





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد نگاه کردن به اطراف در نماز سوال کردم؛ فرمود: «هُوَ اخْتِلاَسٌ يَخْتَلِسُهُ الشَّيْطَانُ مِنْ صَلاَةِ العَبْدِ»: «آن نوعی سرقت شيطان از نماز بنده است».
به روایت بخاریعایشه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد حکم نگاه کردن به اطراف در نماز سوال می کند که آیا در نماز اثری دارد و ضرری به آن می رساند؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایشان توضیح می دهد که این کار نوعی سرقتِ با سرعت و مخفیانه ی شیطان از نماز بنده است تا نمازش را خدشه دار کرده و از ثواب و پاداش آن بکاهد.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در لباسی كه دارای نقش و نگار بود، نماز خواند و نظرش به نقشهای آن افتاد. پس از اتمام نماز فرمود: «اذْهَبُوا بِخَمِيصَتِي هَذِهِ إِلَى أَبِي جَهْمٍ، وَأْتُونِي بِأَنْبِجَانِيَّةِ أَبِي جَهْمٍ، فَإِنَّهَا أَلْهَتْنِي آنِفًا عَنْ صَلاتِي»: «اين لباس را به ابوجهم بدهيد و لباس خشن و بی نقش و نگار او را برای من بياوريد. زيرا اين نقش و نگارها، توجه مرا از نماز به سوی خود جلب كرد». [خمیصة: لباس و جامه ای مربع شکل دارای خط های رنگارنگ می باشد.] و در روایتی آمده است: «كُنتُ أَنظُرُ إلى عَلَمِها، وأنا في الصَّلاةِ، فأخافُ أنْ تَفتِنَنِي»: «در حین نماز به نقش های آن نگاه کردم و ترسیدم که مرا به فتنه بیندازند».
متفق علیهابوجهم به رسول الله صلی الله علیه وسلم جامه ای رنگارنگ هدیه می دهد؛ از اخلاق نیک رسول الله صلی الله علیه وسلم بود که چون هدیه ای به ایشان داده می شد، می پذیرفت، تا دل هدیه دهنده را به دست آوَرَد؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم هدیه اش را پذیرفت و آن را پوشید و در آن نماز خواند؛ اما چون رنگارنگ بود و توجه را به خود جلب می کرد، توجه رسول الله صلی الله علیه وسلم را به خود جلب نمود و ایشان را از حضور کامل در نماز محروم نمود. بنابراین دستور داد تا این جامه ی رنگارنگ را به ابوجهم بازگردانند؛ و برای اینکه ابوجهم از پس فرستادن هدیه ناراحت نشود و قلبش آرام بگیرد، به آنان دستور داد که جامه ی ابوجهم را برای ایشان بیاورند که رنگارنگ و مزین نبود.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به ساختن مساجد در محله ها و نظافت و خوشبویی امر نمود.
به روایت ابوداوودرسول الله صلی الله علیه وسلم دستور می دهد تا در محله ها مسجد ساخته شود؛ به این معنا که در هر کوی و برزن مسجدی باشد؛ و اینکه نظافت و پاکیزگی در آنها رعایت شود و از هرگونه آشغال و پلیدی پاکیزه بمانند و بوهای خوش مانند بخور در آنها جریان یابد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که حَسَّان در مسجد مشغول شعر خواندن بود که عمر از کنارش گذشت و با گوشه ی چشم به او نگاه کرد (که شعر نخوان.) حسان گفت: زمانی که فردی بهتر از تو در اين مسجد بود، شعر می خواندم. آنگاه حسان به ابوهريره نگاه کرد و گفت: تو را به الله سوگند، آيا شنيدی که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَجِبْ عَنِّي، اللَّهُمَّ أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ؟»: «ای حسان، از طرف من به مشرکين پاسخ بده؛ یا الله، حسان را توسط جبرئيل ياری کن؟». ابوهريره گفت: بله.
