





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از سعيد بن حارث روايت است که از جابر رضی الله عنه درباره ی وضو گرفتن پس از صرفِ غذايی که روی آتش پخته می شود، سؤال کرد. پاسخ داد: خير؛ - صرفِ چنين غذايی، وضو را باطل نمی کند.- ما در زمانِ رسول الله صلى الله عليه وسلم به ندرت چنين غذايی می يافتيم و وقتی چنين غذايی می خورديم، دستمالی جز کفِ دست ها و ساعدها و پاهای خود نداشتيم. آنگاه - با وضويی که از قبل داشتيم - بدون اينکه وضوی تازه ای بگيريم، نماز می خوانديم.
به روایت بخاریسعید بن حارث از جابر بن عبدالله رضی الله عنه در مورد وضو گرفتن پس از تناول غذایی می پرسد که روی آتش پخته شده است؛ اینکه آیا وضو گرفتن پس از آن واجب است یا نه؟ جابر می گوید: وضو گرفتن بعد از آن واجب نیست؛ سپس دلیل آن را بیان می کند و می گوید: ما در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم به ندرت چنین غذایی را می یافتیم؛ و چون از آن می خوردیم دستمالی برای پاک کردن چربیِ غذا نداشتیم بلکه انگشتان خود را بعد از لیسیدن، با دست ها و ساعدها و پاهای مان پاک می کردیم؛ سپس نماز می خواندیم و وضو نمی گرفتیم.
از ابوهريره و ابوقتاده و ابوابراهيم اشهلی از پدرش - که صحابی بود - رضی الله عنهم - روايت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم بر جنازه ای نماز خواند و فرمود: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِحَيِّنَا وَمَيِّتِنَا، وَصَغِيرنَا وَكَبيرنَا، وَذَكَرِنَا وَأُنْثَانَا، وشَاهِدنَا وَغَائِبِنَا، اللَّهُمَّ مَنْ أحْيَيْتَهُ مِنَّا فَأحْيِهِ عَلَى الإسْلاَمِ، وَمَنْ تَوَفَّيْتَهُ مِنَّا فَتَوفَّهُ عَلَى الإيمَان، اللَّهُمَّ لا تَحْرِمْنَا أجْرَهُ، وَلا تَفْتِنَّا بَعدَهُ»: «يا الله، زنده و مرده و کوچک و بزرگ و مرد و زن و حاضر و غايبِ ما را بيامرز؛ يا الله، هرکه از ما را زنده نگاه داشتی، بر اسلام زنده اش بدار و هرکه از ما را می ميرانی، او را بر ايمان بميران. يا الله، ما را از پاداشِ - نماز خواندن بر - او (يا از اجر شکيبايی بر فراقش) محروم نکن و ما را پس از او، گمراه مگردان».
به روایت ابن ماجه - به روایت احمدچون رسول الله صلى الله عليه وسلم بر جنازه ای نماز می خواند، دعایی به این معنا می خواند: یا الله، زندگان و مردگان مسلمان، کوچک و بزرگ ما و مرد و زن ما و شاهد و غایب ما را بیامرز و ببخش؛ یا الله، هریک از ما را که زنده نگه می داری، او را با تمسک به شرایع اسلام زنده نگه دار و هریک از ما را که قبض روح می کنی، او را با ایمان بمیران؛ یا الله ما را از اجر و پاداش صبر بر مصیبتش محروم نکن و بعد از او گمراه مان نگردان.
