





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابو امامه ایاس بن ثعلبه انصاری حارثی رضی الله عنه روایت است که می گوید: روزی اصحاب پيامبر صلى الله عليه وسلم نزدش از دنيا سخن می گفتند؛ پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَلا تَسْمَعُون؟ أَلا تَسْمَعُون؟ إِنَّ الْبَذَاذَة مِن الإِيمَان إِنَّ الْبَذَاذَةَ مِنَ الإِيمَانِ»: «بشنوید، گوش دهيد، همانا ساده پوشی و دوری از خوش گذرانی، از ايمان است؛ ساده پوشی و دوری از تن پروری، از ايمان است».
به روایت ابن ماجه - به روایت ابوداوود - به روایت احمدتعدادی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد دنیا مشغول صحبت بودند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها فرمود: «أَلا تَسْمَعُون؟» یعنی بشنوید؛ و این مساله را جهت تاکید تکرار نمود؛ تواضع و فروتنی در لباس و آراستگی، از اخلاق اهل ایمان است و ایمان باعث چنین رفتاری شده است.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ اللَّه رفيقٌ يُحِبُّ الرِّفْقَ فِي الأَمْرِ كُلِّهِ»: «الله مهربان و آسان گير است و نرمی و ملايمت در همه ی کارها را دوست دارد». و از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ رَفِيقٌ يُحِبُّ الرِّفقَ، وَيُعْطِي على الرِّفقِ مالا يُعطي عَلى العُنفِ وَما لا يُعْطِي عَلى ما سِوَاهُ»: «الله مهربان و آسان گير است و نرمی و ملايمت را دوست دارد و در برابر نرمی و خوش رفتاری، پاداش يا نتايجی می دهد که در برابر خشونت و چيزهای ديگر نمی دهد».
به روایت مسلم - متفق علیهالله متعال لطیف و مهربان است و دوست دارد که همه ی کارها با نرمی و مهربانی همراه باشد و بندگانی را که با مهربانی و نرمی برخورد کرده و تعاملی نیکو با دیگران دارند، دوست دارد و در عوض چنین رفتاری، پاداش و نتایجی را میسر می گرداند که با خشونت و شدت حاصل نمی شوند؛ الله متعال در تمام امور مهربان و آسان گیر است؛ این اخلاقی بزرگ و محبوب الله متعال می باشد که شایسته است هر مسلمانی همواره موصوف به آن باشد.
از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إنَّ من أحبِّكم إليَّ وأقربكم منِّي مَجْلِسًا يومَ القيامةِ أحاسنَكُم أخلاقًا وإنَّ أبغضَكم إليَّ وأبعدَكم منِّي مجلسًا يومَ القيامةِ الثَّرثارونَ والمتشدِّقونَ والمتفَيهِقون». قالوا: يا رسولَ اللَّهِ قد علِمنا الثَّرثارونَ والمتشدِّقونَ فما المتفَيهِقونَ؟ قالَ: «المتكبِّرونَ». «همانا محبوبترین شما نزد من و نزديکترين شما به همنشینی من در روز قیامت، خوشاخلاقترین شماست؛ و همانا مبغوضترين شما نزد من و دورترين شما از همنشینی من در روز قيامت، افراد بيهودهگو و گزافهگو و «مُتَفَيهقون» هستند». گفتند: ای رسول الله، افراد بيهودهگو و گزافهكو را میشناسيم، اما «مُتَفَيهقون» چه کسانی هستند؟ فرمود: «متكبران».
به روایت ترمذیپیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که از محبوبترینِ شما نزد ایشان در دنیا، و نزدیکترینِ شما به ایشان از نظر جایگاه در روز قیامت، خوشاخلاقترینِ شماست، و اینکه از مبغوضترینِ شما نزد ایشان در دنیا، و دورترینِ شما از ایشان از نظر جایگاه در روز قیامت، بداخلاقترینِ شماست؛ «الثَّرْثَارُونَ» (پرحرفان) یعنی کسانی که از روی تکلف و خروج از حق، بسیار سخن میگویند، «وَالْمُتَشَدِّقُونَ» (و لافزنان) یعنی کسانی که برای فصیح نشان دادن خود و بزرگنماییِ کلامشان، بدون احتیاط و پرهیز، در سخن زیادهروی میکنند، «وَالْمُتَفَيْهِقُونَ» (و متکبران در کلام). گفتند: ای رسول خدا، «ثرثارون» و «متشدقون» را دانستیم، اما «متفیهقون» چه کسانی هستند؟ فرمودند: «متکبران و مسخرهکنندگانِ مردم، که در سخن زیادهروی میکنند و با آن دهان خود را [پر کرده و] میگشایند».