به روایت مسلمحسان رضی الله عنه درحالی مشغول شعر خواندن در مسجد است که عمر رضی الله عنه نیز حضور دارد؛ و به حسان نگاهی از روی انکار می اندازد؛ وقتی حسان متوجه این مساله می شود به عمر می گوید: من زمانی در مسجد شعر می خواندم که کسی بهتر از تو در آن بود؛ سپس ابوهریره را گواه می گیرد و از او می خواهد که در مورد شعر خواندن حسان در مسجد و در حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم گواهی دهد و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم این کارش را تایید نموده و بلکه بدان تشویق کرده است؛ و به ابوهریره می گوید: تو را به الله سوگند می دهم، آیا از رسول الله صلی الله علیه وسلم نشنیدی که فرمود: «ای حسان، از طرف رسول الله صلی الله علیه وسلم پاسخ آنان را بده». یعنی پاسخ شعرای مشرکین را با شعر خود بده و آنها را هجو نموده و به این ترتیب از رسول الله صلی الله علیه وسلم دفاع کن و دینش را یاری نما؛ آیا از او نشنیدی که فرمود: «یا الله حسان را با روح القدس یاری فرما». یعنی با قدرتِ روح القدس او را یاری کن و به او شعری الهام کن که همچون تیر بر دشمنان اسلام اثر داشته باشد؟ و ابوهریره سخنان حسان را تایید می کند و با پاسخ مثبت می گوید: شنیدم که در مسجد و در حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم شعر می خوانی و شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم همین سخنان را در مورد تو فرمود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً يَنْشُدُ ضَالَّةً في المَسْجِدِ فَلْيَقُلْ: لا رَدَّها اللهُ عَلَيْكَ، فإنَّ المَسَاجِدَ لَمْ تُبْنَ لِهذَا»: «هرکه از کسی شنيد در مسجد گم شده ای را اعلام می کند، بگويد: الله آن را به تو برنگرداند؛ زيرا مساجد برای اين کار ساخته نشده اند».
به روایت مسلمحدیث ابوهریره رضی الله عنه توصیه می کند که هرکس به وسیله ی مسجد حیوان گمشده اش را جستجو کند، به وی گفته می شود: الله آن را به تو بازنگرداند. یا هرگز آن را نیابی؛ - چنانکه در روایتی آمده است.- تا به سبب ترک تعظیم مسجد تنبیه شود. و در ادامه رسول الله صلی الله علیه وسلم علت این مساله را بیان می کند که مساجد برای چنین کارهای ساخته نشده اند؛ بلکه برای ذکر و یاد الله و نماز و علم و گفتگو در امور خیر و موارد مشابه بنا شده اند؛ و از آنجایی که چنین شخصی کاری را در محل خودش انجام نمی دهد، دعا نمودن برای پیدا نکردن گمشده اش مناسب او می باشد؛ تا مجازات و تنبیهی باشد که دیگر چنین کاری نکند. حدیث مذکور با محتوای امر به معروف و نهی از منکر می باشد که شروط خاص خود را دارد؛ و اگر علیه وی چنین دعا شد و از این کار خودداری کرد که مراد حاصل است وگرنه دعای مذکور تکرار خواهد شد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا رَأيْتُمْ مَنْ يَبِيعُ أَوْ يَبْتَاعُ في المَسْجِدِ، فَقُولُوا: لا أرْبَحَ اللهُ تِجَارَتَكَ، وَإِذَا رَأَيْتُمْ مَنْ يَنْشُدُ فيه ضَالَّةً، فَقُولُوا: لا رَدَّ الله عَلَيْكَ»: «هرگاه ديديد که کسی در مسجد چيزی می فروشد يا می خَرَد، بگوييد: الله در تجارت تو سود ندهد؛ و هرگاه ديديد که کسی در مسجد گم شده ای را اعلام می کند، بگوييد: الله آن را به تو برنگرداند».
به روایت ترمذیاینکه رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرماید: «هرکس در مسجد خرید و فروش کرد» شامل خرید و فروش هر چیزی می شود. هرکس مرتکب چنین کاری در مسجد شود، توصیه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم این است که برای خودداری از چنین کاری، به هریک از خریدار و فروشنده با صدای بلند گفته شد: «الله در تجارت تو سود ندهد». و به این صورت علیه وی دعا کند که الله تجارتت را بی سود بگرداند. و این به کلام الهی اشاره دارد که می فرماید: «فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ» [بقره: 16] «پس تجارت شان سودی نداد». و اگر به هردوی آنها با هم گفته شود که الله تجارت تان را بی سود بگرداند، جایز است؛ چون مقصود حاصل می شود. و دلیل آن این است که مسجد بازار آخرت می باشد؛ و هرکس عکس این مساله عمل کند و آن را به بازار دنیا تبدیل کند، شایستگی دعای زیان و محرومیت را دارد، تا بر خلاف قصدش مجازات شود و او و دیگران از چنین کاری دست کشیده و چنین کاری را در مسجد ناپسند و مکروه بدانند.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که ابوبکر رضی الله عنه در ایام منی و درحالی نزد وی رفته که دو دختربچه نزد عایشه بوده و دف می زدند؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم (مشغول استراحت،) پارچه ای بر خود انداخته بود. در این هنگام ابوبکر آنها را نهیب زده و از این کار بازمی دارد؛ آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم پارچه را کنار زده و می فرماید: «دَعْهُمَا يَا أَبَا بَكْرٍ فَإِنَّهَا أَيَّامُ عِيدٍ»: «ای ابوبکر، آنها را به حال خودشان بگذار که ایام عید است». و این ایام، ایام منی بود. عایشه می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا با چادری پوشاند و من به حبشی ها نگاه می کردم که در مسجد بازی می کردند؛ چون عمر آنها را از این کار بازداشت، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «دَعْهُمْ، أَمْنًا بَنِي أَرْفِدَةَ»: «بنی ارفده را به حال خودشان بگذار».