از واثله بن اسقع رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم با ما بر جنازه ی مردِ مسلمانی نماز گزارد؛ از ايشان شنيدم که - در نماز جنازه - می فرمود: «اللَّهُمَّ إنَّ فُلانَ ابْنَ فُلانٍ في ذِمَتِّكَ وَحَبْلِ جِوَارِكَ، فَقِهِ فِتْنَةَ القَبْرِ، وَعذَابَ النَّار، وَأنْتَ أهْلُ الوَفَاءِ وَالحَمْدِ؛ اللَّهُمَّ فَاغْفِرْ لَهُ وَارْحَمْهُ، إنَّكَ أنْتَ الغَفُورُ الرَّحيمُ»: «يا الله، فلانی پسر فلانی در پناه و در سايه ی پيمان و امانِ توست؛ پس او را از عذاب قبر و عذاب آتش (دوزخ)، محافظت بفرما؛ تو به پيمانِ خويش وفادار و شايسته ی حمد و ستايشی؛ پس او را بيامرز و بر او رحم بفرما که به راستی تو آمرزنده ی مهرورزی».
به روایت ابن ماجه - به روایت ابوداوود - به روایت احمدرسول الله صلى الله عليه وسلم بر مردی از مسلمانان نماز جنازه می خواند و برای او چنین دعا می کند: یا الله، فلانی پسر فلانی در حفظ و امان و طلب مغفرت و آمرزش توست؛ او را به هنگام سوال قبر و فتنه ی آن ثابت و استوار بگردان و از عذاب دوزخ نجات بده که تو خلاف وعده نمی کنی؛ و تو با اهل حق هستی؛ یا الله او را بیامرز و ببخش و به او رحم بفرما؛ بخشش تو بسیار است و گناهان را به کثرت می بخشی و رحمت تو گسترده است و طاعات و عبادات را می پذیری و نیکی ها را چندین برابر می کنی.
از انس رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد فرزندش ابراهيم رضی الله عنه رفت که در حالِ جان دادن بود. چشمان رسول الله صلى الله عليه وسلم پُر از اشک شد. در این وضعیت عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه گفت: ای رسول خدا، شما هم (می گرييد)؟! فرمود: «يَا ابْنَ عَوْفٍ إنَّهَا رَحْمَةٌ»: «ای فرزندِ عوف، اين رحمت است». و سپس به گريستن ادامه داد و فرمود: «إنَّ العَيْنَ تَدْمَعُ والقَلبَ يَحْزَنُ، وَلا نَقُولُ إِلا مَا يُرْضِي رَبَّنَا، وَإنَّا لفِرَاقِكَ يَا إبرَاهِيمُ لَمَحزُونُونَ»: «چشم می گريد و قلب اندوهگين است؛ و ما سخنی جز آنچه پروردگارمان را خشنود سازد، نمی گوييم و ای ابراهيم، ما از فراقِ تو اندوهگين هستيم».
متفق علیهرسول الله صلى الله عليه وسلم نزد فرزندش ابراهیم رضی الله عنه می رود که در آستانه ی مرگ قرار دارد؛ اشک از چشمان مبارکش جاری می شود که عبدالرحمن بن عوف با تعجب به ایشان می گوید: شما هم ای رسول خدا؛ یعنی مردم بر مصیبت صبر نمی کنند و شما هم مانند آنان عمل می کنید؟ گویا از این عمل رسول الله صلی الله علیه وسلم تعجب کرده است؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم آنان را به صبر تشویق می کرد و از بی تابی کردن نهی می نمود. لذا به وی پاسخ می دهد که آن رحمت است. یعنی حالتی که مشاهده می کنی، در اثر نرم دلی و ارتباط عاطفی است که با فرزند وجود دارد؛ و به دنبال آن فرمود: «چشم می گريد و قلب اندوهگين است؛ و ما سخنی جز آنچه پروردگارمان را خشنود سازد، نمی گوييم و ای ابراهيم، ما از فراقِ تو اندوهگين هستيم». یعنی خشمگین نمی شویم و صبر می کنیم؛ و رحمت با صبر و ایمان به تقدیر منافاتی ندارد.
از جابر بن عبد الله رضی الله عنهما روایت است که می گويد: رسول الله صلی الله علیه وسلم روز جمعه در حال ایراد خطبه بود که مردی آمد؛ به او فرمود: «أَصَلَّيْتَ يَا فُلانُ»: «ای فلانی، آيا نماز خوانده ای؟» گفت: خير. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «قُمْ فَارْكَعْ رَكْعَتَيْنِ»: «برخيز و دو ركعت نماز بخوان». و در روایتی آمده است: «فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ»: «دو رکعت نماز بخوان».