از عبدالله بن عَمرو بن عاص رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ أَسْلَمَ، وَرُزِقَ كَفَافًا، وَقَنَّعَهُ اللَّهُ بِمَا آتَاهُ». یعنی: «به راستی رستگار شد کسی که اسلام آورد، و به اندازهٔ کفایت روزی داده شد، و الله او را به آنچه به وی عطا کرده، قانع گردانید».
به روایت مسلمپیامبر صلی الله علیه و سلم بیان کردهاند که به راستی پیروز و رستگار شد کسی که در برابر پروردگارش تسلیم شد و برای اسلام هدایت و توفیق یافت، و از راه حلال به اندازهٔ نیازش بدون افزونی و کمی روزی داده شد، و خداوند او را به آنچه به وی عطا کرده، قانع و راضی گردانید.
از ابوکبشه عمرو بن سعد انماری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «ثَلاثَةٌ أُقْسِمُ عَلَيهِنَّ، وَأُحَدِّثُكُم حَدِيثًا فَاحْفَظُوه: مَا نَقَصَ مَالُ عَبدٍ مِن صَدَقَةٍ، وَلا ظُلِمَ عَبْدٌ مَظْلَمَةً صَبَرَ عَلَيهَا إِلاَّ زَادَهُ اللَّهُ عِزًّا، وَلا فَتَحَ عَبْدٌ باب مَسأَلَةٍ إِلاَّ فَتَحَ اللَّه عَلَيْهِ باب فَقْرٍ، - أَوْ كَلِمَةً نَحْوَهَا - وَأُحَدِّثُكُم حَدِيثًا فَاحْفَظُوه: إِنَّمَا الدُّنْيَا لأَرْبَعَةِ نَفَر: عَبدٍ رَزَقَه اللَّه مَالاً وَعِلْما، فَهُو يَتَّقي فِيهِ رَبَّه، وَيَصِلُ فِيهِ رَحِمَه، وَيَعْلَمُ لِلَّهِ فِيهِ حَقًّا فَهذَا بأَفضَل المَنازل. وَعَبْدٍ رَزَقَهُ اللَّه عِلْمًا، وَلَمْ يَرْزُقهُ مَالاً فَهُوَ صَادِقُ النِّيَّةِ، يَقُول: لَو أَنَّ لِي مَالاً لَعمِلْتُ بِعَمَل فُلان، فَهُوَ بِنِيَّتِهِ، فَأَجْرُهُمَا سَوَاء. وَعَبْدٍ رَزَقَهُ اللَّهُ مَالا، وَلَمْ يرْزُقْهُ عِلْما، فهُوَ يَخْبِطُ في مالِهِ بِغَير عِلم، لا يَتَّقي فِيهِ رَبَّهُ وَلا يَصِلُ فیه رَحِمَه، وَلا يَعلَمُ للَّهِ فِيهِ حَقًّا، فَهَذَا بأَخْبَثِ المَنَازِل. وَعَبْدٍ لَمْ يرْزُقْهُ اللَّه مَالاً وَلا عِلْما، فَهُوَ يَقُول: لَوْ أَنَّ لِي مَالاً لَعَمِلْتُ فِيهِ بِعَمَل فُلانٍ، فَهُوَ بِنِيَّتِهِ، فَوِزْرُهُمَا سَوَاءٌ»: «سه چيز هست که من درباره ی آنها سوگند می خورم و سخنی به شما می گويم که آن را به ياد داشته باشيد: ثروت هيچکس به خاطر صدقه دادن کم نمی شود. به هر بنده ای ستم شود و او بر آن صبر نمايد، الله بر عزتش می افزايد. و هيچ بنده ای دربِ گدايی را نمی گشايد مگر اينکه الله دروازه ی فقر را به رويش باز می کند. - يا چنين سخنی فرمود.- و سخنی به شما می گويم، آن را حفظ کنيد: دنيا برای چهار نفر است: بنده ای که الله متعال ثروت و عملی به او داده است و او در اين باره تقوای الهی پيشه می سازد و بدين وسيله رابطه ی خويشاوندی اش را حفظ می کند و می داند که الله در آن حقی دارد. چنين بنده ای در بالاترين درجه و بهترين جايگاه می باشد. و بنده ای که الله دانشی به او داده، اما ثروتی به او نداده است و در نيتش صادق است؛ می گويد: اگر ثروتی داشتم، مانندِ فلان کس رفتار می کردم. لذا مطابق نيتش پاداش می يابد و اجر و ثواب هر دو برابر است. و بنده ای که الله ثروتی به او داده، اما دانشی به او نداده است و او بدون علم و دانش در ثروتش تصرف می کند و درباره ی اين ثروت، تقوای الهی را رعایت نمی کند و صله ی رحم به جا نمی آورد و در اين ثروت حقی برای الله نمی شناسد. چنين شخصی در پايين ترين و بدترين جايگاه است. و بنده ای که الله ثروت و دانشی به او نداده است و می گويد: اگر ثروتی داشتم، مانندِ فلان کس رفتار می کردم. لذا مطابق نيتش مجازات می شود و گناه شان يکسان است».