متفق علیهحدیث مذکور بیانگر آسان بودن و آسانگیری شریعت می باشد؛ و اینکه راه و روش آن با راه و روشی که بسیاری از افراد سختگیر و متشدد در پیش گرفته اند، متفاوت می باشد. کسانی که دین را سخت و دشوار می بینند. حدیث مذکور بیانگر جواز دف زدن و آوازخوانی در ایام عید می باشد؛ چنانکه دختربچه هایی در حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم دف می زنند و آواز می خوانند و نه تنها رسول الله آنها را از این کار منع نمی کند بلکه دیگران را از منع کردن آنها باز می دارد؛ همچنانکه در مورد بازی کردن حبشی ها چنین رفتار می کند. حبشی هایی که بازی و شادی بخشی از سرشت آنان است. و به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها اجازه می دهد در مسجد بازی کنند و به هدف خود برسند؛ و چنین سیاست شرعی مهمی را در پیش می گیرد که در برخی روایت های این حدیث بدان اشاره شده است: 1- اینگونه به گروه هایی که از ترسِ شدت و سختی اسلام، آن را نمی پذیرند، نشان می دهد که اسلام دین آسانی و آسان گیری است؛ یکی از این گروه ها که از این مساله هراس داشت، قوم یهود بود که هم از اسلام روی می گرداند و هم دیگران را از گرویدن به آن نهی می کرد؛ در برخی الفاظ حدیث آمده، وقتی عمر این کار آنها را منکر می شود، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «دعهم؛ لتعلم اليهود أنَّ في ديننا فسحة، وأني بعثتُ بالحنيفية السمحة»: «آنها را رها کن تا یهود بداند دین ما، دین آسانی و آسانگیری است و من با دینی مبعوث شدم که حق و آسان است». 2- بازی کردن آنها در روز عید بود و اعیاد روزهای شادی و خوشحالی و میدان دادن به امور مباح می باشد. 3- بازی مذکور بازی مردانه ای همراه با خشونت و شجاعت بوده است.
از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَتَبَاهَى النَّاسُ فِي الْمَسَاجِدِ»: «قیامت برپا نمی شود تا زمانی که مردم در رابطه با مساجد بر یکدیگر فخر بفروشند».
به روایت ابوداوودفخرفروشی به مساجد عبارت است از فخر فروختن نسبت به زیبایی بنای مسجد، تزئین آن، نقش و نگار، بلندی و ارتفاع آن و ارتفاع سقف آن؛ به این صورت که شخصی به دیگری بگوید: مسجد من از مسجد تو بهتر و زیباتر است. گاه فخر فروختن فعلی و عملی است، نه قولی، به این صورت که در تزیین مسجد و بالا بردن مناره ها و بنای آن و غیره بر هم پیشی بگیرند تا اینکه مسجدشان زیباتر از مسجد دیگری شود. حال آنکه ترک غلو و زینت در این خصوص واجب است، زیرا مساجد برای این بنا نشده اند، بلکه بنا شده اند تا با نماز و ذکر الله و بندگی، آباد شوند؛ الله متعال می فرماید: «إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ» [توبه: 18] «مساجدِ الله را فقط کسانی [باید] آباد کنند که به الله و روز قیامت ایمان آورده اند و نماز برپا می دارند». و عمر رضی الله عنه امر نمود تا مسجد بسازند و فرمود: «أَكِنَّ الناس من المطر، وإيَّاك أن تُحمِّر أو تُصَفِّر فَتَفْتِنَ الناس»: «مسجدی بنا کن که مردم را از باران در امان دارد؛ و بر حذر باش از اینکه مسجد را قرمز یا زرد (یعنی رنگارنگ و تزئین) نمایی و اینگونه مردم را به فتنه بیندازی». یعنی: برای مردم مسجدی را بنا کن که چون مشغول نماز باشند، آنها را از باران و نیز گرمای خورشید محفوظ دارد و اذیت نشوند. انس در معنای به فتنه افتادن مردم می گوید: «یعنی: به آن فخر فروشند و جز اندکی آن را آباد نکنند». و ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: «یعنی مردم مساجد را تزئین کنند چنانکه یهود و نصاری با عبادتگاه های خود چنین کردند». آری فخر فروشی به مساجد از نشانه های قیامت است، قیامتی که بر پا نخواهد شد مگر وقتی که احوال مردم تغییر نماید و دین شان نقص پیدا کند و ایمان شان ضعیف شود و اعمال شان برای الله متعال نباشد، بلکه برای ریا و شهرت و فخر فروشی باشد.