متفق علیهسُلَيْک غَطَفَانِی درحالی وارد مسجد پیامبر می شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم مشغول ایراد خطبه است؛ پس می نشیند تا به خطبه گوش دهد و نماز تحیة المسجد را نمی خواند. یا به حکم آن جاهل است و یا گمان می کند شنیدن خطبه مهمتر است؛ اما خطبه خواندن رسول الله صلی الله علیه وسلم مانع ایشان از آموزش دادن سلیک نمی شود؛ بلکه در حین خطبه او را خطاب کرده و می فرماید: ای فلانی، آیا قبل از اینکه تو را ببینم، در گوشه ای از مسجد نماز خواندی؟ سلیک می گوید: نه؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «برخیز و دو رکعت نماز بخوان». و در روایت مسلم آمده که او را امر می کند این دو رکعت را کوتاه بخواند. و این در جمع افراد زیادی بوده که در نماز جمعه حضور داشته اند، تا هم سلیک به موقع آموزش ببیند و هم آموزش فراگیر و عمومی باشد و همه آن را فراگیرند. بنابراین هرکس وارد مسجد شد و خطیب در حال خطبه بود، نماز خواندن برای او مشروع است و همین حدیث دلیل آن می باشد. و همچنین حدیث دیگری که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إِذَا جَاءَ أَحَدُكُمْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَالْإِمَامُ يَخْطُبُ، فليركع رَكْعَتَيْنِ»: «وقتی یکی از شما در روز جمعه (برای نماز جمعه) می آید و امام در حال خطبه خواندن است، باید دو رکعت نماز بخواند». روایت مسلم به همین دلیل امام نووی در شرح مسلم در این زمینه می گوید: این نصی است که تاویل نمی پذیرد و گمان نمی کنم این لفظ به عالمی برسد و معتقد به صحت آن باشد، اما با آن مخالفت کند.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بودم که در سفر بیش از دو رکعت نمی خواند و ابوبکر و عمر و عثمان چنین عمل می کردند.
متفق علیهعبدالله بن عمر رضی الله عنهما ذکر می کند که همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سفرهایش بوده است و همچنین با ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم هم سفر بوده که همه ی آنها نماز چهار رکعتی را قصر نموده و دو رکعت می خواندند و هیچیک از آنها نمازهای فرض را چهار رکعتی و به صورت کامل نمی خواند. و سنت های رواتب را در سفر نمی خواندند. اینکه عملکرد ابوبکر و عمر و عثمان را ذکر می کند، از این جهت است که حکم مذکور منسوخ نشده است بلکه بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم کما کان به آن عمل شده است؛ و همچنین دلیل معارض و راجحی نداشته است. هرچند کامل خواندن نماز در سفر جایز است، اما قصر و کوتاه کردن نماز افضل است. زیرا الله متعال می فرماید: «لَيْسَ عَليكُمْ جُنَاحٌ أن تَقصُرُوا مِنَ الصَّلاَةِ» [نساء: 101] «گناهی بر شما نیست که از [رکعات] نماز بکاهید [و آن را شکسته بخوانید]». و نفی گناه مفید رخصت و نه عزیمت بودن قصر نماز است. برای مسافر بهتر این است که جهت پیروی از رسول الله صلی الله علیه وسلم شکسته خواندن نماز را ترک نکند؛ و الله متعال دوست دارد که به رخصت های او عمل شود. و خارج شدن از خلاف یکی از ثمرات آن می باشد و نزد اکثر علما افضل این است که در سفر نماز به صورت شکسته خوانده شود.