به روایت ترمذیسه خصلت هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد آنها سوگند یاد می کند و سپس حدیث دیگری را ذکر می کند. اما این سه خصلت عبارتند از: 1- مال هیچ بنده ای از صدقه دادن کم نمی شود. 2- به هر بنده ای ظلم و ستم شود و بر آن صبر کند، الله متعال به عزت و سربلندی او می افزاید. 3- و هیچ بنده ای دروازه ی گدایی از مردم را به روی خود باز نمی کند – نه از روی نیاز و ضرورت، بلکه به قصد ثروت اندوزی – مگر اینکه الله متعال او را فقیرتر و نیازمندتر می کند و دروازه ی فقر را به روی او می گشاید یا نعمتی را از او می گیرد که از آن بهره می برد. سپس ذکر می کند که دنیا از آن چهار نفر می باشد: 1- بنده ای که الله متعال مال و دانشی به وی روزی نموده و تقوای الهی پیشه کرده و این مال را در مسیر درست مصرف می کند و به علمش عمل نموده و پیوند خویشاوندی را رعایت می کند؛ این بنده در برترین مراتب و درجات قرار دارد. 2- بنده ای که الله متعال علم و دانشی را روزی وی نموده و به او مالی نداده است؛ اما در نیتش صادق است و می گوید: اگر مالی می داشتم، مثل بنده ی اول عمل می کردم؛ با وی همچون نیتش رفتار می شود و اجر و پاداش او با بنده ی اول یکسان می باشد. 3- بنده ای که الله متعال مالی روزی وی کرده و دانشی به او نداده است؛ و بدون علم در مالش تصرف می کند و تقوای الهی را در نظر نمی گیرد و رعایت پیوند خویشاوندی نمی کند و حقی در آن برای الله متعال قائل نمی شود؛ این بنده در بدترین مراتب و درجات می باشد. 4- بنده ای که الله متعال مال و علم و دانش در اختیار او قرار نداده و با این همه می گوید: اگر مالی می داشتم، مثل بنده ی سوم عمل می کردم؛ با او بر مبنای نیتش رفتار می شود و گناه این دو بنده یکسان می باشد.
از عُبَیدالله بن مِحصَن انصاری رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ أَصْبَحَ مِنْكُمْ مُعَافى فِي جَسَدِهِ، آمِنًا فِي سِرْبِهِ، عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمِهِ، فَكَأَنَّمَا حِيزَتْ لَهُ الدُّنْيَا». یعنی: «هر کس از شما در حالی صبح کند که در بدنش سالم، در میان خانواده و راهش ایمن، و غذای روزش را داشته باشد، پس گویی که دنیا برای او گرد آمده است».
به روایت ترمذی و ابنماجهپیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که هر کس از شما ای مسلمانان در حالی صبح کند که بدنش از بیماریها و ناخوشیها صحیح و سالم باشد، و در جان و خانواده و عیال و راهش ایمن و بدون ترس باشد، و به اندازهٔ کفایت، خوراک حلال روزش را داشته باشد؛ پس گویی که دنیا با تمام متعلقاتش برای او یکجا شده است.