از رفاعه بن رافع زرقی رضی الله عنه که یکی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد، روایت است که می گوید: «درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بود، مردی وارد مسجد شد و در نزدیکی رسول الله صلی الله علیه وسلم مشغول نماز شد. سپس به سمت رسول الله صلی الله علیه وسلم رفته و بر ایشان سلام کرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب به او فرمود: «أَعِدْ صلاتك، فإنك لم تُصَلِّ»: «دوباره نماز بخوان، زیرا تو نماز نخوانده ای». راوی می گوید: آن مرد رفت و همچون دفعه قبل نماز خواند، سپس نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت و ایشان دوباره فرمودند: «أَعِدْ صلاتك، فإنك لم تُصَلِّ»: «دوباره نماز بخوان، زیرا تو نماز نخوانده ای». آن مرد گفت: یا رسول الله به من بگو چه باید بکنم (چگونه نماز بخوانم). رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إذا اسْتَقْبَلت القبلة فَكَبِّر، ثُمَّ اقْرَأ بأمِّ القرآن، ثم اقرأ بما شِئْت، فإذا رَكَعْت، فَاجْعَل رَاحَتَيْكَ على رُكْبَتَيك، وامْدُد ظَهْرَك وَمَكِّنْ لِرُكُوعِك، فإذا رفعت رأسك فأَقِم صُلْبَكَ حتى ترجع العظام إلى مَفَاصِلَها، وإذا سَجَدتَ فَمَكِّنْ لِسُجُودِك، فإذا رَفَعْت رَأْسَك، فَاجْلِس على فَخِذِك اليسرى، ثم اصْنَع ذلك في كل ركعة وسجدة»: «چون رو به سوی قبله نمودی، تکبیر بگو، سپس سوره فاتحه را بخوان، آنگاه هر آنچه از قرآن خواستی بخوان و چون به رکوع رفتی، دو کف دستت را روی زانوهايت قرار بده و با اعتدال و طمأنينه، رکوعت را انجام بده و در آن آرام بگير و پشت خود را در رکوع، خوب هموار ساز و تمام آن را در يک سطح قرار بده؛ و وقتی سرت را از رکوع بلند کردی، کمرت را کاملا راست بگردان تا هريک از استخوان ها به مفاصل خود بازگردند. و وقتی به سجده رفتی، در سجده ات آرام گير و هرگاه سرت را از سجده برداشتی، بر ران چپ خود بنشين و در هر رکعت و هر سجده به این ترتیب عمل کن». و در روایت دیگری آمده است: «إِنَّهَا لَا تَتِمُّ صَلَاةُ أَحَدِكُمْ حَتَّى يُسْبِغَ الْوُضُوءَ كَمَا أَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ، فَيَغْسِلَ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ، وَيَمْسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إِلَى الْكَعْبَيْنِ، ثُمَّ يُكَبِّرَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَيَحْمَدَهُ، ثُمَّ يَقْرَأَ مِنَ الْقُرْآنِ مَا أَذِنَ لَهُ فِيهِ وَتَيَسَّرَ، ثُمَّ يُكَبِّرَ فَيَسْجُدَ فَيُمَكِّنَ وَجْهَهُ - وَرُبَّمَا قَالَ: جَبْهَتَهُ مِنَ الْأَرْضِ - حَتَّى تَطْمَئِنَّ مَفَاصِلُهُ وَتَسْتَرْخِيَ، ثُمَّ يُكَبِّرَ فَيَسْتَوِيَ قَاعِدًا عَلَى مَقْعَدِهِ وَيُقِيمَ صُلْبَهُ، فَوَصَفَ الصَّلَاةَ هَكَذَا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ حَتَّى تَفْرُغَ، لَا تَتِمُّ صَلَاةُ أَحَدِكُمْ حَتَّى يَفْعَلَ ذَلِكَ»: «نماز هيچيک از شما کامل نيست مگر آنکه چنان وضو بگیرد که الله عزوجل او را امر نموده است؛ به این صورت که صورتش و نیز دستانش را تا دو آرنج