از سَمُرَه بن جُندُب رضی الله عنه روایت است که می گويد: همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بر زنی كه در ايام نفاس (خونریزی بعد از زايمان) فوت كرده بود، نماز جنازه خوانديم که رسول الله صلى الله عليه وسلم مقابل كمر ميت ايستاد (و نماز خواند).
متفق علیهخواندن نماز جنازه بر هر میت مسلمانی واجب است؛ مرد باشد یا زن، کوچک باشد یا بزرگ فرقی نمی کند. سمره بن جندب رضی الله عنه خبر می دهد که پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم بر جنازه ی زنی نماز خوانده که در ایام نفاس فوت شده است؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم در مقابل قسمت میانی بدن آن زن ایستاده و نماز را ادا کرده است.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: در زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم خورشيد گرفتگی رخ داد و رسول الله صلى الله عليه وسلم همراه مردم نماز خواند و قيام کرد و آن را طولانی نمود و سپس ركوع کرد و آن را طولانی نمود. آنگاه از ركوع برخاست و دوباره قيام را طولانی كرد، اما نه به اندازه ی قیام اول. سپس به ركوع رفت و اين بار ركوع را اندکی از ركوع قبلی كوتاه تر انجام داد؛ سپس به سجده رفت و آن را نيز طولانی كرد. در ركعت دوم نيز مانند ركعت اول عمل كرد. و پس از اتمام نماز، خورشيد گرفتگی نيز برطرف شد. آنگاه به ايراد خطبه پرادخت و پس از حمد و ثنای الله فرمود: «إِنَّ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ، لا ينْخَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ، وَلا لِحَيَاتِهِ، فَإِذَا رَأَيْتُمْ ذَلِكَ فَادْعُوا اللَّهَ وَكَبِّرُوا وَصَلُّوا وَتَصَدَّقُوا»: «ماه و خورشيد دو نشانه از نشانه های (قدرت) الله هستند و به خاطر مرگ و زندگی كسی دچار گرفتگی نمی شوند. پس هرگاه چنين حالت هايی را ديديد، دعا كنيد و تكبير بگوييد و نماز بخوانيد و صدقه بدهيد». سپس اضافه نمود: «يَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ وَاللَّهِ مَا مِنْ أَحَدٍ أَغْيَرُ مِنَ اللَّهِ أَنْ يَزْنِيَ عَبْدُهُ أَوْ تَزْنِيَ أَمَتُهُ؛ يَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ، وَاللَّهِ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ لَضَحِكْتُمْ قَلِيلاً وَلبَكَيْتُمْ كَثِيرًا»: «ای امت محمد، بخدا سوگند هرگاه يكی از بندگان الله، مرد يا زن، مرتكب زنا شود، غيرت هيچكس به اندازه ی غيرت الله نمی باشد. ای امت محمد، اگر آنچه را من می دانم شما می دانستيد، بسيار كم می خنديديد و زياد گريه می كرديد». و در لفظی آمده است: چهار رکوع و چهار سجده به جا آورد.
