صلی الله علیه وسلم را به ازدواج با دختر عموی شان حمزه تشویق می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی خبر می دهد: دختر حمزه برای ایشان حلال نیست چون برادرزاده ی رضاعی ایشان است. و رسول الله صلی الله علیه وسلم با عموی بزرگوارش حمزه رضی الله عنه هر دو از ثویبه کنیز آزاد شده ی ابولهب شیر خوردند؛ و به این ترتیب برادر رضاعی هم بودند. و به سبب رضاعت و شیرخواگی همان محرمیتی ایجاد می شود که در اثر ولادت ایجاد می گردد.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: همواره رسول الله صلی الله علیه وسلم به روزه گرفتن دوشنبه و پنج شنبه پایبند بود.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت احمدام المومنین عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم همیشه به روزه گرفتن دوشنبه و پنج شنبه پایبند بود. چون در این دو روز اعمال انسان به الله متعال عرضه می شوند و رسول الله صلی الله علیه وسلم دوست داشت درحالی عملش عرضه شود که روزه است. و چنانکه در احادیث دیگر آمده است، دلیل دیگر این بود که الله متعال در این دو روز همه ی مسلمانان را مورد مغفرت و آمرزش خود قرار می دهد جز کسانی که با هم دشمنی و عداوت دارند.
از ابوسعيد خدری رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم از جن و چشم انسان به الله پناه می بُرد تا اينکه مُعَوّذَتين (=سوره های «فلق» و «ناس») نازل شد؛ از آن پس با تلاوت اين دو سوره به الله پناه می بُرد و ساير عبارت ها را ترک نمود.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائیچنانکه در حدیث مذکور آمده است، رسول الله صلی الله علیه وسلم از شر جن و چشم زخم انسان حسود از طریق دعاها و اذکار به الله پناه می جست و می فرمود: «أعوذ بالله من الجان وعين الإنسان»: «به الله پناه می برم از جن و چشم انسان». تا اینکه معوذتین نازل شد و از آن پس اغلب با این دو سوره به الله متعال پناه می برد و سایر دعاها و اذکار و رقیه ها را ترک می کرد. چون این دو سوره در دو بخشِ: "کسی که به او پناه برده می شود و آنچه از آن پناه برده می شود" جامع و مانع بود.