بشوید، سرش را مسح کند و پاهایش را تا دو قوزک بشوید. سپس الله عزوجل را به بزرگی ياد کند (الله اکبر بگوید) و ستايش و تمجيدش کند. آنگاه آن قدر که به او اجازه داده شده و برایش میسر است، از قرآن بخواند، سپس تکبير بگويد و به سجده برود و صورتش - و چه بسا فرمود: بینی اش - را کاملا بر زمین بگذارد چنانکه مفاصلش کاملا آرام بگیرد سپس تکبیر بگوید و راست بر نشیمنگاهش بنشیند و کمرش را راست کند». و نماز را در چهار رکعت به همین صورت توصیف نمود تا از آن فارغ شده و فرمود: «و نماز هیچیک از شما کامل نمی شود تا چنین عمل کند». و در روایتی آمده است: «فَتَوَضَّأْ كَمَا أَمَرَكَ اللَّهُ جَلَّ وَعَزَّ، ثُمَّ تَشَهَّدْ، فَأَقِمْ ثُمَّ كَبِّرْ، فَإِنْ كَانَ مَعَكَ قُرْآنٌ فَاقْرَأْ بِهِ، وَإِلَّا فَاحْمَدِ اللَّهَ وَكَبِّرْهُ وَهَلِّلْهُ»: «پس چنان وضو بگیر که الله بزرگ و عزیز تو را امر نموده است؛ سپس شهادتین را بخوان و بایست و تکبیر بگو؛ و اگر چیزی از قرآن حفظ داری، بخوان وگرنه حمد و ستایش الله و تکبیر و تهلیل بگو».
به روایت ابوداووداین حدیث معروف است به حدیث «المسيء صلاته» کسی که نمازش را درست ادا نکرد؛ و این حدیث نقطه اتکای شارحان در بیان صفت نماز با ارکان و واجبات و شروط آن است، چراکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به بهترین شیوه اعمال واجب در نماز را آموزش داده و تبیین می کند و مواردی که به انجام آنها در این حدیث اشاره نشده، به عنوان اعمالی از آنها تعبیر می شود که واجب نیستند. مختصر حدیث از این قرار است که: رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد مسجد می شود سپس یکی از صحابه به نام خلاد بن رافع نیز وارد می شود و نمازی با افعال و اقوال ناقص می خواند. و پس از اتمام نماز نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفته و بر ایشان سلام می کند و ایشان نیز جواب سلامش را می دهد سپس به او می فرماید: برو دوباره نماز بخوان، زیرا تو نماز نخوانده ای. مرتبه دوم مانند بار اول نماز می خواند و نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفته و ایشان می فرماید: دوباره نماز بخوان زیرا نماز نخوانده ای؛ و سه مرتبه این مساله تکرار می شود. صحابه ی مذکور پس از بار سوم می گوید: سوگند به ذاتی که تو را به حق فرستاده است بهتر از این نمی دانم، شیوه درست را به من بیاموز. وقتی مشتاق علم و آماده فراگیری آن می شود، رسول الله صلی الله علیه وسلم به او می فرماید: وقتی برای نماز برخاستی تکبیر تحریمه را بگو و بعد از سوره فاتحه، آنچه از قرآن برایت میسر است بخوان، سپس رکوع کن چنانکه در رکوع کاملا آرام بگیری، سپس سر از رکوع بلند کن تا اینکه کاملا راست بایستی و در این حالت آرام بگیری، سپس سجده کن تا در حال سجده کاملا آرام بگیری. آنگاه سر از سجده بردار و بنشین چنانکه کاملا آرام بگیری. و جز تکبیر تحریمه، این اقوال و افعال را در تمام نمازت انجام بده؛ چون تکبیر تحریمه تنها در رکعت اول می باشد و در رکعات های بعدی تکرار نمی شود. روایات دیگر به برخی دیگر از شروط نماز از جمله رو نمودن به قبله و وضو اشاره نموده اند.