





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ، لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ، وَسُبْحَانَ اللَّهِ، وَاَللَّهُ أَكْبَرُ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إلَّا بِاَللَّهِ»: «کارهایِ نیکِ پایدار عبارتند از: لا اله الا الله و سبحان الله و الله اکبر و الحمدلله و لا حول ولاقوة الا بالله».
به روایت ابن حبان - به روایت حاکم - به روایت نسائیاین حدیث دلیلی بر فضل این ذکر با این صیغه است؛ زیرا دربردارنده ی معانی تسبیح و تعظیم الله متعال و حمد و ستایش او به سبب افعالش می باشد؛ چنانکه بنده هیچ حرکت و توان و تصرفی جز بر مبنای اراده و مشیت الهی ندارد؛ توانی در دفع شر و قدرت و نیرویی برای کسب خیر ندارد مگر با تکیه بر الله متعال و اراده و مشیت او؛ این کلمات با این معانی گسترده، از جمله مواردی هستند که بعد از مرگ مومن اثرشان باقی می ماند و برای او سودمند خواهند بود.
از بریده رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم از مردی شنید که چنین می گوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنِّي أَشْهَدُ أَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الْأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذِي لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ»: «یا الله، از تو مسألت دارم با توسل به اينكه شهادت می دهم الله تويی و معبود بر حقی جز تو نیست، یکتایِ بی نيازی که نه زاده و نه زاييده شده و همتایی برای او نیست». پس فرمود: «لَقَدْ سَأَلَ اللَّهَ بِاسْمِه الَّذِي إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَى، وَإِذَا دُعِيَ بِهِ أَجَابَ»: «براستی با توسل به اسم اعظم الله از او درخواست نمود؛ اسم اعظمی که هرگاه به وسیله ی آن از او خواسته شود، عطا می کند و چون با آن دعا شود، اجابت می نماید».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداووداین دعای بزرگ که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را از بادیه نشینی می شنود که با آن مشغول دعا و توسل جستن به الله متعال است، دربردارنده ی اسم اعظم خداوند و توحید الهی می باشد و بیانگر این مهم است که الله یکتایِ بی نیازی است که مردم نیازهای خود را از او می خواهند؛ ذاتی که نه زاده، چون مثل و مانندی برای او نیست و از همه کس و همه چیز بی نیاز است و نه زاییده شده و مثل و مانندی برای او وجود ندارد؛ کسی نیست که در ذات و صفات و افعال، مثل و مانند او باشد. این معانی والا که اصل و اساس توحید هستند، این دعا را بزرگ ترین دعاها قرار داده است، چنانکه هیچ بنده ای به واسطه ی آن در پیشگاه خداوند دست به دعا بر نمی دارد مگر اینکه آنچه خواسته به او عطا می شود.
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اللَّهُمَّ كَمَا حَسَّنْت خَلْقِي فَحَسِّنْ خُلُقِي»: «بار الها چنانکه مرا زیبا و نیکو آفریدی، اخلاقم را زیبا و نیکو بگردان».
به روایت احمدبر هر انسانی لازم است از الله متعال بخواهد چنانکه ظاهر وی را زیبا و نیکو و کامل آفریده است، باطنش را نیکو بگرداند و اخلاق نیکی به او ببخشد تا به وسیله ی آن انسانیت وی کامل گشته و باطنش پاک گردد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ»: «مومن آیینه ی برادر مومنش می باشد».
به روایت ترمذی - به روایت ابوداووددر این حدیث توصیف بدیع و تشبیه بلیغ پیامبر را می بینیم که در خلال آن جایگاه دو مسلمان نسبت به یکدیگر را بیان می کند و مسئولیت هریک نسبت به دیگری را گوشزد می نماید که باید او را به سوی اخلاق نیکو راهنما بوده و از اخلاق بد دور نماید؛ و به این ترتیب مومن در برابر برادر مومنش همچون آینه ای صیقلی است که گویا خود را در آن می بیند؛ و این تعبیر بیانگر وجوب نصیحت مومن می باشد؛ بنابراین چون مومنی از عیب و خطایی در برادر مومنش آگاه شد، باید او را متوجه اشتباهش نموده و به امری که مصلحتش را در پی دارد، راهنما باشد؛ اما با رعایت این نکته که این موارد در بین آنها باقی بماند و به گوش دیگران نرسد زیرا نصیحت در میان جمع، درواقع رسوا نمودن فرد می باشد.