از زيد بن ارقم رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم – چنین دعا می کرد و - می گفت: «اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ العَجْزِ وَالكَسَلِ، والبُخْلِ والهَرَمِ، وَعَذابِ القَبْرِ، اللَّهُمَّ آتِ نَفْسِي تَقْوَاهَا، وَزَكِّها أنْتَ خَيْرُ مَنْ زَكَّاهَا، أنْتَ وَلِيُّهَا وَمَوْلاَهَا، اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ؛ وَمِنْ قَلْبٍ لا يَخْشَعُ، وَمِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ؛ وَمِنْ دَعْوَةٍ لا يُسْتَجابُ لَهَا»: «يا الله، از ناتوانی، تنبلی، بُخل، پيری و عذاب قبر به تو پناه می برم؛ يا الله، به نفس من تقوايش را عنايت کن و آن را پاک بگردان که تو بهترين کسی هستی که آن را پاک می گردانی؛ تو ياور و مالک و کارسازِ آن هستی. يا الله، از علمِ بی ثمر و بی سود و از قلبی که خشوع ندارد و از نفس حريصی که سير نمی شود و از دعايی که پذيرفته نمی گردد، به تو پناه می برم».
به روایت مسلمپناه بردن و در اصطلاح «استعاذه» از عبادات قلبی بوده و فقط باید متوجه الله متعال گردد؛ و ناتوانی و تنبلی دو صفت نزدیک به هم می باشند که سد و موانعی در مسیر خیر دنیا و آخرت هستند؛ اگر مانع موجود در اثر عمل بنده باشد، این تنبلی است و اگر مانعی که بنده را از کاری بازداشته، نتیجه عمل بنده نباشد و خارج از توان وی باشد، عجز و ناتوانی است. اما بخل عبارت است از جمع مال و اموال و خودداری از مصرف آن در راه های خیر، مفید و سودمند؛ و به این ترتیب نفس انسان به محبت مال و انباشته کردن آن و انفاق نکردن آن در راه هایی که الله متعال امر کرده، گرایش می یابد. مراد از «الهرم» پیر و فرتوت شدن می باشد چنانکه توان خود را از دست داده و عقلش زایل گشته و همتش از بین برود؛ و درنتیجه از کسب خیر دنیا و آخرت ناتوان و عاجز بماند. الله متعال می فرماید: «وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ» [یس: 68] «و ما به هرکس عمر طولانی بدهیم، در آفرینش دگرگونش می کنیم [و او را به ناتوانی ذهنی و بدنیِ دوران کودکی برمی گردانیم]». و در ادامه عذاب قبر ذکر می گردد؛ و عذاب قبر حق است و اهل سنت و جماعت در این مورد اجماع و اتفاق نظر دارند. الله متعال می فرماید: «وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» [مومنون: 100] «و تا روزی که برانگیخته شوند، پشت سرشان برزخی است». قبر یا باغی از باغ های بهشت است یا حفره ای از حفره های دوزخ؛ به همین دلیل سنت است که بنده در هر نماز از عذاب قبر و هول و هراس و وحشت و بزرگی آن به الله متعال پناه ببرد. اما اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اللَّهُمَّ آتِ نَفْسِي تَقْوَاهَا» یعنی به نفس من فرمانبرداری از اوامر و دوری از نواهی را عطا نما؛ و گفته شده: تقوا در اینجا در برابر فجور تفسیر می شود. چنانکه الله متعال می فرماید: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» [شمس: 8] «سپس نافرمانی و پرهیزگاری اش را [به او] الهام کرد». «وَزَكِّها»؛ یعنی آن را از رذیلت ها و پستی ها پاک بگردان. «أنْتَ خَيْرُ مَنْ زَكَّاهَا»؛ یعنی پروردگارا، کسی جز تو نمی تواند آن را پاک و طاهر گرداند. «أنْتَ وَلِيُّهَا»؛ تو یاور و مدبر آن هستی. «وَمَوْلاَهَا»؛ و تو مالک آن و کسی هستی که به آن نعمت می بخشی. «اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ»؛ یا الله به تو پناه می آورم. «مِنْ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ»؛ از علمی که سود و ثمری نداشته باشد یا علمی که بنده به آن عمل نکند و روز قیامت حجتی علیه او باشد، چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «وَالْقُرْآنُ حُجَّةٌ لَكَ أَوْ عَلَيْكَ»: «و قرآن حجتی به نفع تو يا حجتی بر ضد توست». [روایت مسلم] و علمی که سودی به دنبال نداشته باشد، باطن انسان را خوب و طاهر نمی گرداند