





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها روایت است که میگوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم این دعا را به او آموختند که: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ الْخَيْرِ كُلِّهِ، عَاجِلِهِ وَآجِلِهِ، مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَمَا لَمْ أَعْلَمْ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ الشَّرِّ كُلِّهِ، عَاجِلِهِ وَآجِلِهِ، مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَمَا لَمْ أَعْلَمْ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ مَا سَأَلَكَ عَبْدُكَ وَنَبِيُّكَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا عَاذَ بِهِ عَبْدُكَ وَنَبِيُّكَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْجَنَّةَ، وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ أَوْ عَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ النَّارِ، وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ أَوْ عَمَلٍ، وَأَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ كُلَّ قَضَاءٍ قَضَيْتَهُ لِي خَيْرًا»: «بار الها، همهٔ خیر و خوبیها را از تو خواهانم، خوبیهای حال و آینده را؛ آنهایی که دانستم و آنهایی را که ندانستم؛ و از همهٔ شر و بدیهای حال و آینده به تو پناه میجویم، آنهایی که دانستم و آنهایی را که ندانستم. بار الها، همان خیر و خوبیهایی را از تو خواهانم که بنده و پیامبرت از تو خواسته است و از همان شر و بدیهایی به تو پناه میجویم که بنده و پیامبرت از آنها به تو پناه آورده است؛ بار الها، از تو بهشت و هر سخن یا عملی را میخواهم که مرا به بهشت نزدیک میگرداند و از آتش دوزخ و هر سخن یا عملی به تو پناه میآورم که مرا به آن نزدیک گرداند؛ و از تو میخواهم هر آنچه برایم مقدر نمودی، خیر و خوبی باشد».
به روایت ابنماجه و احمدپیامبر صلی الله علیه وسلم دعاهای جامع را به عایشه رضی الله عنها آموختند که چهار دعاست: نخست: دعایی فراگیر برای هر خیری: «بارالها از تو همهٔ خیر و خوبیها را خواهانم» هر خیری که هست «عاجل آن» یعنی آنکه وقتش نزدیک و زودهنگام است «و آجل آن» یعنی آنکه دور و دیرهنگام است «آن خیری که دانستم» و تو به من آموختی «و آنچه را ندانستم» که در علم تو هست. این نوعی سپردن و واگذار نمودن امور به الله است که دانایِ آگاهِ لطیف و ریزبین است؛ و به این ترتیب او سبحانه وتعالی برای مسلمان آنچه را برتر و بهتر است برمیگزیند؛ «و پناه میآورم به تو از همهٔ شر و بدیهای زودهنگام و دیرهنگام، آنچه دانستم و آنچه ندانستم». دعای دوم: دعایی است که مسلمان را از تعدی و تجاوز و گذشتن از حد در دعا حفظ میکند: «پروردگارا من از تو خواهانم» و میطلبم «بهترین چیزی که بندهات و پیامبرت از تو خواسته است» صلی الله علیه وسلم «و پناه میآورم به تو از هر شری که بندهات و پیامبرت از آن به تو پناه آورده است» صلی الله علیه وسلم. و این دعا و درخواستی از الله متعال است که به بندهاش چیزی را عطا کند که پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم برای خود دعا کرده و خواسته است، بدون شمردن انواع دعاهای پیامبر صلی الله علیه وسلم. دعای سوم: درخواست وارد شدن به بهشت و دوری از دوزخ است که خواستهٔ هر مؤمن و مقصد کارهای اوست: «بارالها من از تو بهشت را خواهانم» و به دست آوردن آن را «و هر گفتار یا کرداری که به آن نزدیک میسازد» یعنی هر گفتار و کردار نیکی که تو را راضی سازد «و از دوزخ به تو پناه میآورم» زیرا مصون ماندن از اعمال بد ممکن نیست مگر با لطف تو؛ «و هر گفتار یا کرداری که به آن نزدیک سازد» مانند گناهان و نافرمانیهایی که باعث خشم توست. دعای چهارم: دعا برای خشنودی در برابر قضای الهی «و از تو خواهانم که هر قضا و قدری که بر من روا داشتی، برایم خیر بگردانی» و این دعایی است برای خشنودی از قضا و قدر الهی.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که میگوید: یکی از دعاهای رسول الله صلی الله علیه وسلم این بود که میفرمود: «اللهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ، وَتَحَوُّلِ عَافِيَتِكَ، وَفُجَاءَةِ نِقْمَتِكَ، وَجَمِيعِ سَخَطِكَ»: «بارالها، من از زوال نعمت تو و دگرگونی عافیتی که عطا کردهای و از خشم [و عذاب] ناگهانیات و از همهٔ [انواع] خشمت به تو پناه میبرم».