از عیاض بن حمار رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إلَيَّ: أَنْ تَوَاضَعُوا، حَتَّى لَا يَبْغِيَ أَحَدٌ عَلَى أَحَدٍ، وَلَا يَفْخَرَ أَحَدٌ عَلَى أَحَدٍ»: «همانا الله به من وحی نمود که نسبت به يکديگر فروتن باشيد تا هيچکس به ديگری فخر نفروشد و ستم و گردنکشی روا ندارد».
به روایت مسلمتواضع و فروتنی که به آن دستور داده شده، یکی از مصادیق اخلاق نیک و اخلاق مومنان است که الله متعال آن را به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم وحی کرده است؛ و این بیانگر میزان اهمیت و توجه به آن می باشد. زیرا هرکس تواضع و فروتنی کند، در برابر اوامر الهی تسلیم و فرمانبردار بوده و از آنچه نهی شده دوری می کند و در تعامل خود با مردم فروتن بوده و اصل تواضع را رعایت می کند. در این حدیث از فخرفروشی و اظهار مباهات نسبت به اخلاق نیک و پسندیده جهت برتر شمردن خود از دیگران نهی شده است.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّكُمْ لَا تَسَعُونَ النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ وَلْيَسَعُهُمْ مِنْكُمْ بَسْطُ الْوَجْهِ وَحُسْنُ الْخُلُقِ»: «شما نمی توانید مردم را با اموال و دارایی که در اختیار دارید جلب خود کنید؛ بلکه با گشاده رویی و اخلاق نیکوست که می توانید همنشینی و مصاحبت با آنها را به دست آورید».
به روایت حاکماین حدیث بیانگر فضل گشاده رویی و خوش رویی به هنگام ملاقات با دیگران می باشد و فضل اخلاق نیک، برخورد نیکو، نیک سخن گفتن با مردم و عمل نیکو را می رساند؛ این موارد برای هر انسانی مقدور و ممکن می باشد؛ چنین اخلاقی است که جلب محبت می کند و الفت و دوستی و همنشینی بین افراد جامعه را تداوم می بخشد.
از جویریه امالمؤمنین رضی الله عنها روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم هنگام نماز صبح، اول وقت از نزد او خارج شدند در حالی که او در محل نمازش بود. سپس پس از گذشت پاسی از صبح بازگشتند در حالی که او همچنان نشسته بود. پس فرمودند: «مَا زِلْتِ عَلَى الْحَالِ الَّتِي فَارَقْتُكِ عَلَيْهَا؟» یعنی: «آیا همچنان بر همان حالی هستی که تو را بر آن ترک کردم؟» گفت: آری. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لَقَدْ قُلْتُ بَعْدَكِ أَرْبَعَ كَلِمَاتٍ، ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، لَوْ وُزِنَتْ بِمَا قُلْتِ مُنْذُ الْيَوْمِ لَوَزَنَتْهُنَّ: سُبْحَانَ اللهِ وَبِحَمْدِهِ، عَدَدَ خَلْقِهِ وَرِضَا نَفْسِهِ وَزِنَةَ عَرْشِهِ وَمِدَادَ كَلِمَاتِهِ» یعنی: من بعد از تو چهار کلمه را سه بار گفتم که اگر با آنچه تو از [آغاز] امروز گفتهای وزن شود، از آنها سنگینتر خواهد بود: سُبْحَانَ اللهِ وَبِحَمْدِهِ، عَدَدَ خَلْقِهِ وَرِضَا نَفْسِهِ وَزِنَةَ عَرْشِهِ وَمِدَادَ كَلِمَاتِهِ» (الله پاک و منزه است و او را ستایش میکنم؛ [ستایشی] به تعداد مخلوقاتش، و به اندازهٔ خشنودیِ ذاتش، و به سنگینیِ عرشش، و به اندازهٔ مرکبِ کلماتش).