تا به ظاهر او سرایت کند؛ و به این ترتیب به ثواب و پاداش کامل تر دست یابد. «وَمِنْ قَلْبٍ لا يَخْشَعُ»؛ و از قلبی که با ذکر و یاد الله و شنیدن کلامش خاشع و فروتن نگردد؛ از قلبی که دچار قساوت شود؛ و به این ترتیب از الله متعال می خواهد که قلبش در برابر پروردگارش خاشع و فروتن بوده و در پی خواسته ی او باشد؛ که اگر چنین نباشد، دچار قساوت می باشد که باید از آن به الله پناه برد. الله متعال می فرماید: «فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم» [زمر: 22] «واى بر آنان که در برابرِ ذكر الله سنگدل شده اند». «وَمِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ»؛ یعنی نفسی که از حرص دنیای فانی سیر و ارضا نمی شود و همیشه در آرزوی آرزوهای دست نیافتنی می باشد. «وَمِنْ دَعْوَةٍ لا يُسْتَجابُ لَهَا»؛ یعنی پناه می برم به الله از اسباب و مقتضیات قبول نشدن دعا؛ از اینکه طرد شوم و مورد خشم و غضب قرار گیرم؛ چون نپذیرفته شدن دعا، علامت عدم مقبولیت دعا کننده می باشد؛ حال آنکه دعای مومن رد نمی شود؛ یا در دنیا اجابت می شود یا به واسطه ی آن بلایی مانند آن از وی دور می شود یا برای او در آخرت ذخیره می گردد. در هر صورت دعای مومن ضایع نمی شود بر خلاف دعای کافر؛ چنانکه الله متعال می فرماید: «وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ» [الرعد: 14] «و دعای کافران [در برابر معبودهای شان] جز در گمراهی نیست».
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم چنین دعا می کرد: «اللَّهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الجُوعِ، فَإنَّهُ بِئْسَ الضَّجِيعُ؛ وأعوذُ بِكَ منَ الخِيَانَةِ، فَإنَّهَا بِئْسَتِ البِطَانَةُ»: «يا الله، من از گرسنگی که همخواب بدی است و از خيانت که ويژگی درونیِ بدی است، به تو پناه می برم».
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوودرسول الله صلى الله عليه وسلم از گرسنگی به الله پناه می برد که همراه و همدم بدی است و مانع استراحت انسان می شود. همچنین از خیانت در امانتِ خالق و مخلوق به الله متعال پناه می برد؛ چون خیانت از بدترین خصلت های درونی است.
از علی رضیاللهعنه روایت است که بردهٔ مُکاتَبی نزد او آمد و گفت: من از [پرداختِ مال] مکاتبهٔ خود عاجز شدهام، پس مرا یاری کن. علی گفت: آیا کلماتی را به تو نیاموزم که رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم به من آموختند، [که] اگر به اندازهٔ کوه «صیر» بدهی داشته باشی، خداوند آن را از جانب تو ادا میکند؟ گفت: «قُلْ: اللَّهُمَّ اكْفِنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ، وَأَغْنِنِي بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاكَ». یعنی: «بگو: خداوندا، مرا با حلالت از حرامت کفایت کن (بینیاز ساز)، و با فضل خود از غیر خودت بینیاز گردان».
به روایت ترمذیمردی برده که با صاحبش قرارداد بسته بود تا با پرداخت مبلغی، خود را بخرد و آزاد شود (مکاتَب)، در حالی که مالی نداشت، نزد امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب رضیاللهعنه آمد و گفت: همانا من از پرداخت آنچه بر عهده دارم، عاجز شدهام، پس مرا با مال یا با آموزش و ارشاد بر ادای آن یاری کن. امیرالمؤمنین به او گفت: آیا کلماتی را به تو نیاموزم که رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم به من آموختند، [که] اگر بدهیای به اندازهٔ کوهی به نام «صیر» متعلق به قبیلهٔ طئ داشته باشی، خداوند آن را از جانب تو به صاحب حق ادا میکند و تو را از خواریِ آن نجات میدهد؟ گفت: بگو: «اللَّهُمَّ اكْفِنِي» (خداوندا مرا کفایت کن) و بازدار و دور کن «بِحَلَالِكَ» (با حلالت)، در حالی که با آن بینیاز شوم «عَنْ حَرَامِكَ» (از حرامت). «وَأَغْنِنِي» (و مرا بینیاز گردان) و کفایت کن «بِفَضْلِكَ» (با فضل) و بخششت «عَمَّنْ سِوَاكَ» (از غیر خودت) از مخلوقات.