به روایت مسلمپیامبر صلی الله علیه وسلم از چهار چیز به الله پناه بردند: نخست: «بارالها از زوال نعمتی که عطا کردهای به تو پناه میبرم» نعمتهای دینی و دنیوی؛ و اینکه بر اسلام ثابتقدم بمانم و از ارتکاب گناهانی که نعمتها را از بین میبرد دوری کنم. دوم: «و دگرگون شدن عافیتی که دادهای» با تبدیل آن به بلا؛ پس از تو عافیت مداوم و سلامتی از دردها و بیماریها را خواهانم. سوم: «و خشم و عذاب ناگهانیات» بلا باشد یا مصیبت، زیرا نقمت و مجازات اگر ناگهانی باشد، دیگر زمانی برای توبه و جبران نیست و در این حالت مصیبت بزرگتر و شدیدتر خواهد بود. چهارم: «و همهٔ [انواع] خشمت» و اسبابی که موجبات خشم تو را فراهم میسازند. زیرا کسی که تو بر او خشم گیری، زیان دیده و ناکام شده است. پیامبر صلی الله علیه وسلم لفظ جمع را به کار برده است تا همهٔ اسباب خشم الله سبحانه وتعالی در قالب گفتار و کردار و اعتقاد را بیان کرده باشد.
از عبدالله بن عمرو بن العاص رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با این جملات دعا میکردند که: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّيْنِ، وَغَلَبَةِ الْعَدُوِّ، وَشَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ»: «بارالها من از غلبهٔ بدهکاری و چیره شدن دشمن و شماتت دشمنان به تو پناه میآورم».
به روایت نسائی و احمدپیامبر صلی الله علیه وسلم از اموری به الله پناه برده است: نخست: «بارالها من پناه میبرم به تو» نه به غیر تو «از غلبهٔ بدهی» چیرگی و دغدغه و اندوه آن؛ و از تو میخواهم که مرا در ادای آن یاری دهی. دوم: «و چیره شدن دشمن» و قهر و تسلط او؛ و از تو دوریِ آزار دشمن و پیروز شدن بر او را خواهانم. سوم: «و شماتت دشمنان» و دلشاد شدن آنان از بلا و مصیبتی که به مسلمانان میرسد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم صبحهنگام میفرمود: «اللَّهُمَّ بِكَ أَصْبَحْنَا، وَبِكَ أَمْسَيْنَا، وَبِكَ نَحْيَا، وَبِكَ نَمُوتُ، وَإِلَيْكَ النُّشُورُ»: «بارالها، با [یاری و حول و قوه و نعمت تو] شب را به صبح رساندیم و با تو صبح را به شب رساندیم و با [نام] تو زندگی میکنیم و با [نام] تو میمیریم و رستاخیز [ما] به سوی توست». و در هنگام شام میفرمود: «اللَّهُمَّ بِكَ أَمْسَيْنَا، وَبِكَ أَصْبَحْنَا، وَبِكَ نَحْيَا وَبِكَ نَمُوتُ، وَإِلَيْكَ النُّشُورُ» یعنی: «خداوندا با [نعمت و حول و قوهٔ تو] صبح را به شب رساندیم و با تو شب را به صبح و با [نام] تو زندگی میکنیم و با [نام] تو میمیریم و رستاخیز [ما] به سوی توست». راوی میگوید: و بار دیگر فرمود: «وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ»: «و فرجام به سوی توست».
به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و ابنماجههرگاه صبح میشد پیامبر صلی الله علیه وسلم در آغاز روز و همراه با طلوع خورشید میفرمود: «بارالها با تو صبح کردیم» در پوشش حفظ تو و نعمتهایت و مشغول به ذکر تو، با استعانت از نام تو و درحالیکه توفیقت شامل ما شده و با حول و قوهٔ تو در حال حرکتیم «و با تو شام نمودیم و با تو زندهایم و با تو میمیریم» همچون لفظ پیشین است؛ اما این بار برای ورود به شب؛ بنابراین میگوید: خداوندا با تو شام نمودیم و با نام «محیی» تو زندگی کردیم و با اسم «ممیت» تو میمیریم «و حشر ما به سوی توست» و رستاخیر پس از مرگ و پراکندگی پس از جمع؛ و حال ما در همهٔ اوقات بر همین وضعیت است و این حال را ترک نمیکنم. و چون پس از عصر، هنگام شام فرا میرسید میفرمود: «بارالها با تو شام کردیم و با تو صبح کردیم و با تو زندهایم و با تو میمیریم و فرجام به سوی توست» بازگشت در دنیا و فرجام در آخرت، تویی که مرا زنده میگردانی و تویی که مرا میمیرانی.