به روایت مسلمپیامبر صلی الله علیه و سلم اول روز، هنگامی که نماز صبح را خواندند، از نزد همسرشان امالمؤمنین جویریه رضی الله عنها خارج شدند، در حالی که او در محل نمازش نشسته بود. سپس پس از آنکه نیمهٔ روز گذشت و وقت چاشت شد، بازگشتند در حالی که او همچنان در مکانش نشسته بود. پس فرمودند: آیا همچنان بر همان حالی هستی که تو را بر آن ترک کردم؟ گفت: آری. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: همانا من بعد از تو چهار کلمه گفتم و آن را سه بار تکرار کردم که اگر از نظر پاداش با تمام آنچه تو در این مدتی که نشستهای گفتهای مقایسه شود، بر آن برتری مییابد: «سُبْحَانَ اللهِ» (الله پاک و منزه است) و منزه دانستن او از همهٔ نقایص، «وَبِحَمْدِهِ» (و با ستایش او) زیرا ثنای جمیل از آنِ اوست که به این [کار] هدایت کرده است، «عَدَدَ خَلْقِهِ» (به تعداد مخلوقاتش) که جز خدا کسی آنها را نمیشمارد، «وَرِضَا نَفْسِهِ» (و به اندازهٔ خشنودیِ ذاتش) به مقداری که او را از بندگانش که از آنان راضی شده، خشنود میسازد و آن چیزی است که به آن احاطه نمیتوان یافت، «وَزِنَةَ عَرْشِهِ» (و به سنگینی عرشش) که بزرگترین و سنگینترین مخلوقات است، «وَمِدَادَ كَلِمَاتِهِ» (و به اندازهٔ مرکب کلماتش) و کلمات خدا شمارش نمیشوند و پایان نمیپذیرند؛ و این [عبارت] سه بخش [قبلی] را در بر میگیرد و شامل آنها میشود؛ زیرا مرکب کلمات او سبحانه، نه قدرش نهایتی دارد، نه صفتش و نه تعدادش. بلکه منظور، مبالغه در کثرت است؛ زیرا ابتدا چیزی را ذکر کرد که با شمارش زیاد قابل شمارش است یعنی تعداد مخلوقات، سپس به چیزی بزرگتر از آن ترقی کرد و از آن به رضایت ذاتش تعبیر نمود، سپس به وزن بزرگترین مخلوقات یعنی عرش؛ پس اولی برای شمارش و کمیت است، دومی برای صفت و کیفیت، و سومی برای بزرگی و سنگینی.
از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا عَمِلَ ابْنُ آدَمَ عَمَلًا أَنْجَى لَهُ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ»: «هیچ عملی را بنده انجام نمی دهد که بیش از ذکر و یاد الله نجات دهنده ی او از عذاب الهی باشد».
به روایت ابن ابی شیبه - به روایت طبرانی - به روایت احمد - به روایت مالکالله متعال برای بندگانش اسبابی را جهت رسیدن و دست یافتن به بهشت و نجات از آتش دوزخ در نظر گرفته است؛ یکی از این اسباب ذکر و یاد خداوند می باشد؛ این حدیث بر فضل ذکر دلالت می کند و اینکه یکی از اسباب نجات از ترس های دنیا و آخرت بوده و سببی از اسباب نجات از آتش دوزخ می باشد؛ و این فضیلت از بزرگترین فضایل ذکر است.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ تَعَاظَمَ في نَفْسِهِ، واخْتَال في مِشْيَتِهِ، لَقيَ اللهَ وهُوَ عليهِ غَضْبَانُ»: «هرکس خود را بزرگ پندارد و در راه رفتنش تکبر به خرج دهد، درحالی الله متعال را ملاقات می کند که بر وی خشمگین است».
به روایت حاکم - به روایت احمداین حدیث بر مذموم بودن تکبر و خودبرتربینی دلالت می کند؛ تکبر و برتر دیدن خود می تواند در راه رفتن و لباس پوشیدن و سخن گفتن و در تمام امور جلوه نماید؛ و هرکس چنین حالتی داشته باشد و خود را بیش از دیگران بزرگ و شایسته ی تعظیم بپندارد، روز قیامت درحالی الله متعال را ملاقات می کند که بر وی خشمگین است.