متفق علیهدر زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم خورشید گرفتگی رخ می دهد و چون خسوف امری غیر طبیعی بود، رسول الله صلى الله عليه وسلم به همراه صحابه نمازی متفاوت از نظر ظاهری و مقدار می خواند؛ برمی خیزد و با مردم نماز می خواند و بعد از تکبیرة الاحرام قیام نماز را طولانی می کند، سپس رکوع نموده و رکوع را طولانی می کند؛ آنگاه برخاسته، دوباره به قیام ایستاده و به قرائتی طولانی اما کمتر از قرائت بار اول می پردازد، سپس رکوع می کند و رکوع را طولانی می نماید اما خفیف تر از رکوع اول؛ آنگاه سرش را از رکوع برداشته و سمع الله لمن حمده گفته و قرائت نمی کند و به سجده می رود و سجده را طولانی می کند؛ و در رکعت دوم همانند رکعت اول، اما خفیف تر عمل می کند چنانکه هر رکن را کوتاه تر از رکن قبل از آن انجام می دهد؛ تا اینکه چهار رکوع و چهار سجده را در دو رکعت تکمیل می کند، آنگاه از نماز خارج می شود و خورشید گرفتگی برطرف می شود و خورشید رخ می نماید؛ پس از نماز همچون سایر مناسبات به ایراد خطبه می پردازد و حمد و ثنای الله گفته و پند و اندرز می دهد؛ و این درحالی است که خورشید گرفتگی مصادف شده با روز مرگ پسر ایشان ابراهیم رضی الله عنه؛ و برخی از مردم گفته اند: خورشید به خاطر مرگ ابراهیم گرفته است. و بر حسب عادت شان در جاهلیت، دلیل خورشید گرفتگی را مرگ فرد بزرگی یا تولد فردی بزرگ ذکر می کنند. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم از باب نصیحت و خیرخواهی و اخلاصی که در ادای رسالت داشت و جهت منفعت رساندن به مردم، تصمیم می گیرد خرافاتی را که در اذهان رسوخ کرده، از بین ببرد؛ خرافاتی که نه مستند به نقلی صحیح هستند و نه مورد پذیرش عقلی سالم؛ بنابراین حکمت از خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی را بیان نموده و در خطبه اش می فرماید: خورشید و ماه دو نشانه از نشانه های الله متعال هستند که برای مرگ و زندگی کسی نمی گیرند؛ بلکه الله متعال آنها را با قدرت خود جریان می بخشد تا بندگانش را بترساند و نعمت هایش را به آنها متذکر شود. بنابراین وقتی با چنین شرایطی مواجه شدید، رو به الله بیاورید و توبه کنید و به سوی او بازگردید و دعا کنید و تکبیر بگویید و نماز بخوانید و صدقه بدهید. چون این کارها بلا و مصیبت را دفع نموده و مجازات نازل شده را رفع می نماید. سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم از میان گناهان کبیره زنا را مثال می زند که موجب فساد جامعه و اخلاق می شود و خشم و غضب و مجازات الله متعال را به دنبال دارد. و در این موعظه سوگند یاد می کند و می فرماید: ای امت محمد، هنگامی که مرد یا زنی مرتکب زنا می شود غیرت هیچکس مانند غیرت الله متعال خود را نشان نمی دهد. سپس بیان می کند که آنها جز اندکی از عذاب الله نمی دانند و اگر آنچه را می دانستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم می داند، ترس و وحشت سراپای وجودشان را در بر می گرفت و کمتر می خندیدند و بیشتر می گریستند؛ اما الله متعال بنا بر حکمت خود این مساله را از آنها پنهان داشته است.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: روبروی رسول الله صلى الله عليه وسلم می خوابيدم چنانكه پاهايم در سمت قبله ی ايشان قرار می گرفت. هنگامی كه می خواست سجده کند، با انگشتانش به آرامی مرا متوجه می کرد و من پاهايم را جمع می كردم. و چون بلند می شد، پاهايم را دراز می كردم. در آن زمان، چراغی در خانه ها وجود نداشت.
متفق علیهعایشه رضی الله عنها می گوید: روبروی رسول الله صلى الله عليه وسلم می خوابیدم و ایشان نماز شب می خواند؛ چون خانه ی ما کوچک بود، پاهایم در محل قبله، بین ایشان و محل سجده قرار می گرفت. مادامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در حال قیام بود، پاهایم را دراز می کردم اما هنگامی که قصد سجده داشت، با انگشتانش به آرامی مرا متوجه می کرد و من پاهایم را جمع می کردم تا رسول الله صلی الله علیه وسلم سجده کند؛ و اگر ایشان را می دیدم که می خواهد سجده کند، بدون اینکه مرا متوجه کند، پاهایم را جمع می کردم. اما در خانه های ما چراغی وجود نداشت که با نور آن رسول الله صلی الله علیه وسلم دیده شود و بدون اشاره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم پاهایم را جمع کنم و دیگر نیازی به اشاره ی ایشان نباشد.