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِيَّاكُم وَالْجُلُوسَ في الطرُقاتِ»: «از نشستن بر سرِ راه ها (و معابر عمومی) بپرهيزيد». اصحاب - رضی الله عنهم - عرض کردند: ای رسول خدا، چاره ای جز اين نداريم؛ زيرا می نشينيم و با هم صحبت می کنيم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَاما إذا أَبَيْتُمْ فَأَعْطُوا الطَّريقَ حَقَّهُ»: «حال که چنين است، پس حقّ راه را رعايت کنيد». پرسيدند: حقّ راه چيست؟ فرمود: «غَضُّ الْبَصَر، وكَفُّ الأَذَى، ورَدُّ السَّلام، وَالأَمْرُ بالْمعْروف، والنَّهْيُ عنِ الْمُنْكَرِ»: «حفاظت چشم ها، اجتناب از اذيت و آزار ره گذران، دادن جواب سلام و امر به معروف و نهی از منکر».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم اصحاب و یارانش را از نشستن بر سر راه ها باز داشت؛ آنها گفتند: ما چاره ای جز این نداریم. پس فرمود: «اگر چنین است و باید با هم بنشینید، بر شما واجب است که حق راه را بدهید». این بود که در مورد حق راه پرسیدند و رسول الله صلی الله علیه وسلم در توضیح آن فرمود: «حق راه این است که نگاه چشمان از زنانی گرفته شود که از مسیر نشست آنها عبور می کنند و باید از اذیت و آزار قولی و عملی ره گذران خودداری کنند و پاسخ سلام کسانی را بدهند که به آنها سلام می کنند؛ و امر به معروف نموده و در صورت مواجه شدن با منکر، انکار آن بر ایشان واجب است».
از اَنَس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: بیشترین دعای پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ این بود که: «اللَّهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً، وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»: «بارالها، پروردگارا، ما را در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت [نیز] نیکی عطا کن و از عذاب آتش [دوزخ] محافظت نما».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ زیاد با دعاهای جامع دعا میکردند، از جمله: «اللَّهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً، وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ». این دعا هم حسن و خوبی دنیا را مثل روزی آسان و وسیع و حلال و همسر نیک و فرزندانی که باعث روشنی چشم هستند و آسایش و علم سودمند و عمل نیک و سایر خواستنیهای محبوب و مباح را در خود دارد و هم حسن و نیکی آخرت مثل در امان ماندن از مجازات در قبر و هنگام حساب و آتش دوزخ و کسب خشنودی الله و به دست آوردن خوشی همیشگی در بهشت و نزدیکی و تقرب به پروردگار مهربان.
از شَدّاد بن اَوس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «سید الاستغفار (بهترین درخواست آمرزش) این است که بگویی: اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي، فَاغْفِرْ لِي، فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ»: (بار الها، تو پروردگار منی، جز تو معبود برحقی وجود ندارد، تو مرا آفريدهای و من بندهٔ تو هستم و من بر عهد و پيمانی كه با تو بستهام تا حد توان استوارم و به وعدهای كه دادهای يقين دارم، از بدی كارهایی كه انجام دادهام به تو پناه میبرم و به نعمتهایی كه ارزانیام داشتهای و گناهانی كه انجام دادهام، اعتراف میكنم. پس مرا بيامرز، زيرا كسی جز تو گناهان را نمیبخشد). و رسول خدا فرمود: «وَمَنْ قَالَهَا مِنَ النَّهَارِ مُوقِنًا بِهَا، فَمَاتَ مِنْ يَوْمِهِ قَبْلَ أَنْ يُمْسِيَ، فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ، وَمَنْ قَالَهَا مِنَ اللَّيْلِ وَهُوَ مُوقِنٌ بِهَا، فَمَاتَ قَبْلَ أَنْ يُصْبِحَ، فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ»: «کسی که این دعا را به هنگام روز و از روی یقین بخواند و همان روز پیش از شب از دنیا برود، از اهل بهشت است؛ و کسی که شب هنگام از روی یقین آن را بخواند و پیش از صبح از دنیا برود، از اهل بهشت است».
به روایت بخاریپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که استغفار الفاظ گوناگونی دارد، اما بهترین و بزرگترین این الفاظ آن است که بنده بگوید: «اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي لا إلهَ إلا أنْتَ خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي، فَاغْفِرْ لِي، فَإنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ أنْتَ»: (بار الها تو پروردگار منی، جز تو معبود برحقی وجود ندارد، تو مرا آفريدهای و من بندهٔ تو هستم و من بر عهد و پيمانی كه با تو بستهام تا حد توان استوارم و به وعدهای كه دادهای يقين دارم، از بدی كارهایی كه انجام دادهام به تو پناه میبرم و به نعمتهایی كه ارزانیام داشتهای و گناهانی كه انجام دادهام، اعتراف میكنم. پس مرا بيامرز، زيرا كسی جز تو گناهان را نمیبخشد). در این دعا، نخست بنده به توحید اقرار میکند و اینکه الله خالق و معبود اوست که شریکی ندارد و بر عهد و پیمانی که با الله بسته یعنی ایمان به او و اطاعت از او بر حسب توانایی پایبند است؛ زیرا بنده هرقدر عبادت کند، نمیتواند همهٔ چیزهایی را که الله به او امر کرده انجام دهد و شکر همهٔ نعمتها را بهجا بیاورد، اما به الله روی میآورد و به او پناه میجوید زیرا اوست که بنده را از شر کارهایش حفظ میکند و بنده خود با اختیار به نعمتهای پروردگارش اعتراف میکند و به گناهان و نافرمانیهایش اقرار مینماید؛ و پس از این توسل جستن به الله، از پروردگارش آمرزش میخواهد و درخواست میکند که گناهانش را بپوشاند و با عفو و فضل و رحمتش او را از گناهانش حفظ کند، زیرا کسی جز الله عزوجل گناهان را نمیآمرزد. سپس رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که این استغفار از اذکار صبح و شب است، بنابراین کسی که آن را با یقین و استحضار معانی و ایمان به آن در آغاز روز یعنی ما بین طلوع خورشید تا از بین رفتن آفتاب یعنی در طول روز آن را بگوید و بمیرد، وارد بهشت میشود؛ و کسی که شب آن را بگوید - یعنی از وقت غروب خورشید تا طلوع فجر - و پیش از صبح بمیرد، وارد بهشت میشود.
از معاویه بن حیده رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «وَيْلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ، وَيْلٌ لَهُ ثُمَّ وَيْلٌ لَهُ»: «وای به حال کسی که در سخن گفتن دروغ می گوید تا دیگران را بخنداند؛ وای به حال او، وای به حال او».
به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمداین حدیث به شدت در مورد دروغ هشدار می دهد و کسی را به هلاکت و نابودی تهدید می کند که دروغ را دستاویزی برای شوخی و خنداندن مردم قرار می دهد؛ و این عمل را از زشت ترین کارها شمرده و در بیان حرمت آن شدت نشان می دهد؛ این کار از جمله موارد اخلاقی بدی می باشد که بر مومن واجب است خود را از آن پاک نموده و دور نگه دارد و در هر حالتی زبانش را از دروغ پاک و منزه بدارد مگر در مواردی که شارع اجازه داده است. همچنان که دروغ گفتن جهت شوخی و خنداندن دیگران حرام است، همچنین در صورتی که شنوندگان از دروغ بودن آن آگاه باشند، شنیدن آن بر آنها حرام می باشد، بلکه انکار آن بر ایشان واجب است.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يقول الله تعالى: أَنَا مَعَ عَبْدِي مَا ذَكَرَنِي وَتَحَرَّكَتْ بِي شَفَتَاهُ»: «الله متعال می فرماید: تا بنده ام ذکر و یاد مرا بر زبان دارد و لب هایش به این منظور تکان می خورد، من با او هستم».
به روایت ابن ماجه - بخاری آن را به صورت معلق با صیغهٔ جزم روایت کرده است - به روایت احمدحدیث مذکور بیانگر این مهم است که هرکس به ذکر و یاد الهی مشغول باشد، الله متعال به او نزدیک است و در همه ی امورش همراه اوست؛ او را توفیق داده و هدایت نموده و یاری کرده و دعایش را اجابت می کند. معنای این حدیث در حدیث دیگری در صحیح بخاری آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي، وَأَنَا مَعَهُ إِذَا ذَكَرَنِي، فَإِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي، وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي مَلإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلإٍ خَيْرٍ مِنْهُمْ»: «خداوند متعال می فرمايد: من با بنده ام بر اساس گمانی که به من دارد، رفتار می نمايم. و هنگامی که مرا ياد می کند، من با او هستم. پس اگر در تنهايی مرا ياد کند، من هم او را در تنهايی ياد خواهم کرد. و اگر مرا در ميان جمع ياد کند، من او را در ميان جمع بهتری ياد خواهم کرد».